ایرج ـ گوگوش: گفتم نمیشه (ترانه فیلم)

ایرج گوگوش گفتم نمیشه

گفتم نمیشه
ترانه‌سرا: رضا شمسا
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده:‌ ایرج و گوگوش
ترانه فیلم: آسمون بی‌ستاره
ضبط: ۱۳۴۸ / پخش:‌ زمستان ۱۳۵۰

ایرج:
بینم اگه با دلبرِ غیری، دلم رو
آتش زنم من این دل بی‌حاصلم رو
هر دلبری شد یار من، با من بمیره
جونم از او گر شد جدا، آتش بگیره

بینم اگه با دلبر بیگانه، دل را
در خاک و خون، اندازم این دیوانه‌دل را

گوگوش:
دادم فریبش، ای خدا، همیشه!
اون من‌و می‌خواد، گفتم: نمیشه!
نامش ولی شد وِرد زبونم
می‌خوام، می‌خوامش با عمر و جونم
من، ای خدا بی‌ او دیگه بی‌همزبونم
در هر کجا درد و بلاش اُفتد به جونم

دادم فریبش، ای خدا، همیشه!
اون من‌و می‌خواد، گفتم: نمیشه!

ایرج:
[اگر آزاده مردی ساده بودم
همین بس عاشقی دلداده بودم
به یاد او ز بس هر شب زدم مِی
درِ میخانه‌ها افتاده بودم]

ای آسمون، عشقش مرا دیوونه کرده
غم در دل دیوونه‌ی من، لونه کرده
هر جا روَم، او پیش من باید بمونه
او کفتر بوم منه، باید بدونه!

بینم اگه با دلبر بیگانه، دل را
در خاک و خون، اندازم این دیوانه‌دل را

♫  LP Cover  ♫

* * *

ایرج:‌ زمزمه چوپان

ایرج زمزمه چوپان

زمزمه چوپان
شعر: اصغر واقدی
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: ایرج

به برم رقصان بینم با شادی سبزهٔ صحرا را
ـ در این باد بهاری
نگرم جای یاران در صحرا چهرهٔ گلها را
ـ مگر یاری نداری

شده چوپانی کارم، شده‌ام دور از یارم
به بیابان روی آرم، به کنار گلهٔ خود
لب به لب نی بگذارم

به خدا این شیری که من می‌دوشم
چه نشاطی بخشد سحر چون نوشم
پُر از لاله بود، صحرا
دلم می‌خواهد، اینجا
دلارامی چو این گلها
ز دل خیزد نغمه‌های من
بُوَد این نی همنوای من
[جای می است و مستی، هر جا بهار باشد
دانی کجا بهار است؟ آنجا که یار باشد!
تا گلرخی نباشد، بستان، صفا ندارد
گر لاله صد بروید، ور گل هزار باشد]

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

حسین حسینی: شب میره و روز میاد

حسین حسینی شب میره و روز میاد

شب میره و روز میاد
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: حسین حسینی

ضیاء: هر کی میگه دوستت دارم

ضیا هر کی میگه دوستت دارم

هر کی میگه دوستت دارم
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: ضیاء

تو این زمونه با کسی افسانه‌ی دل سر نکُن
هرکی میگه: «دوستت دارم» دروغ میگه؛ باور نکُن!
با تو دیگه هر کی بخواد دستِ وفاداری بده
تو دستِ دیگه‌ش خنجره، تا دسته تو قلبت زده
هرکی میگه: «دوستت دارم» دروغ میگه؛ باور نکُن!
روز که میری به وعده‌گاه کسی به پیشواز نمیاد
شب از توی کوچه دیگه صدای آواز نمیاد
هرکی میگه: «دوستت دارم» دروغ میگه؛ باور نکُن!
حالا دیگه آیینه هم داره بهت دروغ میگه
ای قلب ناامید من عاشق شدن بسه دیگه
هرکی میگه: «دوستت دارم» دروغ میگه؛ باور نکُن!

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: بارون بارونه

ویگن بارون بارونه

بارون بارونه (گلنسا)
شعر: سیروس آرین‌پور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده:‌ ویگن
انتشار: ۱۳۳۷

بارون بارونه زمینا تَر می‌شه
گلنسا جونم کارا بهتر می‌شه
گلنسا جونم تو شالیزاره،‌ برنج می‌کاره
می‌ترسم بِچآد، طاقت نداره

بارون بارونه زمینا تَر می‌شه
گلنسا جونم کارا بهتر می‌شه

دونه‌های بارون ببارین آروم‌تر
گُلهای نارنج داره میشه پرپر
گلنسای من رو می‌دن به شوهر
خدای مهربون تو این زمستون
یا من‌و بِکُش یا اون‌و نَستون

بارون بارونه زمینا تَر می‌شه
گلنسا جونم کارا بهتر می‌شه
گلنسا جونم غصه نداره
زمستون می‌ره پُشتش بهاره

LP Cover
* * *

داریوش رفیعی: نیش و نوش

داریوش رفیعی نیش و نوش

نیش و نوش
شعر: بابا طاهر
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

پروین: از آن شبی که برنگشتی (درد عشق و انتظار)

پروین از آن شبی که برنگشتی

از آن شبی که برنگشتی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد پاییز آهنگ سفر می‌کردی

از رهگذری محنت‌خیز دیدم که گذر می‌کردی

تو رفتی و دلم غمین شد
قرینِ آهِ آتشین شد
از آن شبی که برنگشتی
جهان که شادی‌آفرین بود
به چشم من غم‌آفرین شد
از آن شبی که برنگشتی
در آن شبِ سردِ پاییز
آهنگ سفر می‌کردی
از آن شبِ سردِ خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
* * *

بابک بیات: خانه به دوش

بابک بیات خانه به دوش

خانه به دوش
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ و آواز: بابک بیات

منم آن خانه به‌دوشی
که تنها مانده‌ام، تنها
گریزان از دیار خود
گهی اینجا،‌ گهی آنجا
تنها، تنهاتر از عشق
غمگین‌تر از تنهایی
رها، بر بال توفان
همچون مرغ دریایی
. . .
. . .

*‌ * *

پوران: خزر

پوران خزر

خزر
شعر: ناصر رستگار نژاد
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری

(ای خوش، تنها پیشِ دریا
به مَه گفتن رازِ دل را)
چو رسد موجی بر ساحل
آهسته برمی‌گردد از نو سوی دریا
به دو چشم خود می‌بینم
پرده‌ای از مرگ و زندگی در این دنیا
ماه از پشت ابر تیره شده به در
بین دریا چون غریقی شده رها
آب از سوئی می‌برد به سوی دیگر
عکس مَه را تا دیار آرزوها
حیف از چنین شبها که بی‌دلدار و می
در پیشِ دریا عمر من گردیده طی

* * *