ویگن: خوشه‌چین

ویگن خوشه چین

خوشه‌چین
کلام: هوشنگ شهابی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Renato Carosone – O sarracino

در تابستونا، تو تاکستونا
خوشه‌ی انگور بر شاخه‌ی رَز
سرخوش و مغرور
میشینه، رنگاش سرخه و سبز

دختره سبد در دستش
دل، مَست از اون چشم مستش
آروم خوشه می‌چینه
دامنش پُر از چینه!

چارقَد آبی سرش
پیرهن گُلی تنش
خوشه انگورو ریخته تو دامنش!

رو سنگ چشمه، با صد کرشمه
میشینه آروم
می‌خونه مغموم
افسانه‌سازه
شب عاشقان چه درازه!

میگمش چنین، با دلی غمین
آهای گلنارم!
من دوستت دارم
به من می‌خنده
در باغو رو من می‌بنده!

تو چشمای سیاش، افسون
دل من شد از او پُر خون
حال زارم همچو مجنون
شده‌ام دیگه دیوونه!

از روی چینه منو می‌بینه
میگه وقت سحر
میدم من خبر
سبد رو شونه‌اش
آروم‌آروم میره به خونه‌اش!

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *

ویگن: داستان یک عشق

ویگن داستان یک عشق

داستان یک عشق
کلام: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Carlos Eleta Almarán – Historia de un amor

آرزو دارم چون باد بهاری
پَر گشایم از گلستان به سویَت
عطر خواب‌آور گل را
نسترن‌های زیبا را
سازم افشان به مویَت

به عشقت نغمه‌ای نو می‌سَرایم
به سوی آسمان‌ها می‌گَرایم
به آرزوی دیدارت، درِ آفاق آبی را
به افسون می‌گشایم!

تو ای بخت گریزان کجایی، کجایی؟
که چون رویا به چشمم نیایی، نیایی!

به راهت در انتظارم که بازآیی به سویَم
با لبخند شیرینت گشایی در به رویَم

تو را می‌جویَم ای زیبای گلها
که پنهانی ز چشمانم پری‌وار
ولی بیهوده می‌جویَم
دریغا از جستجویم!
دریغ از روز دیدار!

*‌ * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور
* * *
LP Cover
* * *

پوران: ویرون بشی ای دل

پوران ویرون بشی ای دل

ویرون بشی ای دل
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: پوران شاپوری

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (پوران)

* * *

عباس مهرپویا: من که در تو مرده‌ام

عباس مهرپویا من که در تو مرده ام

من که در تو مرده‌ام
شعر: یگانه شاهمیری
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا

من که در تو زندگانی یافتم
من که هستی را ز چشمانت نگاهت یافتم
دیگر قرارم نیست، دیگر شکیبم نیست
من که در تو مُرده‌ام

من که هستی را زچشمانت، نگاهت یافتم
من که آلامم میان تیره‌ی مویت، صدایت یافتم
دیگر قرارم نیست، دیگر توانم نیست
من که در تو مُرده‌ام

من که در یاد و خیالت مُرده‌ام
من که در یاد و و جودت نیستم
قصه‌گوی قلب من! دیگر قرارم نیست
خدا را! آسمانها را گواهی
من که در تو مُرده‌ام

♫  LP Cover  ♫

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

عارف: صدایم کن

عارف صدایم کن

صدایم کن
شعر: پرویز وکیلی / خواننده:‌ عارف
بر آهنگ: Bir Garip Yolcu – Handan Kara

یه مرغ عشق اومد تورو صدا کرد
قفس‌های ما را از هم جدا کرد
تو بی‌من آزرده، من بی‌تو دلتنگ
بینِ ما جدایی، فرسنگها فرسنگ
من با تو خوشبخت، بی‌تو غمگینم
غمگین‌تر آدم روی زمینم
ما هر دو از غم فسانه هستیم
نفرین شده‌ی زمانه هستیم
صدایم کُن! صدایم کُن! صدای تو موج دریاست
صدای تو گرم و غمگین مثلِ زنگِ کاروان‌هاست

*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

ضیا ـ گوگوش: کولی‌ها

گوگوش ضیا کولی ها

ترانه‌سرا: عبدی
ملودی آهنگ: عبری
تنظیم‌کننده: عطاالله خرم
خوانندگان:‌ ضیاء ـ گوگوش
انتشار: ۱۳۴۶

گوگوش:
کولی زیبا، دختر صحرا
بر مخمل سبزه‌ها

ضیاء:
کرده برپا شور و غوغا
رقصد میان گُلها

همخوان:
می‌رُباید آن زیبا
با افسون عشوه‌ها
صبر و قرار از دل‌ها

دست به دست پسرها
با دختران زیبا
با او به رقص و غوغا
می‌رقصد او میان گُلها

ضیاء:
می‌خوانَد با کرشمه
کولی، دختر صحرا
دست افشانید از مستی
ای عاشقان شیدا!

گوگوش:
دخترک با ساز و نوای کولی‌ها
کرده در گلستان، شوری بر پا!

* * *

مرضیه: شراره جاویدان

مرضیه شراراه جاویدان

شراره جاویدان
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه

مهر منی
ماه منی
به دلبری اگر چه جانکاه منی
ز دلبران تويی که دلخواه منی
من شمع وفای توام
روشن به سرای توام
افسانه‌ی عشق و جنون
افسانه‌سرای توام
بينم که چو من تو غزلخوان شده‌ای

عشق است و غمی که پريشان شده‌ای

سخن بگو فدای لبهای تو، من
که با خبر شوم ز دنيای تو، من
به وقت رفتنم بيا تا که شَوَم
دوباره زنده از تماشای تو، من
من شمع وفای توام
روشن به سرای توام
افسانه‌ی عشق و جنون

افسانه‌سرای توام

غم دلم را کسی نداند
حکايتم را کسی نخواند
تو مهربانی کُن
تو همزبانی کُن
که هر که دم زد از وفا ديدم، نشانی از وفا ندارد
دگر کسی ز جمع اين ياران، محبت تو را ندارد
ز عشق خود مرا بسوزان
نه با جفا، به مهربانی
چنان کز آتشم بمانَد
شراره‌های جاوِدانی

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: در می‌زند

مرضیه در می زند

در می‌زند
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: مرضیه

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

فرمان چو دهد فرمان کُنم
جان خواهد اگر قربان کُنم

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

چون درآید، رخ نَماید
رنج دوری‌اش به سرآید
شب به سر رَسَد، سحر آید
در بُگشا! بر روی آن زیبا

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

ساقی به ساغری دیوانه کُن مرا
مستِ جنون به یک پیمانه کُن مرا
به رهش مگر ز مستی، گلِ زندگی بریزم
شده‌ام غبار و ترسم ز میانه برنخیزم

امشب که می‌آید ز در
بر دل ز شبهای دگر
آتش فزون‌تر می‌زند
آشفته‌ام چون موی او
مستانه هر دم سوی او
مرغ دلم پر می‌زند

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

* * *

عباس مهرپویا: سنگ مرمر

عباس مهرپویا سنگ مرمر

سنگ مرمر
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عباس مهرپویا

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

گوگوش: من و گنجشک‌های خونه

گوگوش من و گنجشکهای خونه

من و گنجشک‌های خونه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ:‌ واروژان
خواننده: گوگوش

ای چراغِ هر بهانه
از تو روشن، از تو روشن
ای که حرفایِ قشنگت
من‌و آشتی داده با من
من‌و گنجشکایِ خونه
دیدنت، عادتمونه
به هوایِ دیدنِ تو
پَر می‌گیریم از تو لونه
باز میایم که مثلِ هر روز
برامون دونه بپاشی
من‌و گنجشکا می‌میریم
تو اگه خونه نباشی

همیشه اسم تو بوده
اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم
بوی تو داره نفس‌هام
عطرِ حرفای قشنگت
عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون
سُرخه گونه‌های عاشق
شعر من رنگ چشاته
رنگِ پاکِ بی‌ریایی
بهترین رنگی که دیدم
رنگِ زردِ کهربایی
من‌و گنجشکای خونه
دیدنت، عادتمونه
به هوای دیدن تو
پَر می‌گیریم از تو لونه

تهران، ۷۱ ـ ۷۰

سال آخر دانشکده با پسرعمه‌ام ـ احمد بهارلو ـ دوست و همبازیِ روزگارِ کودکی؛ آپارتمانی را در امیرآباد اجاره کرده بودیم. خانه‌ای دو طبقه که در طبقه‌ی اولِ آن صاحبانِ خانه ـ آقا و خانم زندیه ـ و در طبقه‌ی زیر ما زندگی می‌کردیم.
احمد که دانشجوی اقتصاد بود و درمطبوعات هم قلم می‌زد اولین شنونده‌ی کارهای تازه‌ی من بود. همانگونه که اولین شعرم را هم سالها پیش از آن در داراب برای او خوانده بودم، و او هم جزو اولین کسانی بود که باعث شدند من شعر را جدی بگیرم. در جریان حرکت‌های اعتراضی دانشجویان با کسی آشنا شده بودم که ترانه‌ی «همزاد» هم مثل این ترانه، تکرارِ تاثیر حضور اوست. اما من هنوز همانگونه که از ترانه‌هایم پیداست، به‌دنبال جواب بودم که از این همه چهره‌های گوناگون، کدام چهره‌ی واقعی عشق است. «پرسش» عشق را هنوز پاسخی قانع‌کننده نیافته بودم. با همخانه‌ام ـ احمد ـ که عشق و عادت را به‌گونه‌ای دیگر به گفتگو و تفسیر پرداختیم. اما به‌جای جواب به پرسشی دیگر رسیدیم: مرزِ‌ میان عشق و عادت کجاست!؟
«من و گنجشک‌های خونه» عاشقیم یا عادت عاشقانه داریم!؟ با عشق آغاز کرده‌ایم اما انتظارِ هر روزی عادت نیست!؟
[حسن] شماعی‌زاده هوشیارانه با احساس و استعدادی غریزی، ناب‌ترین ملودی را از عاشقانه‌ترین گوشه‌های موسیقیِ ایرانی گرفت و ردای قامتِ این ترانه‌ی عاشقانه کرد و زنده‌یاد واروژان با برگردانِ زبانِ موسیقی ایرانی به زبانِ جهانی موسیقی و ترجمه‌ی کلامِ من به زبانِ سازها، آن را با صدای عاشقی از گلوی زخمی «شکایت» ـ گوگوش ـ به جاودانگی رساند.
در ارتباط با مفهوم شعر، یکی از کامل‌ترین ملودی‌ها و تنظیم‌هایِ تاریخِ موسیقیِ پاپِ ایران را دراین سمفونیِ ماندنی با اجرای فراموش‌نشدنیِ‌ گوگوش می‌شنویم. برای خودِ من همیشه شنیدنِ این ترانه تازگی و طراوت دارد و مرا به شهر خاطره‌های گمشده می‌برد. انگار همین دیروز بود که در استودیوی «ال‌کوردوبس» با گوگوش، شماعی‌زاده، و زنده‌یاد واروژان شبهای بسیاری را برای پیدا کردنِ حسِ واقعیِ این شعر و ملودی در طنینِ صدای خواننده بی‌آنکه در خواندن به نُت‌های ملودیِ آواز لطمه‌ای وارد شود، به سحر رساندیم. تا پیدا کردنِ زبانِ واقعیِ حسِ‌ ترانه و پیاده‌کردنِ‌ آن در صدای خواننده، حدود یک هفته ما چهار نفر فقط برای خُفتن استودیو را ترک‌ می‌کردیم و دوباره پس از چند ساعت استراحت، عاشقانه کارِ خویش را پی می‌گرفتیم.
[از ریشه تا همیشه،‌ گزینه‌ی سی‌سال ترانه‌های اردلان سرفراز،‌ نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحه‌ی ۱۷۴ و ۱۷۵]

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *