قمر الملوک وزیری: ز من نگارم

قمرالملوک وزیری ز من نگارم خبر ندارد

ز من نگارم خبر ندارد
شعر: محمدتقی بهار
آهنگ: غلامحسین‌خان درویش
تار: مرتضی نی‌داود
خواننده: قمرالملوک وزیری

ز من نگارم خبرم ندارد
به حال زارم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد
کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پَرد مرغ که پر ندارد
امان از این عشق
فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی، همه تباهی
مگر شبِ ما سَحر ندارد
بهارِ مُضطَر، منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد
جز انتظام و جز استقامت
وطن علاجی دگر ندارد
ز هر دو سر بر سرش بکوبند
کسی که تیغِ دو سر ندارد

* * *

از قمرالملوک وزیری در این سایت:
تصنیف «جان من»
تصنیف «آتش دل»
تصنیف «قلب مادر»
تصنیف «مرغ سحر»
تصنیف «موسم گل»
تصنیف «زن در جامعه»
تصنیف «در ملک ایران»
تصنیف «امان از این دل»
تصنیف «شاه من، ماه من»
تصنیف «ز من نگارم خبر ندارد»
تصنیف «اکنون که مرا وضع وطن»
تصنیف «بهار است و هنگام گشت»
تصنیف «عاشقی محنت بسیار کشید»
عکسی از «قمر» در پیشواز از مرگ (عکاسخانه محمدجعفر خادم)

* * *

عباس مهرپویا: جام چشم

مهرپویا جام چشم

جام چشم
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: آندره پلاته
خواننده: عباس مهرپویا

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

آغاسی: چه گلی کاشتی

آغاسی چه گلی کاشتی

چه گلی کاشتی
شعر: بامداد جویباری
آهنگ: محمد نوری
خواننده: نعمت‌الله آغاسی

پوران: زندگی آی زندگی

پوران زندگی آی زندگی

زندگی آی زندگی
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: پوران

چشمای من میل به گریه داره، می‌خواد بباره
دل نمی‌دونی که چه حالی داره، چه خالی داره
غصه به جز گریه دوا نداره، خدا نداره
هر چی تو دنیا غمه مالِ منه
روزی هزار بار دل من می‌شکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره
پشتِ سر هم داره بد میاره
از در و دیوار واسه دل می‌باره

زندگی! آی زندگی! خسته‌ام، خسته‌ام
گوشه‌ی زندونِ غم دست و پا بسته‌ام

هر چی تو دنیا غمه مالِ منه
روزی هزار بار دل من می‌شکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره
پشتِ سر هم داره بد میاره
از در و دیوار واسه دل می‌باره

♫  LP Cover  ♫

* * *
زندگی آی زندگی (مجموعهٔ ترانه‌ها)

* * *
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (پوران)

* * *

داریوش رفیعی: مستانه (رختخواب مرا مستانه بینداز)

داریوش رفیعی رختخواب مرا مستانه بینداز

مستانه (رختخواب مرا مستانه بینداز)
شعر: محلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده:‌ داریوش رفیعی

رختخواب مرا مستانه بنداز! طبیب دردم
تو پیچ پیچ رهِ میخانه بنداز! طبیب دردم
نازنینم، مه‌جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم

عزیزُم! با تو بودُم، تو نبودی، جای تو خالی
به دل مشتاق بودُم، جای تو خالی! خدا به دردُم
دلربایم، مه‌لقایم، عزیز جون تو کُجایی، من کُجایُم
تا بودُم؛ سوزنِ دستِ تو بودُم؛ خدا می‌دونه
میونِ پنجه و شستِ تو بودُم؛ خدا می‌دونه
اجل اومد که از من جون بگیره، عزیز ندادُم
ندادُم جون، که پابند تو بودُم، طبیب دردم
نازنینم، مه‌جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم

* * *

عباس منتجم: چهل قوری

عباس منتجم چهل قوری

چهل قوری
شعر: مجید یراق طلا
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: عباس منتجم شیرازی

خداوندا دلم را غم گرفته
عزا غصه و ماتم گرفته
عزا و غصه و ماتم کمش نیست
که صبر و طاقتم را هم گرفته
چهل قوری، چهل استکان، پنجاه سماور
نازنین شو خُتو دیدُم [شب خوابت را دیدم]
چه خوشه بازی کنی با زلف دلبر
نازنین! شو خوتو دیدم
نازنین! دردت به جوُنم
نازنین! سی تو می‌خوُنم [برای تو می‌خوانم]
نومدی شو خُتو دیدُم [شب خوابت را دیدم]
. . .
. . .

* * *

عهدیه: خاطرخواه (ترانه فیلم)

عهدیه خاطرخواه

خاطرخواه
شعر: هما میرافشار
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: خاطرخواه

خاطرخوام، می‌دونم؛ خاطرخوام، دیوونم
خاطرخواتم والا به مولا
خاطرخوام، حیرونم؛ خاطرخوام داغونم
خاطرخواتم! تکی تو دنیا
برای تو میمیرم؛ به دامت اسیرم
خاطرخوای چشم سیاتم
تو خوبی، تو ماهی، فدات‌شم الاهی
خاطرخوای قند لباتم

می‌خوام دیگه عالم و آدم بدونن
می‌خوام دیگه تو قصه، مردم بخونن
خاطرخواهی رسوایی داره، می‌دونم!
خاطرخواهی شیدایی داره، می‌دونم!
مال منی جونم، مال منی عمرم
ز بوی تو مستم، به یاد تو هستم
تویی خوب و مهربونم، توی دنیا همزبونم
الهی بی‌تو نمونم، قدرت‌و حالا می‌دونم
یار، یار، یار مهربونم؛ درد، درد، دردت به جونم

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: بر باد رفته

داود مقامی بر باد رفته

بر باد رفته
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

دانم ای زیبا روزی بر مزارم بنشینی
سر کُنی آه و زاری گوشه‌ی غم بگُزینی
من به امید وصالت عمر خود دادم بر باد
تا تو اکنون اینچنین بر خاک ماتم بنشینی
رفته‌ام از یاد، عمر بی‌بنیاد
در غم رویت داده‌ام بر باد
ناله‌های مرا شنیدی همچو بخت از برم رمیدی
پیش چشمان ژاله‌بارم با رقیبان من پریدی
داده‌ام ای داد عمر خود بر باد

به من بگو تا به کی با رقیبم می‌مانی؟
به گوش او از وفا قصه تا کی می‌خوانی؟
چو بسته شد پای او همچو من در دام تو
شبی ز خود از جفا ناگهانش می‌رانی!

(مُردم به این امید که شاید ز راه لطف
یک لحظه لااقل تو به گورم نظر کُنی)

عبرت بگیر از عمر من!
چو من نکش از او دامن!
تو عهد خود با او مشکن!

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *