
دیوانه شو، دیوانه شو
شاعر: رضا شمسا
آهنگ: منوچهر گودرزی
خوانندگان: آغاسی ـ عهدیه
ترانهٔ فیلم: جعفر و گلنار

دیوانه شو، دیوانه شو
شاعر: رضا شمسا
آهنگ: منوچهر گودرزی
خوانندگان: آغاسی ـ عهدیه
ترانهٔ فیلم: جعفر و گلنار

برگ بید
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی
خواننده: منوچهر سخایی و الهه
الهه:
گر سوی اصفهان افتد گذارم
بهترین هدیه را بهر تو آرم
هدیهی من بود یک فرش زیبا
که دهد جلوه بر کاشانهی ما
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایهروشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
منوچهر:
به کاشان میرم میروم جای تو خالی
میخرم بهر تو یک تخته قالی
آورم فرشی از کرمان برایت
که زند بوسهها هر دم به پایت
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
این هدیه من به جام لبها شراب لبخند آرد
با خود نشانی از شیوههای دست هنرمند دارد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
الهه:
گر گذارم قدم به خاک تبریز
جام صبرم شود یکباره لبریز
فرش زیبایی از بهر تو آورم
تا بماند پس از من یادگارم
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایهروشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
* * *

عاشق
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانهسرا: تورج نگهبان
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴
رامین:
بشنو آوازم، نوای جانگدازم
که گوید با تو رازم، بشنو، بشنو!
رامش:
دور از تو تنها سر دهد دلم آوا
ز من ای دلنوازم، بشنو، بشنو!
رامین: بشنو از جانم، قصّهی رنجِ هجرانم
رامش: غمِ عشقِ تو میدانم
نبود به خدا، دلم از تو جدا
رامین: اشکِ حسرتها چو بنشیند به دامانم
رامش: من از اشکِ تو میخوانم
قصّهای غمافزا، بهخدا، بهخدا
رامین: تو ای آرامِ جان، گویمت رازی نهان
که از دل آمد بر زبان، بگذارم، تا گویم:
عاشق تو هستم، تو را میپرستم
رامش: در دلِ من هم چو جان
کرده عشقت آشیان
از تو بوده غم، نهان
در این غم، چون من هم
بشد دل ز دستم، تو را میپرستم
همخوان:
عاشق تو هستم، تو را میپرستم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

برو خدا نگهدار
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۴
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
خدا یارت باشه، آمین
نگهدارت باشه، آمین
تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
رامین:
میخوامت خوب ببینم
اما سرشکم راه نمیده
زبونم میگه برو
اما دلم رضا نمیده
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
رامین: بیتو در چمن یاسمن جلوه نداره، نداره
دارم انتظار فصل بهار بیاد دوباره
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● اجرای دیگری از این ترانه با همراهی ارکستر اکبر صدیف و همچنین تغییراتی در شعر، با نام «گُل بادام» و صدای عباس منتجم شیرازی نیز اجرا شده است.
* * *

عروس دوماد
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: ضیاء ـ تیلا

پاپلی
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
خوانندگان: رامین ـ رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۴
پاپلی، پاپلی
پاپلی ای پروانهی زیبا
که نهی پا به دامن گلها
پاپلی ای پروانهی من
تو چه دانی غم نهانم را
تو چه دانی فسانهی من
پاپلی، پاپلی
تو به رقص آیی در میان گلها
ز طنین ترانهی من، آه
من نهان دارم آتشی به دلم
شده مستی بهانهی من
پاپلی، پاپلی
چه جهان خوشی
روی دامن گُل داری
پاپلی، پاپلی
تو خوشی به جهان
که همیشه به گلزاری
تو نشانی از عشق و وفایی
تو سرور و نشاط آری
چه بُود ثمر این هستی
چو به بر نبود یاری!
پاپلی، پاپلی
چه جهان خوشی
روی دامن گُل داری
پاپلی، پاپلی
تو خوشی به جهان
که همیشه به گلزاری
«پاپلی» در برخی گویشهای محلی، بهویژه در مازندرانی، به معنای «پروانه» بهکار میرود.
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

جهیز
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
تنظیمکننده: عطاالله خرم
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۴
(اولین ترانهی دو صدایی رامش و رامین)
رامین:
آینهی قدی، چراغ بلور
سماور و قلیون، گُلابپاش دو جور
سوزنیِ ترمه، دو تا تُنگ آب
مُتکای مخمل، دو دست رختخواب
همخوان: قطار، قطار با دف و ساز
میارن واسه عروس جهاز
رامین:
کف بزن و دف بزن که غم بشه دور
اسفندو دود بکن، چشم حسود کور
پای هم پیر بشن عروس و دوماد
دو تا برگ گُل و دو شاخ شمشاد
رامین: عروس که ناز میکنه
رامش: ناز به جهاز میکنه
همخوان: قطار، قطار با دف و ساز
میارن واسه عروس جهاز
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● ترانه جهاز [جهیز] اول بار در سال ۱۳۴۳ با صدای عباس منتجم شیرازی در پایان فیلم دهکده طلایی اجرا شد. این ترانه نوروز ۱۳۴۴ در برنامه یک شاخه گل (شماره ۲۶۰) با همخوانی رامین و رامش بازخوانی شد.
* * *

قسم به مهتاب
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
رامین:
ز بس که دیدهام ز تو نامهربانی
جوانیام شد هدر، حیف از جوانی
رامش:
مرا غمت کرده سیر از زندگانی
تو راز جانسوز من چرا ندانی؟
رامین: شنیدهام که داری قصد جدایی!
رامش: هرگز نبینی از من این بیوفایی
همخوان:
قسم به آه سوزان، به اشک دیده
ما را خدا برای هم آفریده
رامین:
قسم به این آسمان، قسم به مهتاب
که برده چَشم مستت ز چشم من خواب
رامش:
بهخاطر تو عهد یاران شکستم
از همهکس بُریدم، دل بر تو بستم
رامین: خدا من و تو از هم جدا نخواهد
رامش: اگر تو هم بخواهی، خدا نخواهد!
همخوان:
قسم به آه سوزان، به اشک دیده
ما را خدا برای هم آفریده
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

راز دریا
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴
رامین:
گُل شفق سحرگهان چون دل من شکفته
قایق ماهیگیرا در بستر ساحل خفته
ببین که موج دریا بُود خروشان
رامش: در آن نهفته رازی که گشته جوشان
تو راز دریاها را از موج غمش میخوانی
چرا ز موج اشک من راز دلم نمیخوانی!
همخوان:
خدا کُند پیدا شود دستی در این میانه
که دست ما دهد به هم بیمحنت زمانه
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه اولینبار با تنظیم و شعر نسبتاً متفاوتتری با صدای عارف و بهشته و در فیلم «وسوسه» (اکران زمستان سال ۱۳۴۳) با نام «عروس دریا» منتشر شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *

رویای نقش بر آب
ترانهسرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: رامین و گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۷
ترانه فیلم: شب فرشتگان
گوگوش:
چون دو مرغ پَر سفیدِ عاشق شیدا
با دل هم قصه گفتند، قصهی غمها
رامین:
این دو روز آشنایی پیچ و خم داره
روز شادی، روز حسرت، روز غم داره
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
رامین:
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
گوگوش:
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
گوگوش:
هرکسی را همدمی
رانَد از دلش غمی
آشنایی دارد آدمی
رامین:
چند روز عمر ما
باشد همچون رویا
زیباترین رویاها!
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
♫ LP Cover ♫
* * *