پوران: طبیعت (ترانه فیلم)

پوران طبیعت

طبیعت
آهنگ: جعفر پورهاشمی
خواننده: پوران
ترانه فیلم: امروز و فردا

عارف: رقص رویا

عارف رقص رویا

رقص رویا
ترانه‌سرا: کریم فکور
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۹

رویا!
امشب که ماه رو طاق آسمونه
رویا!
اشک شوق من از دیده روونه
رویا!
دلم می‌خواد امشب با تو برقصم
رویا!
راضی نشو دلم تنها بمونه!

تو که مهربون و شیرین‌زبونی
چرا نمی‌خوای با من برقصی؟
تو که راز عشق منو می‌دونی
چرا نمی‌خوای با من برقصی؟

باز امشب من و تو پا می‌ذاریم تو قصر رویا
باز امشب دل ما پَر می‌زنه تو آسمونها
باز امشب من می‌خوام تا دَم صبح با تو برقصم
باز امشب با تو لبخند می‌زنم به روی دنیا

دوستت دارم من بیشتر از دو چشمم
اینو هر کی ندونه خدا خودش می‌دونه!

بیا که عشقت در گوشه‌ی قلبم کرده آشیونه
خدا خودش می‌دونه!

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: خدا نگهدار

ویگن خدا نگهدار

خدا نگهدار
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹

گُل خزان‌ ندیده
بهار نو رَسیده
کنون که می‌روی زین گلزار
خدا تو را نگهدار!
بُوَد طنین آوای تو
کنون به گوشم، ای یار!

پیام من، تو بشنو
خدا تو را نگهدار!
دو چشم من به رَه باشد
در آرزوی دیدار

مسافر عزیزم تو هم به یاد من باش!
جدایی و فراموشی نبینم از تو ای کاش!
نباشدم به جز مِهرت هوای دیگری در سر
برو ـ خدا به همراهت ـ‌ تو ای ز جان گرامی‌تر!

* *‌ *

پوران: دختر کولی

پوران دختر کولی

دختر کولی
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: رقص در مهتاب

عارف رقص در مهتاب

رقص در مهتاب
آهنگساز: انریکو ماسیاس (فرانسوی)
تنظیم‌کننده: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

می رقصد در پرتو مهتاب
گِرد آتش،مست و سرکش
می‌بَرَد دل، رقص او از من!

چون پری، نرم و سبُک رقصد
پیچ و تابش، گرم و دلکش
می‌بَرد دل، رقص او از من!

تا افشان کُند گیسو
می‌پوشد از من آن چشم جادو!
دل می‌تپد بی‌قرار
در سینه تا می‌رقصد آن یار!

* * *

ویگن: گل سرخ (من گل سرخ بهارم)

ویگن گل سرخ

گل سرخ (من گل سرخ بهارم)
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن

گل سرخ (من گل سرخ بهارم)
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار ۱۳۴۰

من گُل سرخ بهارم، مانده ز شاخه جدا
دست ستمگر گلچین چیده ز شاخه مرا
گرچه در این گلدان بلور ـ آه ـ محفل‌آرا شده‌ام
شِکوه دارم از هستی خود ـ آه ـ ز آن‌که فنا شده‌ام‌

اکنون تنها مانده‌ام
از یاران جدا مانده‌ام

روزی آخر آیَد از در زیبارُخساری افسونگر
بیند مرا آن غنچه‌لب، برگیردَم با شوق و طرب
با شیوه‌ی دیرینه‌اش بنشانَدَم بر سینه‌اش
از سینه‌اش چون برکَنَد ـ آه ـ
بر دامن خاکم فکنَد
چون بینَد گشته‌ام پرپر
برگیرد چشم از من، دیگر
گرچه گُلی از بهشتم
جز این نبوَد سرنوشتم

اکنون تنها مانده‌ام
از یاران جدا مانده‌ام

● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

منوچهر سخایی: شیدای که‌ای!؟

منوچهر سخایی شیدای که ای

شیدای که‌ای؟
شعر: صائب تبریزی
ویلون: پرویز یاحقی
خواننده: منوچهر سخایی

ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
ای تماشاگاه عالم، در تماشای که‌ای؟

عالمی را روی دل در قبله ابروی توست
تو چنین حیران ابروی دلارای که‌ای؟

شمع و گل چون بلبل و پروانه شیدای تواند
ای بهار زندگی آخر تو شیدای که‌ای؟

نعل در آتش ز سودای تو دارد آفتاب
ای سمن سیما تو سرگردان سودای که‌ای؟

چون دل عاشق نداری یک نفس یک جا قرار
سر به صحرا داده زلف چلیپای که‌ای؟

تلخی زهر از حلاوت‌های عالم می‌کِشی
چاشنی‌گیر لبِ لعل شکرخای که‌ای؟

چشم می‌پوشی ز گلگشتِ خیابان بهشت
در کمینِ جلوه‌ی سروِ دلارای که‌ای؟

نشکنی از چشمه‌ی کوثر خمار خویش را
از خمارآلودگان جام صهبای که‌ای؟

نیست غمازی طریق عاشقان پرده‌پوش
ورنه صائب خوب می داند که رسوای که‌ای

* * *

عارف: نامه

عارف نامه

نامه
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۴۵
انتشار: ۱۳۴۸

می‌رود قاصد امشب از دیار من
تا بَرَد نامه‌ام را سوی یار من
نامه را گر بخواند نازنین من
سوزد از گفته‌های آتشین من

یا بیاید خود به سویم
آن بهار آرزویم
یا فرستد مژده‌هایی
در پیام جان‌فزایی

تا تو رفتی از دیارم
بی‌قرارم، بی‌قرارم
یاد رویَت گشته یارم
گفتگوها با تو دارم

راز من کس نداند جز خدای من
قصه‌ها با تو گوید نامه‌های من
این زمان دل به یاد آشنایی‌ها
شِکوه‌ها با تو دارد از جدایی‌ها

یا بیاید خود به سویم
آن بهار آرزویم
یا فرستد مژده‌هایی
در پیام جان‌فزایی
. . .

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: لانه

ویگن لانه

لانه (آشیانه)
ترانه‌سرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: هوشنگ شهابی
تنظیم‌کننده: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰

ریزش باران بر سر لانه
چون دلم کرده ویران خانه و آشیانه!
دیگر این لانه گشته ویرانه
ز آن یادگار عشقت مانده بر جا فسانه!

باد و باران‌ها برکَنَد از جا
آشیانِ من، وه چه بی‌پروا!
مرغک زیبا برنگرد این‌جا
می‌بَرَد طوفان آشیانِ ما

ریزدَم بر سر سِیلی از باران
آشیان خرابم مانده در دست طوفان
جان من، خسته؛ راه من، بسته
بال و پَرم شکسته؛ دل ز غمها پریشان!

ای هم‌آشیان، حال من بدان!
سوی من نیا، در سفر بمان!
کرده طوفانها قصد جان من
مانده دست غم، آشیان من

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *