
چه کنم از سفر برگردی
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: سورن الکساندر
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۱
چه کُنم تا تو از راه سفر برگردی
چه نویسم که با من مهربانتر گردی
چه بگویم که دست از ناز خود برداری
که بیایی قدم بر چشم من بگذاری
شادی و این دل غمزده را
با دلِ شادِ تو من چکنم
لالهی دشت خزانشده را
با گل یاد تو من چکنم
چه بدیدی؟ چرا رفتی؟ ز من بگذشتی
تو همان بخت من بودی ز من برگشتی
* * *

هوس
شعر: ناصر رستگارنژاد
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶
باز هم عاشق شدهام، عاشق بر غصه و غم
وای از این دل هوسبازم، بیرون شد از سینه رازم
از این دل کارم شده مشکل، میسوزم و میسازم
گه میگریم، گه میخندم بر این بختِ واژگون
از فرط غم، هر دم ریزم از چشمانم اشکِ خون
وای از این دل، داد از این دل که از نو گشته مایل
بر زیبایی نامهربان کز از حال من باشد غافل
هر کس شیدا نَبوّد، هرگز از ما نَبوّد
عشق و ماه و غم و می یارش شبها نَبوّد
با غصه و غم بودم و هستم شاد و سرمستم از این غم
هرگز در عالم نتوانم باشم بیعشق و بیغم، یکدم
* * *

پایان سفر
شعر: پرویز وکیلی
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۴۳
از شهر تو دگر نروم
دیگر بی تو سفر نروم
باشد کوی تو خانهی من
زین کاشانه بدَر نروم
هرجا گذرم، هر سو نگرم
در ره جستجوی توام
هر جا که بُوَد سیر و سفرم
بینم آخر در کوی توام
من در انتظار تو
در شهر و دیار تو
گم کردهام جوانیام را
در آرزوی رویت
سیه مکُن چو مویت
پایان زندگانی ام را
از شهر تو دگر نروم
دیگر بی تو سفر نروم
باشد کوی تو خانه من
زین کاشانه بدر نروم
من نمیخواهم، نمیخواهم که بی تو
اختران آسمانها را ببینم
من نمی خواهم، نمیخواهم که هرگز
بی تو ای گل، بوستانها را ببینم
* * *

بارون بارونه (گلنسا)
شعر: سیروس آرینپور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
بارون بارونه زمینا تَر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
گلنسا جونم تو شالیزاره، برنج میکاره
میترسم بِچآد، طاقت نداره
بارون بارونه زمینا تَر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
دونههای بارون ببارین آرومتر
گُلهای نارنج داره میشه پرپر
گلنسای من رو میدن به شوهر
خدای مهربون تو این زمستون
یا منو بِکُش یا اونو نَستون
بارون بارونه زمینا تَر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
گلنسا جونم غصه نداره
زمستون میره پُشتش بهاره
● LP Cover ●
* * *

چشمانتظار
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: میشا
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸
ببین چه کرده چشمانتظاری
چه سازم امشب با بیقراری؟!
شب شد دوباره، چرا نیایی؟!
بگو که امشب دگر کجایی؟!
امشب نمیدانم خدا
از من، دلِ دردآشنا
دیگر چه میخواهد، چرا
گیرد هر دَم بهانهها؟!
سر میزند بر سینهام
دیوانگیها میکند!
این آشنا با درد من
بیگانگیها میکند!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

آرزو (چکنم)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز، نوازنده پیانو و آواز: ویگن
ترانه فیلم: عروس دریا (۱۳۴۴)
نظری به تو گر نکُنم
تو بگو چه کُنم، چه کُنم؟
بی تو گر ناله سر نکُنم
تو بگو چه کُنم، چه کُنم؟
بنگر بیتو چها آمد بر سر من!
حال دل بنِگر از چشم تَر من!
دوصد بوسه زنم بر پیراهن تو
از دستم ندهم دیگر دامن تو
آرزوی من تویی در همه حال
بیتو، با یادت آشنا شدهام
کس مبادا به ناامیدی من
که من از آرزو جدا شدهام
پُر خون شد دل من از بهانهی تو
چون در آتش غم من، دیوانهی تو
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

مرگ معشوق
کلام: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Malagueña – Sarita Montiel
در این بهار غمافزا
از باد، آوارهی صحرا
گُل میریزد از شاخهها
بر گور دختری زیبا
او خفته، خاموش و غمگین
زیر خاک سرد و سنگین
ای آسمان بر تو نفرین!
چه کردی با آن گُل رنگین؟
اکنون که گُلها دَمیده
تویی در خاک، آرمیده
دریغا! سرد و غمناکی
عروس حجلهی خاکی
در نور شمع افسرده
خالی مانده بستر تو
شب، همهشب به یاد تو
میگریَد مادر تو
تو آنجا خفتهای آرام
دل من، بیقرار تو
بُگشا سنگ مزارت را
تا آسایَم کنار تو
. . .
. . .
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

وداع
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: واروژان
تنظیمکننده: آلوارو سباستیان
انتشار ترانه: ۱۳۳۶
انتشار صفحه: کمپانی رویال، ۱۳۳۸
رفتی و به دنبال تو
چشم امیدم به راه است
صد آه که روز دیدارت
چون عمر گلها کوتاه است
رفتی و خیال تو باشد دمساز من
یاد تو میانگیزد شوری به آواز من
قصهی عشق تو شد زمزمهی ساز من
شبها در روی مّه بینم عکس دلی را غمآلود
گوید بگذار از من ای دوست
سرنوشت ما این بود
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

برگ طلایی (لیلا)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
تنظیمکننده: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۴۰
نازنین، ای بِه از یک جهان طلا
شانهی سر طلا، گیسوان طلا
ریزد از شاخهها برگ پاییزی
گویی میبارد از آسمان، طلا
شبنم نشسته دوباره به ساقهی مژگان تو
از باران اشکت شده پُر ستاره، دامان تو
دختر صحرا، لیلا؛ بیخبر ز ما، لیلا
بیا برقصیم، لیلا؛ پای کومهها، لیلا
شده ساقهی خوشهها طلا
تا شود تو را جای پا طلا
شبنم نشسته دوباره به ساقهی مژگان تو
از باران اشکت شده پُر ستاره، دامان تو
. . .
* * *

بیم و امید (حیران)
ترانهسرا: ناصر صفااللهی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
در رهی بیگانه اینسان بیسرانجام
در پی امید و شادی میزنم گام
میروم در جستجوی سرنوشتم
طاقتم ده ای خدا تا گیرم آرام
در ورطهی غم گویی چه کنم؟!
ناامید و حیران میرسد به لب، جان
عمرم شده طی در بیم و امید
نبُرده از جهان به جز غم و تلخکامی
مگر دهد خدای من، قرار و آرامی
عشق من تبَه شد، روز من سیَه شد
عمرم شده طی در بیم و امید
فغان از این دل حَزین ز رنج جانکاهم
به من رسان! خدای من، امید و دلخواهم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *