
یواش یواش
شعر: اصغر واقدی
آهنگ: ناصر زرآبادی
خواننده: دلکش
پرسون پرسون، یواش یواش اومدم در خونتون
ترسون ترسون لرزون لرزون اومدم در خونتون
یک شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم
از پنجره منو دیدی مثلِ گلها خندیدی
آه به خدا، آن نگهت از خاطرم نرود
گفتم بهخدا قهر گناهه
دل منتظره، چشم به راهه
ای من به فدات ناز مکُن تو
با چشم سیات ناز مکُن تو
این دو روزه دنیا مثل خواب و رویا، گذرونه
با هم آشتی کنیم که بهار دوباره گل فشانه
* * *

جدائی
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: شکوه قهرمان
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۸
ای خدا، ای آسمان تنها شدم
ای فلک، ای کهکشان تنها شدم
شمعِ تنها در شبستانِ غمم
عاشقم، یک سینه درد و مأتمم
بَس که تنها گریه کردم
بیتو شبها گریه کردم
چَشمِ من اَشکی ندارد
تا برایِ دل ببارد
قطره قطره چون چراغِ کاروان سوزد دلم
تا شبِ تنهایی و شیداییام رو زد دلم
با که گویم قصّهیِ دل ای خدا
شمعِ بیپروانهای باشم چرا؟
بینِ ما دریایِ دوری سَرگران
من کجا ای آسمان و او کجا
. . .
* * *
یادمان اسفندیار منفردزاده
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *

شب بخیر
شعر و آهنگ: کریم فکور
خواننده: منوچهر و الهه
الهه:
وقتی جدایی آمد شب از نیمه گذشت
آه از این گردش شب و روز
منوچهر:
گرچه ز پا افتادم من همیشه مست
مستم از نگه تو هنوز
نیمهشب چو رسید میروم ناامید
کو مجال سخن، ماه من شببخیر
الهه:
از این عشق کهن یک امشب دل بکن
بیش از این دم مزن، ماه من شببخیر
* * *

قایقرانان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: آندره پلاته
خواننده: عباس مهرپویا
ساحل بیقرار
شب بیانتظار
خفته در زیر باران
دریا پریشان
موجش خروشان
میبیند خوابِ توفان
به دامن موج میرقصد پارو
از جنبشهای آرام بازو
صدای گرم قایقران شبها
میپیچد آرام در گوش دریا
دریا، دریا بگشا دامن
در تور ما ماهی افکن
گر صیدی نشود امشب پیدا
قایقران چه کُند با این دریا
فردا خسته نهد پا بر ساحل
دستش خالی و طوفانش در دل
دریا مشو طوفانی
در این شب ظلمانی
گر صیدی نشود امشب پیدا
قایقران چه کند با این دریا
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

دیوانه منم (رسوای زمانه)
(گلهای رنگارنگ ۳۸۴)
شعر: بهادر یگانه
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: الهه
شمع و پروانه منم
مستِ میخانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
یار پیمانه منم
از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
چون بادِ صبا دربدرم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شبِ بیسحرم
از خود نَبُوَد خبرم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین و آسمان تو
میلرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو
میسوزد ز نالههای من
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
وای از این شیدا دل من
مست و بیپروا دل من
مجنون هر صحرا دل من، رسوا دل من
نالهی تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایهی سودا دل من
رسوا دل من، رسوا دل من
خاکسترِ پروانه منم
خونِ دل پیمانه منم
چون شور ترانه تویی
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
* * *
«رسوای زمانه» مجموعه ترانهها
* * *

آنچه گذشت (جلوه بوستان)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
بازآ که یار من تو بودی
بهار من تو بودی، رفتی
در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی
(در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی)
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشتهی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم، ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنیبخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
پانویس:
اولین شعر تورج نگهبان برای مرضیه و اولین همکاری هنری او با همایون خرم
* * *
یادنامهٔ «همایون خرم» در سایت «راوی حکایت باقی»
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

اشتیاق
شعر: کریم فکور
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: شمس
من مست و سراپا شوق و تمنا
باشد امشب دستِ تو در دستم، با تو پیمان بستم
با مهر تو شادم، رفته ز یادم رنج این عالم
وز نگهت مستم، مست از چشمت هستم
ای سر زلفت دام بلا گر چه شکستی قلب مرا
اما هرگز عهد تو نشکستم
کُشتهی نگهت مستم امشب
بوسهی تو زده مُهرم بر لب
دیده و دل را بُوَد نصیب اشک و آهی
وه که از این عالم همه آن خواهم که تو میخواهی
می به لب آمد، شوق تو هم زد شعله به جان امشب
بر منِ غمزده سایه فکن شد بختِ جوان امشب
ای گل! چه بخواهم چه نخواهم
نگریزد از دل مهری که نشسته به دلم
* * *

فریب
گلهای رنگارنگ ۴۲۲
شعر: رهی معیری
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
آنجا روم کز اشک غم دریا نباشد
غیر از سبو خونین دلی آنجا نباشد
دامن ز مهر و محبت كشیدم
كز مهربانی در زندگانی سودی ندیدم
اشک ندامت ز چشمم گشودی
خوابم ربودی با آنكه بودی صبح امیدم
رفتی و آتش زدی محفلم را
چون تار موی ات شكستی دلم را
فغان كز محبت نداری نصیبی سرا پا فریبی
می نابی اما به جام رقیبی سراپا فریبی
به جز مرغ شب یاری ندارم
به آسودگان كاری ندارم
عشق تو باشد به عالم غم من
ای مایهی غم ببین عالم من
دردا كه عشقی آتشین جز خون دل حاصل ندارد
سرگشته چون موجم ولی دریای غم ساحل ندارد
* * *

کجایی، کجایی
ارکستر: عباس شاپوری
خواننده: روحبخش