
بردی ار یادم (از یاد رفته)
ترانهسرا: پرویز خطیبی
ملودی آهنگ: دلکش
تنظیمکننده: مصطفی گرگینزاده
خواننده: دلکش
بُردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گِل بر اشکِ خونینم بخند
سوزم از سوزِ نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن همه پیمان که از آن لبِ خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
کی آیی به برم، ای شمع سحرم
در بزمم نفسی بنشین تاجِ سرم، تا از جان گذرم
پا به سرم نِه، جان به تنم دِه،
چون به سر آمد عمرِ بیثمرم
نشسته بر دل غبارِ غم
زان که من در دیارِ غم
گشتهام غمگسارِ غم
امیدِ اهلِ وفا تویی،
رفته راه خطا تویی
آفتِ جان ما تویی
بُردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «بردی از یادم» (مجموعه ترانهها)
* * *

زهره
شعر: مهدی رئیسی، مؤید ثابتی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
بخش اول:
یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشمِ رقیبان در کنارِ من
حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شامِ تارِ من، آخر کُجایی زهره!؟
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم، گردشکُنان تنها
راه میرفتیم و در بینِ شقایقها
بود عالمِ ما را لطف و صفایی زهره
بود هنگامِ غروب آن روز افق زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تا بر سینهام دادی سر خود را
گفتیم و با هم ما بس رازهایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سرد گشتی از من و کردی چنین خوارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو تو دارم آخر خدایی زهره
بخش دوم:
ای باد صبا، بهر خدا بوی که داری!؟
حبیبم، بوی که داری!؟
این بوی خوش از سلسلهی موی که داری!؟
جانِ جانم، موی که داری!؟
حبیبم، موی که داری!؟
خُرم شده بُستان ز تو ای بادِ بهاری
این خُرمی از روی که و بویِ که داری!؟
ای عزیز بوی که داری!؟
ایکاش بدانستم یک آرزویِ دل
تا خود تو بهدل آرزوی روی که داری
جانم جانم روی که داری
عزیزم روی که داری
ما رویِ دل از جمله جهان سوی تو داریم
تو رویِ دلِ قبلهیِ جان سوی که داری!؟
عزیزم سوی که داری، حبیبم سوی که داری!؟
پانویس:
ترانه «زهره» اولبار به شکل صفحه ۴۵ دور گرامافون و توسط کمپانی شهرزاد منتشر شد. در شناسنامهی ترانه آهنگ آن محلی، و شعر از جهانگیر تفضلی نوشته شده است. این بود تا در سال ۱۳۸۰ که کتاب «گلبانگ محراب تا بانگ مضراب» خاطرات جواد بدیعزاده از سوی نشر نی در تهران منتشر شد. در صفحهی ۱۷ این کتاب، بدیعزاده ملودی آهنگ این ترانه را برگرفته از نوحهای مذهبی و شعر آن را اثر طبع مهدی رئیسی میداند. غزل ضربی در بخش دوم ترانه اما از سرودههای مؤید ثابتی است.
* * *
داریوش رفیعی «زهره» (بازخوانی ترانهها)
* * *

بهانه تو
شعر: ؟
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: دلکش
باز این دل غمزده آشفتهتر آمده
گرید به بهانه تو
این مرغ شکستهپر، این طایر خستهپر
آید سوی خانه تو
ای دل به فدای تو، نادیده وفای تو
بشنو تو ترانهی من
این دل که فنا شده، پابند وفا شده
نالد به ترانهی تو
تو زیبای منی، گرمی صهبای منی
چون عطر گلهایی
از گل تازهتری، زیبا چون سحری
شیرینتر از رویایی
شبها من دامن دامن میگریم
میخندی بر من، تا من میگریم
چون مه بر شبهای من میخندی
شبها بر تبهای من میخندی
خوش بیخبر از من غمزدهای
آرام مرا تو بههم زدهای
بهشت امیدی، بهار جاویدی
حُسن جاودانهای، لیلی زمانهای
زیبایی، بلای دلهایی
کی آگه ز هجران مایی
میکُند دلم چرا دیوانهگری
از دلم مجو دگر دیوانهتری
* * *

قصه شهر سکوت
شعر: اردلان سرافراز
آهنگ: فریدون شهبازیان
خواننده: عارف
روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهرِ صدا که پُر از زمزمه بود
تنها دلِ من قصهی مِهر تو شنید
چشم تو مرا به شبِ خاطره بُرد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینهی سردم، این شهر سکوت
دیوار سکوت، ز صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینهی من
فریادِ دلم به لبانم بنشست
خورشیدِ منی، منم آن بوتهی دشت
من زنده ام از نورِ تو ای چشمهی نور
دریای منی، منم آن قایقِ خُرد
ناگه تو مرا میبری بر ساحلِ دور
اکنون تو مرا همه شوری و صدا
اکنون تو مرا همه نوری و امید
در باغِ دلم بنشین بارِ دگر
ای پیکرِ تو چو گلِ یاسِ سپید
♫ LP Cover ♫
* * *

نفرین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
آسمان چشم او آیینهی کیست
آنکه چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر باد
سرنوشت این جدایی دست او بود
گریه مکُن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما
با غم هم آشنا کرد
چهرهاش آیینهی کیست
آنکه با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر
این گناه از دست او بود
ای شکستهخاطر من
روزگارت شادمان باد
ای درخت پُر گل من
نوبهارت ارغوان باد
ای دلت خورشید خندان
سینهی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
آنچه کردی با دل من
قصهی سنگ و سبو بود
من گلی پژمرده بودم
گر تو را صد رنگ و بو بود
♫ LP Cover ♫
* * *

چه شد که رفتی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
رفتی، که هجران آتشی در سینهام ریزد
رفتی، که دود از شعلههای نالهام خیزد
رفتی، که خوابم روز و شب از دیده بگریزد
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
از من چرا پیمانه بگرفتی تو که بیوفا بودی
ای دل تو از روز ازل شاید به غم آشنا بودی
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
تا نالهی سوزان برمیخیزد ز ترانهی من
چه بهانه دگر ز جفای تو خوشتر
تا ساز وجودم شور انگیزد به حریم وفا
چه به گوش دلم ز صدای تو خوشتر
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
* * *

چنگی عشق
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران شاپوری

افسانهٔ عشق
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
ای عاشقان، ای بادهنوشان
ای عارفان، ای پردهپوشان
عشق این زمان افسانه گشته
غم ساقی میخانه گشته
دل در تب و من همچنان خاکستری، در کنار آتش نشستهام
شمعام که با افسردگی در پای این شعلههای سرکش نشستهام
ای آسمان، ای آسمان
ای بیخبر از تشنگان
ابر تو هم دیگر چرا باران ندارد
برقی زند گاهی ولی طوفان ندارد
دیوانهام، دیوانهام من که عمری دویدم پی عشق و هرگز وفایی ندیدم
من که در بی نیازی، ز دیوانهبازی به مجنون رسیدم
♫ LP Cover ♫
* * *
از سرودههای «معینی کرمانشاهی» در این سایت
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *