داریوش رفیعی ـ الهه: یار سیه‌چشم

داریوش رفیعی الهه یار سیه چشم

یار سیه‌چشم
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خوانندگان: داریوش رفیعی، الهه

*‌ * *
مثلث هنری مجید وفادار، داریوش رفیعی، الهه

* * *

داریوش رفیعی ـ الهه: بیم و امید

داریوش رفیعی الهه بیم و امید

بیم و امید
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خوانندگان: داریوش رفیعی، الهه

* * *
مثلث هنری مجید وفادار، داریوش رفیعی، الهه

* * *

الهه: نی شکسته

الهه نی شکسته

نی شکسته
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

ای گل من چه کُند دلِ من؟ آرزوی تو
بی‌تو نرفته ز محفل من گفتگوی تو
شادت خواهم، گرچه خارم کردی
بی‌قرارم کردی
ای در جهان تو چاره‌ساز من
شد بی‌سحر شب دراز من
شاد و بی‌پروا سوی من بازآ
آتش دل بنشان، تا که دهم سر و جان
زان رخ مَه‌، فکن فروغی باز
کز تو شود دو دیده روشن باز
فغان که یارم ز من گسسته
بُوَد دلم چون نیِ‌ شکسته
آه! نوای شادی ز من مجو
وای! دلم شکست آن شکسته مو
به او بگو خطای او
بی‌تو گردد تبه مرا جوانی
چون تو هستی امید زندگانی

* * *
ترانه‌شناسی «جواد لشگری»

* * *

داریوش رفیعی ـ الهه: ملکه گلها

داریوش رفیعی الهه ملکه گلها

ملکه‌ٔ گلها
شعر:‌ کریم فکور
آهنگ:‌ مجید وفادار
خوانندگان:‌ داریوش رفیعی و الهه

عشقت ای گُل خندان، کرده به پا شور و نوا در دلِ من
بازآ تا که بسازد دستِ وفا قلبِ تو را مایل من
باز آن ملکه‌ی گلها، غمِ دلِ ما را درمان سازد
شادم از آن گُلِ رویش، که خرمن مویش پنهان سازد
یادِ لعلِ خندان، دو دیده‌ی عاشق را گریان سازد
دردا سیلِ اشکم بنای امیدم را ویران سازد

خوش بود جوانی، عشق و زندگانی، با آن یار جانی

سازد عروسِ بهاری در عالم یاری محزونم
دارم ز دیده‌ام سیلی ز دوری لیلی، مجنونم
بشنو ترانه‌ی بلبل ز غم رُخ گل در این چمن
دارد گله‌ی فراوان ز عشوه‌ی خوبان این قلب من

در فراق روی تو ای پری، جان سوزد غم دل من
بی تو باشد در بزم زندگی اشک و خون، می و گُل من
از دیدارِ آن لعلِ ارغوان گُل شرم آرَد به چمن
تابِ موی تو، حالِ روی تو بُرده تابِ دلِ من

سوز عاشقان، ناز گُلرخان، راز دلبری می‌کُند عیان
یک تبسم از آن دو لب بُتا می‌کشاند از قلبِ عاشقان آه
بختم در جدایی ز غم تو برگشته چون مژگانت
بُرده خوابِ شیرین ز دیده‌‌ی بیدارِ من چشمانت
آه در قلبِ سنگ تو هرگز آه سوزانم نکُند اثری
وای بر من و عشق من گر بعد از این شام غم نبود سحری
خندد بر این دل شیدا ملکه‌ی گلها چون جام می
ساقی از آن می باقی روانه کن جامی بر سوی وی

شادم زآنکه یکدم سر مرا دامان او بالین است
با این عشق و مستی به عاشقان زندگانی شیرین است

* * *
مثلث هنری: مجید وفادار، داریوش رفیعی، الهه

* * *

آلیس الوندی: آرزو گم کرده

آلیس آرزو گم کرده

آرزو گم کرده (با صدای الهه)
شعر: تورج نگهبان
خواننده: آلیس الوندی

امشب آرزو گم کرده‌ام من
رو به غم آورده‌ام من
در دل غمگینم امشب
عشق او پرورده‌ام من
امشب عشق من رنگی ندارد
جز غم آهنگی ندارد
مانده‌ام با عشق سوزان
با غمش خو کرده‌ام من
دردا، نشنود افسانه‌ی من
تا کی از دل دیوانه‌ی من
یار از وفا بیگانه‌ی من
اشکی که از آتشم پا گرفته
در دیده‌ام جا گرفته
بینی امشب بر رخ من
رنگی از غم‌ها گرفته
دردا، نشنود افسانه‌ی من
تا کی از دل دیوانه‌ی من
یار از وفا بیگانه‌ی من
ای غم با دل من گفتگو کُن
در وجودم جستجو کُن
تا ببینی کس ندارد
قلبم امشب زیر و رو کُن

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن ـ الهه: همسایه

ویگن الهه همسایه

همسایه (دختر همسایه)
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم‌ آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و الهه
انتشار: ۱۳۴۱

ویگن:
می‌خندی و ریزَد صد شعله بر جانم
می‌بینمت، اما نامت نمی‌دانم!
الهه:
خواندی ز چشمانم عشق نهان من
دیگر چه می‌پُرسی نام و نشان من؟!

ویگن: همسایه‌ات بودم می‌دیدمت گاهی
الهه: می‌دیدمت خندان، گاهی سر راهی
ویگن: خاطرات آن زمان، لطف دگر دارد
الهه: چشم تو بس فتنه‌ها در زیر سر دارد!
ویگن: روزگاری ساکن کوی وفا بودی
الهه: قلبم اکنون رنگ عشق تازه‌تر دارد!

ویگن:
دستم به دامانت از من مَکِش دامن!
وصلت نمی‌خواهم عشقم مگیر از من!
الهه:
دیر آمدی ای جان! عشقی به سر دارم
پیمان یاری با یار دگر دارم!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

الهه: نم‌نم بارون میاد

الهه نم نم بارون که میاد

نم‌نم باورن میاد (زنده میشه خاطره‌ها)
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسن لشگری

عارف ـ الهه: دوستت دارم

عارف الهه دوستت دارم

دوستت دارم
ترانه‌سرا: دکتر مجتبی هوشمند
تنظیم‌کننده: محمود قراملکی
خوانندگان: عارف و الهه
انتشار: ۱۳۴۸

عارف:
تا تو غمگسار دلی دل به دیگری ندهم!
تا که در کنار توام سر به پای کس ننَهم!
حالا بگو آیا دوستم داری؟!

الهه: آری!
آری، آری، آری دوستت دارم!
ای که خواندی از نگهم قصه‌ی گناه مرا!
در دل شبان سیه دیدی اشک و آه مرا!
حالا بگو آیا دوستم داری؟!

عارف:
آری!
آری، آری، آری دوستت دارم!
بودم اگر در دامت چون بلبلی سرگشته
بهتر که لب بربندم؛ بگذشته‌ها بگذشته
حالا بگو آیا دوستم داری؟!

الهه:
آری!
آری، آری، آری دوستت دارم!

عارف: از لب نوش تو شهد و شِکر ریزد
الهه: دیده‌ی مست تو فتنه‌ها انگیزد
عارف: همچو گل رویایی، پری دریایی
الهه: تو امید جانی‌، غم دل می‌دانی
راز دل می‌گوید لبان خاموشم!
عارف: مشکن این پیمان را مکُن فراموشم!
حالا بگو آیا دوستم داری؟!
الهه: آری!
آری، آری، آری دوستت دارم!

عارف: دوستت دارم!

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *