
باز هم امشب
شعر: کریم فکور | خواننده: الهه
بر آهنگ: Olmaz Bu İş Olamaz Olmaz – Semiramis Pekkan
نالهام امشب در گلو شکسته
خاری از حسرت در دلم نشسته
رنگ غم دارد این نگاه خسته
باز هم امشب مثل همیشه
یادت از دل بیرون نمیشه
رفتم به غربت یادم نکردی
با دو خط نامه شادم نکردی
از دام غمها آزادم نکردی
باز هم امشب مثل همیشه
یادت از دل بیرون نمیشه
گر چه در عشقت رسوای شهرم
مرا رها کُن من با تو قهرم
دیگر نبینم در این دنیا
نشانهای از مهر و وفا
♫ LP Cover ♫
* * *

نغمهٔ آسمانی
شعر: کریم فکور | خواننده: عهدیه
بر آهنگ: نحن والقمر جيران با صدای فیروز
نغمهی آسمانی
شعر: کریم فکور
خواننده: عهدیه
امشب از آسمانها ، آید این نغمه در گوش من
خیزد از قلب خاموش من، شعلهای پنهان
ماه افسونگر امشب نقش رویا دارد
نور شادی بارد بر حریم جان
ای خدا، امشب بیا فنا کُن مرا در این رویا
ای خدا، ندانم چرا نبینم صفا در این دنیا
ماه افسونگر امشب نقش رویا دارد
نور شادی بارد بر حریم جان
[گر جان و دل با صفا کنی دور از افسونها
گردد دنیا پیش چشم تو شیرین چون رویا
یاید مکان در آسمان، آن کس که بیریا بود
چون فرشتگان، بنگر بر آسمانها]
* * *
نمونهی فارسیشدهی ترانههای مشهور
* * *

تو را نمیبخشم
کلام: کریم فکور | خواننده: رامش
بر آهنگ: Vous les femmes – Enrico Macias
به آه سحر که شعله کشد به شب سیه قسم!
به خندهی گُل، به نغمهی نی
به آه عاشق، به نالهی وی
دگر فریبت نخورم، به فروغ مه قسم!
نمیبخشم گنهت را، برو ای بهانهجو
به وفایی که نداری سخن از وفا مگو!
مشو خیره به نگاهِ پُر از خشم من دگر
که فسون نگه تو نکُند به دلم اثر!
به خندهی گُل، به نغمهی نی
به آه عاشق، به نالهی وی
دگر فریبت نخورم، به فروغ مه قسم!
پی صید دلم آید سر زلف دلبری
سر زلف تو نباشد، سر زلف دیگری
مشو خیره به نگاهِ پُر از خشم من دگر
که فسون نگه تو نکُند به دلم اثر!
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

عشق و تمنا
کلام: منصور شیخالملوکی | خوانندگان: ویگن و نارملا
بر آهنگ: Nana Mouskouri – La montagne de l’amour
ویگن:
بُگشا، بُگشا در به رویَم!
بشنو، بشنو آنچه گویم!
نارملا:
روشن چشمم بر جمالت
کامم شیرین از وصالت
ویگن: ای خوش آندم، فارغ از غم از در آید رفتهیاری!
نارملا: غم گریزد، شادی آید، سر بیاید انتظاری!
ویگن:
بازآ، بازآ آرزویَم!
بُگشا، بُگشا پَر به سویم!
نارملا:
بیا بکِش در آغوشم!
ای غم بکُن فراموشم!
همخوان:
باران غم بارَد هر دَم بر بامم امشب
زنَد ماتم جام خود را بر جام من، امشب
ویگن:
بازآ، بازآ آرزویَم!
بُگشا، بُگشا پَر به سویم!
نارملا:
بیا بکِش در آغوشم!
ای غم بکُن فراموشم!
ویگن: ای خوش آندم، فارغ از غم از در آید رفتهیاری!
نارملا: غم گریزد، شادی آید، سر بیاید انتظاری!
ویگن
بنشین چون جان در کنارم
روشن کن این شام تارَم!
همخوان:
در این دنیا مگر عاشق به جُز یارش چه میخواهد؟
مگر عاشق به جُز عشقش از خدایش چه میخواهد؟!
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

بگذر بیا بگذر
شعر: ابوالقاسم زارعی | خواننده گوگوش
بر آهنگ: Siempre Manuel – Dolores Vargas
بیا! بیا دلدارم، عشق تو در دل دارم
دوست دارم ای یارم، بگذر ،بگذر از این سفر
دیگر شدم پشیمان، از کردهی خود ای جان
ای گل مرا مرنجان، جور و جفا بس کُن، بیا
ای آرزو! ای آرزو، کوچه به کوچه، کو به کو
یار مرا کُن جستجو، چون شد بگو عهد وفا
ای یار نو پیدای من! آغوش تو مأوای من
سودای تو دارم به سر، بگذر بگذر از این سفر
هر دم در آرزوی تو، آید دلم به سوی تو
شاید که بیند روی تو، بگذر بگذر از این سفر
آی بگذر، بگذر . . .
♫ LP Cover ♫
* * *

بر موسیقیی زیبای فریبرز لاچینی، این ترانه را نوشتهام. دوستش میدارم. «سیمین غانم» در استادیوم ورزشی امجدیه، سرود میخواند. صدایی شبیه دلکش داشت. آواز خوان پُر توانیست. این دومین ترانهی اوست و تنها تجربهی مشترک ما با هم.
[دریا در من، گزینۀ ترانههای شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، صفحه ۳۲ و ۳۳]
همنفس
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: فریبرز لاچینی
خواننده: سیمین غانم
این که مث رهایییه
گاهی یه قفل قفسه
این کیه، این کیه؟
که با من همنفسه
واسه من مقدسه
گاهی بغض غربت و بیکسییه
پاری وقتها مث دلواپسییه
این کیه، این کیه؟
که با من همنفسه
واسه من مقدسه
مثِ خوابِ دم صبح،
مثِ گریه هقهقه
مث بوی جنگله،
یه عاشقه
گل ناز لادنه
یه عقیقِ روشنه
انگار این خودِ منه، خودِ منه
این کیه، این کیه؟
که با من همنفسه
واسه من مقدسه
نبضِ گل اقاقییه
گاهی دروغه، هوسه
این کیه، این کیه که با من همنفسه
واسه من مقدسه؟
مثِ ترس از یه فراره توی خواب
مث لبخندِ یه عکسه، توی قاب
این کیه، این کیه؟
که با من همنفسه
واسه من مقدسه
پاری وقتها بد میشه
به مترسک میمونه
منو از تموم شدن میترسونه
مث فکر یه سفر
لحظهی رسیدنه
تبِ تندِ رفتنه، پریدنه
این کیه، این کیه؟
که با من همنفسه
واسه من مقدسه
تهران، ۱۳۵۲
♫ LP Cover ♫
* * *

غروب کوهستان (گلهای صحرایی ۶۲)
شعر و آهنگ و تنظیم: جهانبخش پازوکی
خواننده: ناهید داییجواد
غم و غصه توی قلبم لونه کرده
ایخدا دلُم پُر درده،
نمیسازه با مُو دنیا
دیگه برنمیگردُم به آشیونه،
ای خدا کسی چه میدونه غم و تنهایی دل را
خدایا مُو به درگاه تو چی بوده گناهم
که باید یا بسوزم و یا بسازُم
مُو جَوونُم، آشیونُم شده ویرون
غروبه توی کوهستون، منم مجنون
که سرگردون هی بنالُم
از این دنیا دلُم تنگه، دل یار مُو از سنگه
خدایا گله دارُم
ز تنهایی دلُم خونه، غم و دردُم فراوونه
خدایا گله دارُم.
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی در این سایت
* * *

زمونه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
گلهای رنگارنگ ۵۲۰
انتشار: نوروز سال ۱۳۴۹
زمونهای شده که کس وفا نداره
شرابِ کُهنه مستی و صفا نداره
اهلِ دلی ز حالِ دل خبر نداره
دعایِ عاشقونه هم اثر نداره
زمونهای شده که بوسه سردِ سرده
گلهای سرخِ عاشقونه زردِ زرده
تو این زمونه من خریدار تو بودم
دیوونهای بودم، گرفتار تو بودم
زمونهای شده پُر از غم جدایی
کسی نمیخونه نوای آشنایی
عاشق تو این زمونه غمخواری نداره
افسانهی مجنون خریداری نداره
زمونهای شده که مستِ دلشکسته
بر خاک ساغر و پیالهها نشسته
تو این زمونه من خریدار تو بودم
دیوونهای بودم، گرفتار تو بودم
دل من! مستِ میخونهها، ای دل من!
شرابِ سرخِ پیمونهها، ای دل من!
تو بودی که با او وفا کردی
مرا با غمش آشنا کردی
ببین این دل مرا تا کجا میکشونه
غم او جانم آخر به لب میرسونه
مرا دل اسیر بلا کرده
میونِ رقیبون رها کرده
* * *

فردا تو میآیی
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: هوشمند عقیلی
امشب دلم میخواد تا فردا می بنوشم من
زیباترینِ جامههایم را بپوشم من
با شوق بیحد، باغچههامون رو صفا دادم
امشب تا میشد گُل توی گُلدونها جا دادم
بعد از جداییها
آن بیوفاییها
فردا تو میآیی
بعد از گُسستنها
آن دلشکستنها
فردا تو میآیی
از خونهی ما ناامیدیها سفر کرده
گویا دعاهای منِ خسته اثر کرده
من لحظهها را میشمارم تا رسد فردا
آن لحظهی خوبِ در آغوشت کشیدن را
بعد از جداییها
آن بیوفاییها
فردا تو میآیی
بعد از گسستنها
آن دلشکستنها
فردا تو میآیی
♫ LP Cover ♫
* * *
این ترانه را در «نگاهنگ» ببینید و بشنوید!
* * *

شبهای تهران
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پروانه (نامور)
شبهای تهران، میکند پنهان
صحنۀ بسیار، از چشم انسان.
زین شبهای تار، مانده یادگار
راز بیشمار، بهر عاشقان.
هرشب این سرزمین پر ز ماجراست
یکسو عیش و طرب، یکسو رنج و تعب
برخیزد همه شب غوغای تهران
قلب یار بیقرار، کام او رواست
عاشق در همه حال، باشد فکر وصال
بر او داده مجال، شبهای تهران
یاران جام باده بر دست دارند
هر شب چون ماه و پروین بیدارند
ای که چون من بیداری
مستی خود یاد آری
چون شنوی بانگ مستان
منتظری روز آید، عقدۀ دل بگشاید
این شب غم یابد پایان.
شبهای تهران، میکند پنهان
صحنۀ بسیار، از چشم انسان.
زین شبهای تار، مانده یادگار
راز بیشمار، بهر عاشقان.
* * *
باز خوانی ترانهٔ «شبهای تهران» با صدای «پروانه»
* * *