
ساقی
(گلهای رنگارنگ شماره ۵۷۶)
آهنگساز: همايون خرم
ترانهسر: پرویز وکیلی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۱
ساقی ببین آزردهام
ساقی ببین اَفسردهام، مست و خرابم
آه ای همیشه مهربان
امشب تو هم کردی جوابم
ساقی اگر ساغرم شکنی
قلبِ پاکِ مرا زیرِ پا فکنی
بَر نمیگیرم از کویِ عشقِ تو دامن
ساقی تویی آرزویِ دلم
گفتوگویِ دلم
پیشِ مستان مریز آبرویِ دلم،
این تو و این دلِ من
دیوانهیِ رویِ زمینم
مَیخوارهای بیهمنشینم
چرا، چرا ساغرم شکنی
دلِ مرا زیرِ پا فکنی
صد مستِ همچون من فدایت
قربانِ بیمهری و وفایت
چرا، چرا ساغرم شکنی
دلِ مرا زیرِ پا فکنی
دیوانهیِ رویِ زمینم
مَیخوارهای بیهمنشینم
چرا، چرا ساغرم شکنی
دلِ مرا زیرِ پا فکنی
تو که خود آگه زِ دردِ منی
چرا مرا زیرِ پا فکنی!
ساقی اگر ساغرم شکنی
قلبِ پاکِ مرا زیرِ پا فکنی
بَر نمیگیرم از کویِ عشقِ تو دامن
● آخرین همکاری مهستی با برنامهی گلها در رادیو ایران.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

جشن تولد
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
خیزید و امشب صفا کُنید
مستانه، شوری به پا کُنید
سال نوینی رسیده باز
بر آن گُل ناز!
ای دختر شوخ و دلربا
ای شمع محفل بیا، بیا
با غنچهی آن لبانِ نوش
شمعها را کُن خاموش!
آه. . . گَل باشی و عمرت چو گُلها نباشد
تو را غمی هرگز به دنیا نباشد
گشته بهار دگری بر گُل عمرت پیدا
نوگُل رویَت بهخدا طعنه زنَد بر گُلها
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

کجاوه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۱
با نغمههای کاروان، از ره رسیده ساربان
آزردهدل از دیدنِ دروازه و دروازهبان
بنشسته چون نیلوفری
در یک کجاوه دختری
دل بُرده او از ساربان
اما دلش با دیگری
دلداده در شبِ سفر
پیاده رفته تا سحر
با دخترک که گفته است
غوغای دل در هر نظر
که: ماهِ من! جفا مکُن
مرا ز خود جدا مکُن!
چو میروی ز کاروان
مرو ز پیش ساربان
در این سفر به هر کُجا که رو نمود
دو چشمِ او به روزنِ کَجاوه بود
کُند به دل خدا خدا،
که چون شوم از او جدا
فردا جدایی میرسد آخر به پایان سفر
آن مه ندارد بعد از این با ساربان کاری دگر
* * *

یادگاری
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
دو گل سرخ و نیلوفر، تو بودی با من
دو نگین یک انگشتر، تو بودی با من
به کجا میروی امید نیمهراهم
دو پرستوی همسفر، تو بودی با من
بده دستمال دستت یادگاری
که بگیرم در دستم بگریم روز بیقراری
گل رویت بهار جاودانی
منم افسرده چون برگ خزانی
آه غم پیری بر چهرهام نشسته
تو بیا تا که باز آید جوانی
گر بُوَد حور و پَری هر دَم بَرم
ور ز گل باشد همهشب بسترم
دل من، ای زیبا میخواهد تو را
تو بیا، ای بهتر از گلها بیا
● بر ملودی این آهنگ، ترانهای دیگر با نام «کوههای بختیاری» با صدای منوچهر سخایی اجرا شده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

شبهای تاریک عشق
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
ای شادی شبهای غمگینم
ای خورشید دنیای تاریکم
در چشمانم نور عشق است
در قلب من، شور عشق است
کردی تو روشن، دنیای تارم
با عشق خود ای آرام جانم!
چه کُنم در دام عشقت اسیرم
گر رَوی از بَرِ من، بیتو میمیرم
ای رویای شبهای رنگینم
در دام عشق تو من اسیرم
در دل دارم آرزویت
همچو مرغی آیَم سویت!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

سرنوشت
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: ویگن
تنظیمکننده: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۳۶
خواننده: ویگن
در سکوت تیرهی شب میبرَم نام تو بر لب
با دل دیوانهی خویش سوزم اندر آتش تب
روزگاران گذشته زنده گردد در خیالم
همدم شبهای تارم میکُند شوریده حالم
من اسیر روزگارم، روزگار سرد و تارم
کِی سر آسوده، یک شب روی بالین میگذارم
کس نباشد غمخوار من
جز نوای گیتار من
آشنایی با دل من
با دل بیحاصل من
گاه از او میگریزم، گاه بازآیم به سویش
در دل تنهایی سرد، دل نماید آرزویش
نیمهشب در خلوت ناز
خسته و مات و خموشم
یاد معشوق فسونگر
میرباید عقل و هوشم
از فُسون آرزوها
آرزوهای جگرسوز
در شب تنهایی خویش
مینشینم تا شود روز
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

نسیم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
ای بهار جانپرور من
ای مِی نشاطآور من
چون نسیم جانبخش چمن
بگذر از بَرِ من
میبوسد، میبویَد لالهی صحرا دامن تو
باد صحرا آرَد بوی گُل از پیراهن تو
چون نسیم جانبخش چمن
بگذر از بَرِ من
رنگ تو گُل، بوی تو گُل
چهرهی دلآرای تو گُل
روی تو گُل، موی تو گُل
قامتِ فریبای تو گُل
چون نسیم جانبخش چمن
بگذر از بَرِ من
* * *

پریها
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: ترکی استانبولی
تنظیمکننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: بیستارهها (۱۳۳۸)
بیاین پریا، بریم به صحرا
بهار اومده، آی گُل بار اومده
رقص دلاویز پریا شورانگیزه!
دست نسیم از دامنشان گُل میریزه!
بشنوید ای پریا! قصهی عشق مرا
یارم، آن رَشک پَری، داده دل بر دگری، پریا!
آه. . . پریا مرا با زلف خود به زنجیرم کنید
مهربانیها کنید از عشق او سیرم کنید، پریا!
ای پریهای فسانه
بگذرید از هر بهانه
در کنار من نشینید
اشکم از مژگان بچینید، پریا!
* * *

طوفان (غریق)
شعر: پرویز وکیلی
ارکستر: آلوارا سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
طوفان در دریا غوغا میکرد
بیدادی در کِشتیها میکرد
دست ناخدا بر آسمان
هراسان، خدا خدا میکرد
آه! نالههای جانها، زاری و فغانها
میشکست آوای طوفان را
در میان آنها دلدادهای رسوا در قلب امواج طوفانزا
بیخبر دست و پا میزد معشوقش را صدا میزد آه
که: ای عشق من لیلا، لیلا
بازآ به سوی من بازآ، آه
طوفان در دریا غوغا میکرد
بیدادی در کِشتیها میکرد
دست ناخدا بر آسمان
هراسان، خدا خدا میکرد
آه در آن سوی دریا گیسوان لیلا
گشته بود افشان به روی آب
آن سینهی بازش با یک جهان رازش
میپیچید اندر کام گرداب
بیخبر گویی از خوابش
عاشقی میداد آوازش، آه
که: ای عشق من لیلا، لیلا
آخر کجا رفتی بازآ، آه
* * *

تهمت
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: ناصر چشمآذر
خواننده: رامش
ما چرا یه روز باید آشنا بشیم
یه روز دیگه ز هم جدا بشیم
مثِ آفتابی که داره میمیره
عشقمون رنگِ غروبو بگیره
تو به من تهمتِ بیجا میزنی
بیصدا دل من رو میشکنی
همهی حرفهای تو زخم زبون
مهربونا چی میشن نامهربون!
حالا که باید ز هم جدا بشیم
یکیمون این میونه فدا بشیم
بذار عشقمون قشنگ تموم بشه
مثِ دو تا دوست ز هم جدا بشیم
♫ LP Cover ♫
* * *