
آرزوی خفته
شعر: هوشنگ توفیقی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش

آرزوی خفته
شعر: هوشنگ توفیقی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش

تمنا
شعر: بامداد جویباری (محمدرضا بامدادیان)
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
ترانه فیلم: هنگامه
♫ LP Cover ♫
* * *

چشم به راه
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: پرویز خطیبی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
اگر امشب مهتاب بشه، یارم میاد از راه
دیگه دلم بیتاب شده بنما رُخت ای ماه!
آن شب که او سوار میشد اسب سیاهش را
دیدم که پنهان میکُند از من نگاهش را
در آن رهِ پُر پیچ و خم از دیده پنهان شد
از رفتنش گویی مرا در سینه طوفان شد
ای از دلِ من بیخبر بیا مرا با خود ببر
یا قاصدی سویم فرست، یا خود درا امشب ز در
به هر گوشهای نظر کُنم تو را به خاطر آرم!
تو یار منی به غیر تو به کَس نظر ندارم!
تویی که از دل حزین ربودهای قرارم
بیا که تا به سر رسد زمان انتظارم
خدا کند برپا شود میان ره غباری
در آن میان به چَشم من عیان شود سواری
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

عروسکِ دست توام، چرا مرا میشکنی؟
چه دیدی از من که مرا به خاک ره میفکنی
ز دست کینهجوی تو، فتاده چون عروسکم
به خاک ره کشیده شد حریر و تور و پولکم
به خاطر آور که وقتی به دامانت بوده سرم
فکندی اکنون ز چه رو به دامن رهگذرم
به هر نظر ز چشم من، تو خواندهای حکایتی
نرفته بر لبان من ز دست تو شکایتی
چو کودکی بهانهجو تویی که با بهانهای
شکستهای دل مرا به قهر کودکانهای
* * *
یادنامهی «سیمین بهبهانی» در این سایت
* * *

در چه حالی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش

رقیب سرو ناز
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
(تو دختری، فتنهگری، بر همه دخترا سَری)
همه گفتند و گویندم چه نازی
ملیحی، خندهرویی، دلنوازی
زِ چشمان تو ریزد یک جهان ناز
حذر باشد رقیب سروِ شیراز
من کجا و این همه لطف و زیبایی کجا!؟
من کجا و این همه حُسن و رعنایی کجا!؟
گوید آن تازه جوان که ببیند سحرم
در لطافت چو گُلم، جلوهگر چون قمرم
در بیان غم دل، چون نی نغمهگرم
خوش بُود آمدنم، مرغک خوشخبرم
بگو به آن اهل دلی که رَشکِ گُل خوانده مرا
من کجا و این سخنها!؟
من کجا و این همه لطف و زیبایی کجا!؟
من کجا و این همه حُسن و رعنایی کجا!؟
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

رود جدایی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
کنار برکهٔ خاموش جنگل
نشسته مرغ پیری بیترانه
کشد نیزار غمگین را در آغوش
نسیم سرد جنگل عاشقانه
به یادم آید آن روزی که پای برکهٔ سرد
لب لرزان و خاموشت لبم را جستوجو کرد
به من گفتی که ما هر دو در این شب
دو آهوی گرفتار کمندیم
بیا تا بر سر رود جدایی
شبی با بوسههامان پُل ببندیم
دریغا رفتی و آن پُل شکسته
به رویش جغد پیر غم نشسته
♫ LP Cover ♫
* * *