داود مقامی: یارم قهر کرده

داود مقامی یارم قهر کرده

یارم قهر کرده
آهنگ و شعر: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

شب مهتابه و دل بیقراره ای خدا
دیگه لطفی برای ما نداره ای خدا
نمی‌دونم نگار مهوش من چرا
خبر از حال زار من نداره ای خدا
دیگه دل طاقت بلا نداره ـ چرا
سر من شور ماجرا نداره ـ چرا
دیگه اشکم برام دوا نمیشه
اثری بر دل مبتلا نداره ـ چرا
آخه چرا یارم از من قهر کرده رفته
نکنه هوای یار دیگر کرده رفته
بگین چرا یارم از من قهر کرده رفته
نکنه سرش هوای همسر کرده رفته

آخه من یار وفادارش بودم
تو همه مستی‌ها هوشیارش بودم
بخدا از جون و دل میخواستمش
سر هر کوچه هوادارش بودم
مگه او ز من چه دیده که دل ز من بریده
چو مرغی از بر من رمیده پر کشیده

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

پوران: بی‌همزبان

پوران بی همزبان

بی‌همزبان
شعر:‌ بیژن ترقی
آهنگ: پروبز یاحقی
خواننده: پوران

عباس مهرپویا: آه

عباس مهرپویا آه

آه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: الوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا

آه شرر زای من
همدمِ شبهای من
مانده به لبهای من
ای که تو تنها در دل شبها از غمِ عشقی آگاه
ای سینه‌سوز، ای راز جانکاه
آه! ای آتشین آه!
شمع وجودم سوزی
آتشِ دل افروزی
لب ز سخنها دوزی
شعله‌ی جانی، سوز نهانی، عمر تو چون من کوتاه
ای سینه‌سوز، ای راز جانکاه
آه! ای آتشین آه!
از کوی یار من گذر کُن
یک شب آخر در دل سنگش اثر کُن
ای آتشین آه
ای آتشین آه
* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

منوچهر سخایی ـ دلکش: به کنارم بنشین

منوچهر سخایی دلکش به کنارم بنشین

به کنارم بنشین
شعر: رهی معیری
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: منوچهر سخایی ـ دلکش
ترانه فیلم: شرمسار

بنشین ای گل، به کنارم بنشین!
سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را
یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم
یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم
ماه من! به دامنم بنشین کز غمت ستاره‌بارم
شکوه‌ها ز دوریت هر شب با مَه و ستاره دارم

من چه باشم؟ بستهٔ بندت
نیمه‌جانی، صید کمندت، آرزومندت
از غمت چون ابر بهارم
ای به از گلهای بهاری روی دلبندت
ای شمع طرب، سوزم همه شب،
بنشین که شود طی شب تارم
بنشین! به کنارم بنشین!

مرو، مرو که بی‌تابم من
درون آتش و آبم من
دامنم، ز اشکِ غم تَر باشد
خارم ای گل، بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی
ستانم از دهانت کامی
طرهٔ تو بوسه‌باران سازم
گه جان یابم
گه جان بازم
مه فتنه‌گرم، چه روی ز برم؟
چون ز دلداری آمدی باری
تا به پایت جان بسپارم، بنشین!

* * *

قاسم جبلی: پروانه

قاسم جبلی پروانه

پروانه
شعر: امیر عظیمی
آهنگ: منوچهر گودرزی
خواننده: قاسم جبلی

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *

عباس مهرپویا: دختر شب

عباس مهرپویا دختر شب

دختر شب
شعر: سلطانپور
ارکستر: اوخدا
خواننده: عباس مهرپویا

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

الهه: یاد که بودی

الهه یاد که بودی

یاد که بودی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: الهه

آنشب که از کنار من،
رفتی تو ای پیمان‌شکن
من یاد تو بودم و تو یاد که بودی؟
آنشب که رفتی از بَرم،
کردی ز غم مجنون‌ترم
تنها کجا رفتی و دل از که ربودی؟
رفتی مرا دیوانه کردی،
کاشانه‌ام ویرانه کردی
از آه من پروا نکردی؟
به دلت ز غمم اثر مانده؟ نمانده!
به شب سیه‌ام سحر مانده؟ نمانده!

در آتش غمم می‌دانی چه می‌کشم؟
درجمع عاشقان چون شمعی در آتشم
تو ساقیِ منی، از جام میِ که مستی؟
امشب جدا زمن، سرمستِ میِ که هستی؟

* * *

هایده: با تو هستم هر کجا هستم (گلهای رنگارنگ ۵۴۸)

هایده با تو هستم هر کجا هستم

با تو هستم هر کجا هستم
آهنگساز: علی تجویدی
سراینده: اسماعیل نواب‌صفا
خواننده: هایده
گلهای رنگارنگ ۵۴۸
انتشار: بهار سال ۱۳۵۰

رفتم، رفتم، رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم

از عشقِ تو جاودان ماند ترانه‌یِ من
با یادِ تو زنده‌ام عشقت بهانه‌یِ من
پیدا شو چو ماهِ نو گاهی به خانه‌یِ من
تا ریزد گُل از رُخت در آشیانه‌یِ من

رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم

آهم را می‌شَنیدی،
به حالِ زارم می‌رسیدی
نازت را می‌خریدم
تو نازِ من را می‌کشیدی

به‌خدا که تو از نظرم نروی
چو روَم ز بَرَت، ز بَرَم نروی

رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم

اگر مُرادِ ما بر آید، چه شود
شبِ فراقِ ما سر آید، چه شود

به‌خدا کس زِ حالِ من خبر نشد
که به‌جز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یک نفس ز پیشِ چشمِ من
که به چشمم به‌جز تو جلوه‌گر نشد

رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: پایان سفر

ویگن پایان سفر

پایان سفر
شعر: پرویز وکیلی
تنظیم‌ آهنگ: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۴۳

از شهر تو دگر نروم
دیگر بی تو سفر نروم
باشد کوی تو خانه‌ی من
زین کاشانه بدَر نروم

هرجا گذرم، هر سو نگرم
در ره جستجوی توام
هر جا که بُوَد سیر و سفرم
بینم آخر در کوی توام

من در انتظار تو
در شهر و دیار تو
گم کرده‌ام جوانی‌ام را
در آرزوی رویت
سیه مکُن چو مویت
پایان زندگانی ام را

از شهر تو دگر نروم
دیگر بی تو سفر نروم
باشد کوی تو خانه من
زین کاشانه بدر نروم

من نمی‌خواهم، نمی‌خواهم که بی تو
اختران آسمانها را ببینم
من نمی خواهم‌، نمی‌خواهم که هرگز
بی تو ای گل، بوستان‌ها را ببینم

* * *