
زهره
شعر: ایرج تیمور تاش
آهنگ: برادران لشگری
خواننده: دلکش
به تو دل دادم زهره
مَبر از یادم زهره
بُوَد این دل را هر دم
ز تو فریادم زهره
تو مرا گفتی: «زین پس، ندهم دل خود به دگر کس»
دلم از حرمان خون شد ز مّهِ دو جهان، دو برابر
به شبی مهرم را از دل بُردی زهرهجان
گل امیدم ناگه پژمردی زهرهجان
دل خندانم را تو خون کردی زهرهجان
به تو دل دادم زهره
مَبر از یادم زهره
بُوَد این دل را هر دم
ز تو فریادم زهره
در دل دارم آرزوی تو
خون شد دل از یاد روی تو
دلم رود سوی تو بهخدا زهرهجان
* * *
ترانههای زنان برای زنان
* * *

غروب
شعر: پرویز وکیلی
خواننده: الهه
تنگه غروبی دلم گرفته
به سینهی من غمی نهفته
گشوده چشم زهره چه زیبا
نظر کُند او بر آسمانها
به گوشم از گلدستهها
در این غروب غمفضا
آید صدایی، بانگی دلآرا
آید بانگی دلآرا
کی کرده پرپر آن گل که چیده
یارم بیگناه از من رمیده
غروبه وقتِ دعا رسیده
تو ای خدای آسمون، عشق منو به من رسون
که مشکل من کُنی تو آسون یارب کُنی تو آسون
♫ LP Cover ♫
* * *

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
شعر و آهنگ: بیژن مفید
خواننده: بیژن مفید
نه دیگه، این واسه ما دل نمیشه!
هر چی من بهش نصیحت میکُنم
که: «بابا ! آدمِ عاقل آخه عاشق نمیشه!»
میگه: یا اسم آدم دل نمیشه
یا اگر شد دیگه عاقل نمیشه!»
بِش میگم: «جونِ دلم، این همه دل توی دنیاس چرا
یه کدوم مثلِ دلِ خرابِ صابمُردهی من
پاپِیِ زنهای خوشگل نمیشه؟
چرا از اینهمه دل، یه کدوم مثل تو دیوونهی زنجیری نیست؟
یه کدوم صبح تا غروب تو کوچه وِل نمیشه؟»
میگه: «یک دل مگه از فولاده
که تو این دوره و زمونه چششو هم بذاره
هیچ چیزی نبینه ـ یا اگر چیزی دید ـ خم به ابروش نیاره؟»
میگم: :آخه باباجون!
اون دلِ فولادی دستِکم دنبال کِیفِ خودشه
دیگه از اشکِ چِشِش زیر پاش گِل نمیشه.»
میگه: «هر سکه میشه قلب باشه
اما هر چی قلب شد، دل نمیشه.»
نه دیگه، نه دیگه، نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
♫ LP Cover ♫
* * *
مجموعه آثار «بیژن مفید» در این سایت
* * *

باغ انگور (اولری مارالاندا) *
کلام: کریم فکور | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Sexavet Memmedov – Qubanın ağ almasi
رقص و شادی و مستی خوش بُوَد با تو در جشن انگور
تاب آن را ندارم که شوی یکدم از چشم من دور
ای که دل بُردی از من با فسونت وقتِ خوشه چیدن
خوش بُوَد در چنین شب از تو ای جان نغمهها شنیدن
من شدم سال پیشین آشنا با تو در باغ انگور
دیدهام نقش رویا (کِی؟ کجا؟)، با تو در باغ انگور
یارب از درگَه تو روز وشب من دارم این تمنا
که کُند جاودانی عهد ما را، عشق پاک ما را
هرگز از خاطر من نرود موسم خوشهچینی
شادی و شوق یاران، وانهمه صحبت و همنشینی
من که درمزرع دل پروراندم خوشهی محبت
هدیه در راه یاران، کُنم اکنون توشهی محبت
* «مارآلان» نام یکی از محلههای تاریخی تبریز است و در قسمت جنوب شرقی شهر واقع شده است.
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

