
دلِ شکسته (دو راهی)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: سورن الکساندر
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۱
یار من بر سر آن دوراهی
به ناگَه از بَر من، جدا شد
رَه دیگر گرفت و غمین رفت
به جدایی چو من، آشنا شد
به فغان شد دل شکستهام
که چرا آشنا شد و رفت؟!
نازِ بسیار او کشیدهام
که چنین بیوفا شد و رفت
چو نگارم در خَم رَه
ز نظر پنهان شده بود
ز دو چشمم ژالهی غم
به رُخم باران شده بود
ره من، رهگذار شب غم
ره تو، راه چشمهی نور
ز دوراهی فغان و صد فغان
که مرا کرده از تو به دور!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

دریای بیآرام
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
من کیام؟
دریای بیآرام!
خسته و دیوانهای ناکام
تو مرا آرام کن، آرام!
خاک ساحل را به سر ریزم در شب طوفانی
چشمهها از دیده میریزم با غمی پنهانی
آرزو دارم تو را ای دختر دریای من
چون غنچهی زیبا ببویَم!
قصهی تاریک رنج انتظارم را
به اشک دیدگان غم بشویَم!
مو به مو، غمهای سرگردانیام را
خسته در گوش تو گویَم!
همچو گُل، صدباره گر بوسم تو را
صد بار دیگر، ببویَم!
آه!
من کیام؟!
دریای بیآرام
دیوانهای ناکام
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

داغ بوسه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: آتش و خاکستر (۱۳۴۰)
بازآ که بیخبر با هم سفر کنیم
همچون پرندهها دوباره نغمه سر کنیم
دلهای خفته را ز عشق هم خبر کنیم
نام تو قصهی شیرین لب من
چشمت ستاره و مهتابِ شب من
بازآ به پای گُل غوغا به پا کُنیم
گلهای پونه را ز سبزهها جدا کُنیم
بازآ به بوسهها لبِ هم آشنا کُنیم
یک شب بسوزی آخر بال و پَر من
افشان کُنی به مویت خاکستر من
* * *
پانویس:
از دیگر ترانههایی که ویگن در فیلم آتش و خاکستر (۱۳۳۹) اجرا کرد یکی هم ترانهی سرگذشت است. در اینجا بشنوید.
* * *

چوپان
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
به روی تپهها چوپان
شده آشفته و حیران
میان گلّه، سرگردان
در دشت و صحرا
به لب دارد نیِ محزون
دلش باشد از غصه خون
سرش شوریده چون مجنون
بی یار و تنها
به دشت و صحرا ز سوز غمها
نِی چوپان کُند فغانها
امان ز جور آسمانها
چوپان بینوا
خواهد دلت چرا دختر کدخدا
تو کجا، او کجا؟
کُنَد هر زمان شِکوهها با خدایش
رسد تا به گوش فلَک شِکوههایش
چوپان بینوا
خواهد دلت چرا دختر کدخدا
تو کجا، او کجا؟
● متن و ترانهها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دیشب خواب تو را دیدم (با صدای گوگوش)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: سلطان قلبها
دیشب خواب تو را دیدم
چه رویای پرشوری
انگار که توی خواب دیدم
تو سالها از من دوری
تو را توی باغی دیدم
که سر تا سر خزان بود
هزارون چشم پُر ز اشک
به طاقِ آسمون بود
مثالِ عکسِ قرصِ ماه
میونِ آب نشستی
تا دست بُردم بگیرمت
پُر چین شدی، شکستی
آه ای فلک نفرین به تو
ببین چه میکشم من
جدا از آن مهر آفرین
میونِ آتشم من
* * *
ترانههای فیلم «سلطان قلبها» در بخش «شناسنامه ترانهها»
● عهدیه: لالایی
● عارف: ماشینسواری
● عارف: خواست خدا بوده
● عارف: روز جدایی سر میاد
● عارف ـ یه دل میگه برم، برم
● عارف: دیشب خواب تو را دیدم
● عارف ـ عهدیه: سلطان قلبم کجایی
● عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا
● عارف ـ عهدیه: یک شب، یک روز، یک ماه، یک سال
● مجموعه ترانههای اجرا شده در فیلم سلطان قلبها
● مجموعه ترانههای بازخوانیشدهی فیلم سلطان قلبها
* * *

داغ بوسه
شعر: پرویز وکیلی (؟)
ارکستر: سورن (؟)
خواننده: ویگن
مرا نمیبینی
تو را نمیبینم
میان ما چرا حسد کُنَد این آتش غم بر پا؟
دل تو چون رضا شود که شوم اسیر این غمها؟
منم همان که بودهای همیشه غمخوارم
منم همان که تا ابد با تو وفادارم
بر تو نمیگیرم، که خود گنهکارم
چون به لب از بوسهی تو داغ گُنَه دارم
● از آنجایی که ترانهی دیگری با نام «داغ بوسه» توسط ویگن اجرا شده است [در اینجا]، در اکثر منابع، اشتباهاََ اطلاعات مربوط به آن ترانه برای این اثر در نظر گرفته شده است.
● متن ترانه و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

فریاد انتظار
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۳۹
یه شب که آسمون از غم سیهروز و پریشونه
یه شب که چشمه آهسته توی سبزه میخونه
یه شب که مو به مو مسته سرزلفت پریشونه
شاید اشکی به یاد من بریزه از چشمونت
یه شب که تار گیسویت پیچد بر تار گیتارم
شاید به گوش تو آید فریاد انتظارم
یه شب که آرزوهایم گیرد رنگ فراموشی
آن شب دور از تو میمیرم در دنیای خاموشی
* * *

خزان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
چو نسیم خزان بوزید
گل و سبزه و لاله گذشت
دگر از سر گلشن و دشت
پرندهی بهاری خموش و دلشکسته
در آشیان نشسته
چو شاخههای پُرگل میلرزد
گُل میریزد ز باد سرد پاییز
به گلشن غمانگیز
چو اشک تیرهبختان
ز شاخهی درختان
فتاده برگِ لرزان
تو امید و قرار منی
تو مَه شبِ تارِ منی
تو همیشهبهار منی
در آن خزانِ زیبا
من و تو مست و شیدا
کنار هم نشستیم
نسیم مهرگانی گُل میریخت بر گیسویت
شکسته رونق گُل دگر ز رنگ و بویت
خزان رسیده بر دشت، بهار و سبزه بگذشت
بهار من کجایی!؟
بهار من کجایی!؟
♫ LP Cover ♫
* * *

فریب
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: طوفان در شهر ما (۱۳۳۷)
(کس نشنود هرگز فریاد من
او بر کَند آخر بنیادِ من
وای از دلِ بیدادِ من)
کنون دگر زندگی بیثمرم نقش بر آب است
آرزوهای جوانی در نظرم همچو سراب است
بشکن این ساغر پُر خون به سر من
تو چه خواهی ز دلِ بیخبر من
یار دلدارم مکُن آزارم
از چه خون سازی دل بیمارم
آتشافروزم جانِ پُر سوزم
از فریبِ تو شد سیه، روزم
من چون ساغر می به پای تو درشکستم
از فسون تو دگر شیدا و مستم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دختر دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
دلم میخواست دریا بودم
همه شور و غوغا بودم
تو دختر دریا بودی
بِه از همه دنیا بودی
دستِ زمین و آسمان
نمیرسید به دامنت
غبار خاک نمینشست
روی بلور گردنت
مرواریدهای دریا را
میریختم روی دامنت
از خزههای ساحلی
پیراهن میکردم تنت
به روی موج بیقرار
میرقصیدی، میخوابیدی
ز شانهها تا به کمر
گیسوی زر میتابیدی
. . .
* * *