
قافله عمر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
تابد گر ماه من به شام زندگی
گردد جانم رها ز دام زندگی
عمری خون خورده ام ز جام زندگی
وای از من، وای از من
هرجا باشد دانهای گسترده، دامی دارد
نه ملک، نه فلک،
ز قضا ندهد خبری به کسی
با عمر پر هوسی، چون مرغم در قفسی
آه از هستی، وای از من
این عمر تباه، وین عشق و گناه نمیخواهم
چه بنالم، چه ننالم
آمدن و رفتن من حکم قضا بود
چه بخواهم، چه نخواهم
دل ز جهان کندن من عین رضا بود
از گمراهی در خودخواهی افتادم
هر گه یابم خبری بگشایم بال و پری
زین دام غم آزادم
* * *

دل پریشان (پریشان مکن)، (بوسه غم)، (مرا رها کن)
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: دنیای پر امید
مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن
رمیده جان و دلشکسته
منم به پای تو نشسته
منم به ماتم جوانی
نشسته ناامید و خسته
شکستهای دل مرا، بگو چرا به سنگ غمها!؟
از این قفس کجا گریزم که همچو مرغی شکستهبالم
نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم
فلک به سنگ کینهها، شکسته قامت مرا
مگر چه کردهام خدایا!؟
شکستهسر، شکسته پا، ز عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا!؟
مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن
* * *

نغمه صلح (در آرزوی صلح)
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران
خدایا! خدایا! بیفکن نوری به دلها
خدایا جهان را رها کُن از جنگ و غوغا
چه میشد اگر در نهاد بشر
نبود اثر از خشم و کینه و شر
چه میشد اگر در زمانه نبود
نشانی از بدسرشت و حسود
چه میشد این دنیا اگر بر کام ما بود
به جای این جنگ و جدل صلح و صفا بود
بُوّد همهجا دود و آتش و خون
فتاده جهان در طریق جنون
ز سوز دلم نامه سوزد اگر
کُنم گلهها از فریب و فسون
چه خوش بُوَد آندم که خلق جهان
رها شود از جنگ و محنتِ آن
به شیوهی این سرزمین کُهن
بُوَد همهجا صلح و امن و امان
* * *

باور ندارم
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: پروین
ای آشنا بیگانهات میببینم و باور ندارم
دردیکش میخانهات میبینم و باور ندارم
اشک مرا میبینی و عشق مرا باور نداری
غافل از افسانهات باور ندارم
روز و شب در سوز و گذارم
ای گل نازم بیتو چه سازم
گریزم از عالم و آدم
یا بکُش از غم یا بنوازم
سوی تو باشد دستِ نیازم
دستِ من و دامانِ تو
آخر چه شد پیمانِ تو
* * *

گلنار
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
گلنار! گلنار!
کُجایی که از غمت ناله میکُند عاشقِ وفادار
گلنار! گلنار!
کُجایی که بی تو شد دل اسیرِ غم، دیدهام گُهربار
گلنار! گلنار!
دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر
گلنار! گلنار!
در آن شب تو بودی و عیش و عشرت و آرزوی بسیار
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ایکاش نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم، گلنار
بود مرا در دل شبِ تار، آرزوی دیدار
تا به کی پریشان، تا به کی گرفتار!؟
یا مده مرا وعدهی وفا، راز خود نگه دار
یا به روی من خندهها بزن، قلب من بدست آر
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ایکاش نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم، گلنار
لبِ خود بگشا به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
نشدی عاشق، ز کجا دانی
چه کشد هر شب دلِ من گلنار
* * *
«گلنار» بازخوانی ترانهها
* * *

آمدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
آمدم، آمدم که سر آید انتظار تو
آمدی، آمدی که بمیرم در کنار تو
میدانستم در این خلوت
به امیدم بنشستی، شدهای بیتاب
آری، دارم شوق رویت چه بخوابم چه نباشد خواب
به عهد خود پابندم من
ز عشق تو خرسندم من
به دامنت سر بگذارم، جور زمان گر بگذارد
بیم رقیب گر برخیزد، دور زمان گر بگذارد
با تو سرخوشم
جانم ز وصالت خرسند است
بختم ز وفایت، بیدار است
بر لب، به نگاهت لبخند است
قلبم ز محبت سرشار است
گل با رویت به چشمم خار است
جز این دلِ شکسته گو چه دارم من تا بیفشانم زیر پای تو
ای آرزوی جانم، من نمیخواهم جز وفای تو، جز وفای تو
* * *

کیه کیه!؟
آهنگ: سرخوش
ارکستر: ابراهیم سرخوش
خواننده: غزال

رشته گوهر
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
آن شب، پرتو مهتاب
میزد بوسهها بر آب
خاک آن کرانهها در کنار ما زیبا بود
بزمم با تو فتنهگر، شیرینتر ز هر رویا بود
آن شب، اشکم بر سینهی تو چون گوهرها بود
تصویر من در آیینهی اشکم پیدا بود
آن شب کز مَه و پروین، وز تو نازنین، روشن بود
ریزان روی سینهات قطرههای اشک من بود
امشب بر سر دریا باران بارد از غمها
بر خاک، از غم دوران اشک آسمان میریزد
امشب، خاک ساحلها با سرشک ما آمیزد
امشب بینم دریا همچو من غمگین و خاموش
گویی دریا باشد با غمها، چون من همآغوش
امشب اشک چشم من بیتو بر زمین بنشسته
دیگر رشتهی گوهر از گلوی تو بگسسته!
♫ LP Cover ♫
* * *

آخرین نامه
شعر: کریم فکور
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
به تو یک شب نامه نوشتم که غم مرا چاره کُنی
ننوشتم نامه که آن را تو بخوانی و پاره کُنی
به تو یک شب نامه نوشتم که گویم رازِ نهان
چو نیامد از تو جوابی، شدم از غمِ دل به فغان
چشم من به ره بُوَد شب، همه شب
چرا کسی نیارد از تو خبری
اشکِ من به دیدهام حلقه زند
به هر کجا که یابم از تو اثری
آخرین ترانهام را بشنو! بشنو این نوای هجران
آخرین نشانهام آتش زن، نامهام را بسوزان
* * *

عشق پاک
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: ساقی
ای خداوند آسمان، ای خداوند جسم و جان
ای که خورشید تو شکُفت با غروب ستارگان
ای که فرمانِ تو نوشت بازی عشق و سرنوشت
بهر ما آفریدهای در جهان دوزخ و بهشت
ای خداوند کبریا، خالق عشق پاکِ ما
دادهای مهربان دلی خالی از رنج و کینهها
ای که نور آفریدهای، عشق و شور آفریدهای
ای که از بهر وصلِ ما راه دور آفریدهای
ای همه هستیآفرین! عشق پاکِ مرا ببین
همزمان با شب و سحر شوق و دلدادگی نگر
پُر شُکوهام چو آسمان، عشق من در دلم بمان
♫ LP Cover ♫
* * *