کجا رفتهای (کوی بلا کشان)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
ز کوی بلاکشان آمدم
بگو رفتهای کجا ساقی!؟
در میخانه چرا بستهای
که غم میکُشد مرا ساقی
برفتم که تا به جانان رسم
رسیدم به جان ز تنهایی
کنون در پناه تو آمدم
کجا رفتهای؟ بیا ساقی!
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم که خون صبو بریزم
مکُن با حبیبان تو بیگانگی
به شوقِ می و ذوقِ دیوانگی
چنان از دل آید خروشم
که آید صدایش به گوشم
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم که خون صبو بریزم
خدا را مهی، یار سنگیندلی
از خود غافل و از خدا غافلی
به این روزگارم نشانده
به راه فنایم کشانده
بسوزان وجودم که دیگر مرا آرزویی نمانده
نیاید به جانم نوایی
کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟
* * *

عشق من برگرد
شعر: کریم فکور
آهنگ: کریم فکور
خواننده: فریدون فرخزاد
♫ LP Cover ♫
* * *

آواره میخانه
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
امشب که زغم دیوانه شدم
آوارهی هر میخانه شدم
با خانهی دل بیگانه شدم
آلودهی هر پیمانه شدم
دیوانه شدم، دیوانهی تو
تو شمعی و من پروانهی تو
رفتی ز بَرم، چشمانِ تَرم
مانده به درِ کاشانهی تو
بازآ! ای بیوفا که چشم من به راهه
بی تو این روز من چو شام غم سیاهه
بازآ! رفته ز من خنده و شور و مستی
هر شب از فرط غم کار من اشک و آهه
بیا ای مَه که تو را طلبیدم ز خدا
که تو هرگز نروی از دل بینشونم
مرو از کنار من که تویی بهار من
که الهی بریزه درد و بلات به جونم
کمتر ای مونس جان بر من دیوانه بخند
که در این دشتِ جنون عاقل و دیوانه یکیست
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

نامهرسان
شعر: بسیج خلخالی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: حسن شجاعی
نامهرسان، نامهی من دیرشد
کودکِ ولگردِ فلک پیر شد
خون به رگِ زالِ زمان شیر شد
بردهی بیچاره ز جان سیرشد
نامهی ما را نکُند باد بُرد
یا که فرستندهاش از یاد بُرد
یا دگری بَر دگری داد بُرد
صید شد اندر ره و صیاد بُرد
نامهرسان، نامهی من دیرشد
کودکِ ولگردِ فلک پیر شد
دیده به در دوختهام قرنها
ز آتشِ غم سوختهام قرنها
چهره برافروختهام قرنها
سوختهام سوختهام قرنها
نامهرسان، نامهی من دیرشد
کودکِ ولگردِ فلک پیر شد
نامهی یوسف به زلیخا رسید
دستخطِ قیس به لیلا رسید
قاصد وامق برِ عذرا رسید
نامهرسان جان به لب ما رسید
نامهرسان، نامهی من دیرشد
کودکِ ولگردِ فلک پیر شد
لکلکِ آوارهی بیخانمان
روی چنار آمد و زد آشیان
جوجه برآورد زمان در زمان
هر نوهاش شد سرِ یک دودمان
نامهرسان، نامهی من دیرشد
کودکِ ولگردِ فلک پیر شد
♫ LP Cover ♫
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

یه دل اینجا، یه دل اونجا
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مرضیه
یه روزی رفتم که رفتم رو واست خونده بودم
اون زمون هم به خدا تو کار دل مونده بودم
یه دل اینجا، یه دل اونجا
اشک حسرت توی چشمام
من عزیزم راه دوره
دل من سنگِ صبوره
زندگی اینجوری خواسته
سرنوشتها جور واجوره
دلم آروم نداره، دلم آروم نداره
تا میگم غصه نخور
دست به زاری میذاره
من عزیزم راه دوره
دل من سنگِ صبوره
زندگی اینجوری خواسته
سرنوشتها جور واجوره
گر چه از جمله عزیزان خودم جدا میشم
باز میرم به سوی او، اگر نرم فنا میشم
دل تا بیتاب نشده
اشکها سیلاب نشده
خداحافظ خداحافظ
وقتی دل بد میاره
گریه حاصل نداره
خداحافظ خداحافظ
یه روزی رفتم که رفتم رو واست خونده بودم
اون زمون هم به خدا تو کار دل مونده بودم
یه دل اینجا، یه دل اونجا
یه دل اینجا، یه دل اونجا
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *