
زهره
شعر: جواد کریمی
ارکستر ملودیک: آلوارو سباستیان
خواننده: احمد عاشورپور
* * *

زهره
شعر: جواد کریمی
ارکستر ملودیک: آلوارو سباستیان
خواننده: احمد عاشورپور
* * *

با یک گل بهار نمیشه
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: دقیق
خواننده: شمس
♫ LP Cover ♫
* * *
ضربالمثلهای فارسی در ترانههای ایرانی
* * *

رفتم که رفتم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
از برت دامنکشان
رفتم ای نامهربان
از من آزردهدل
کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
از منِ دیوانه بگذر
بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی، هر چه بودم
بیخبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
شمعِ بزمِ دیگران شو
جام دستِ این و آن شو
هر چه بودی، هر چه بودم
بیخبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
بعد از این، بعد از این
کُن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو
می نمینوشم که رفتم
با دلِ زود آشنا گشتم
از دامت رها
بیوفا، بیوفا، بیوفا
رفتم که رفتم
من نگویم که به دردِ دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
* * *
رفتم که رفتم (مجموعه ترانهها)
● LP Cover ●
* * *

به سوی تو
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
به سوی تو، به طرف کوی تو،
به پای جان آیم، به آرزوی تو،
مگر تو را جویم که جانفزایی.
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
رهی عجب پویم، ره تو میپویم، بگو کجایی
کی به جز به راه تو راه دیگر گذرم
به غیر نام تو نام دیگر نبرم
به دیدهی حیرت خموش و سرگردان،
به جستجویم.
بیا به سوی من، بیا به سوی من
بیا به سویم.
بیا به سوی من، فرشتهخوی من
فرشتهرویم.
تویی در خیال من
باز آرمیده غزال من
ای جانپرور، بیا بار دگر
ببینمت یک نظر
به دیدهی حیرت خموش و سرگردان
به جستجویم
بیا به سوی من، بیا به سوی من
بیا به سویم.
بیا به سوی من، فرشتهخوی من
فرشتهرویم.
پانویس:
این ترانه با تغییراتی در شعر آن در سالهای اخیر توسط خوانندگان مختلف بازخوانی شده است. مجموعهای از این ترانهها را [در اینجا بشنوید!]
* * *

سکوت شب
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
در سکوت شب مست و بیقرار
مست و بیقرار در کنار یار
در کنار یار مهربان رفته از دلم غم جهان
مَه بود عیان در آسمان
گو باز دارد لب به لب جام
من زان لبها در طلب جام
خواهم وصل او به دل و جان
میسوزم در این هوس خام
ز من بشنو ای گل تمنای دل،
بُوَد بعد از این زندگی بیتو بر من حرام
من مست و سراپا در شوق و تمنا
مهر تو جویم در دامن صحرا
در دامن صحرا در نور مهتاب
یاران همه سرگرم از بادهی ناب
من هم ز شوق تو بیدار و بیتاب
از دیدهی عاشق دوری کُند خواب
بر کام جان شیرین بود زین عشق رویا
ندارم غم دنیا
* * *

شمع روشن
خوانندگان: منوچهر، پوران

آسمان میگرید امشب
شعر: داریوش روشن
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا
آن زمانها کز نگاه خستهی مرغان دریایی
وز سکوت ظلمتِ شبهای تنهایی
و هنگامی که بی او
جان من چون موجی از اندوه میشد
قطرهٔ اشکی دوای درد من بود
این زمان آن اشک هم پایان گرفته
وان دوای دردِ بیدرمانِ من هم
ماتمی دیگر گرفته
آسمان میگرید امشب
ساز من مینالد امشب
او خبر دارد که دیگر اشکِ من ماتم گرفته
او خبر دارد که دیگر نالهام پایان گرفته
♫ LP Cover ♫
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

لب دریا
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: منوچهر سخایی
یادت میاد که اون روز لبِ دریا
تو ساحل، رو شنا بازی میکردیم
سر یه بوسه با هم شرط میبستیم
توی دریا ریگ اندازی میکردیم
افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده
با انگشتم رو شنها مینوشتم:
«دوست دارم، دوست دارم همیشه»
روی نوشتههام شِن میپاشیدی
میگفتی: «دیگه دل بچه نمیشه.»
افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده
اون روز عروس دریا تو بودی
اون روز بلای دلها تو بودی
اون روز گل بیهمتا تو بودی
افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»
* * *

شمع شبانه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
من شمعم، شمع شبانه
در عالم گشته فسانه
همه جا خود را میسوزم
که شب یاران افروزم
میسوزم تا به سحرگه
از رازم کس نشد آگه
خوش و بیپروا میسوزم
که زسر تا پا میسوزم
نه وفاداری، نه وفاخواهی
که به قلبِ من ببَرد راهی
چو جانِ من افروزد
همه خودبینی،
همه خودخواهی
نشود پیدا دلِ آگاهی
ز من وفا آموزد
من و شب و پروانه
من و دلِ دیوانه
ز اشک و آتش خرسنـد
تو حال من کی دانی
که خود نباشی چون من
به عشق رویی پابند
اگر چو آتش میسوزم شبها
خوشم که بزمی افروزم شبها
با هر لبخند
من در راه محبت پا از سر نشناسم وز آتش نکُنم پروا
یک امشب را با شادی میسوزم تا چه شود فردا
دل من، ز وفا میسوزد که وفا به شما آموزد در این دنیا
من و شب و پروانه
من و دلِ دیوانه
به اشک و آتش خرسند
تو حال من کی دانی
که خود نباشی چون من
به عشق رویی پابند
* * *
«شمع شبانه» (مجموعه ترانهها)
* * *

شهر غریب
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: حسین حسینی