
بزم یاران
شعر: کریم فکور
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پرتو

بزم یاران
شعر: کریم فکور
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پرتو

عروسی
شعر: کریم فکور
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: الهه

عروس
شعر کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: الهه

مادر
کلام: کریم فکور / خواننده: رامش
بر آهنگ: Rashid Behbudov – Ana
نور چَشم من، مادر من
خانهی دل بُود از تو روشن
خون دل خوردهای تا مرا پَروردهای
دل و جان مرا مفتون خود کردهای
جان مادر
هر چه عُمرم گذرد
عشق باشکوه تو در قلبم شود، افزونتر
نقش بر دل بُود روی چون ماه تو
من الهی شوم فرزند دلخواه تو
فدای گیسوی سپید و سیاه تو
جان مادر
پای گهواره در دل شب
شعلهها در دل و نغمه بر لب
بنشستی که من آسوده روم به خواب
شد ز رنج و تعب شمع وجود تو آب
جان مادر
به دو چَشم تو قسم چون مرغ بیآشیان
سوی تو دلم، گیرد پَر
چون گُل آتشین، روی دلافروز تو
کی ز خاطر رود آوای جانسوز تو
فدای چهرهی دیروز و امروز تو
جان مادر
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

مهمان منی
آهنگساز: رضا ناروند
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵
مهمان منی آمدهای به خانهی من
تا بشنوی از ساز دلم ترانهی من
روشن شده از ماه رُخت سَرایم امشب
خواهم شنود کوه گران نوایم امشب!
آشیانهی ما در سکوت
صحرا، شد بهشت رؤیا
چون آمدی ای نازنین به کلبهی ما
خوش آمدی به کلبهام کنار صحرا
صبر از دل من گُریزد، گُریزد
تا از لبانت چو گُل خنده ریزد
گر مستی و مستانه، بشکنی پیمانه
عهد و پیمان من دیگر مشکن
گویم تو را بیپروا، قصّهی عشقم را
شرح ناکامیها بشنو از من
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه بهصورت دو صدایی رامش و عارف و با نام «مهمان توام» نیز اجرا شده است. (در اینجا بشنوید)
* * *
«رضا ناروند» و نغمههای ماندگار او
* * *

هدیه دوست
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵
یارِ فتنهگرم از سفر آمد
آمد وقت سحر، بیخبر آمد
رفت از خانهی دل ظلمت غمها
تا در خانهی من چون سحر آمد
بودم دیده به رَه کز سفر آید
چون بلبل به بَرَم نغمه سَراید
آرد هدیهی مهرش به سرایم
فریاد امشب از سینه برآید!
من چه بگویم!
چه بگویم ز نگاهش؟
جان به چه ارزد
چو بریزم به سر راهش!
من که بهجز او نپسندم
از شوقِ دیدارش
میگریَم، میخندم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

جشن تولد (هدیه تولد)
آهنگساز: افشین مقراضی
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۵
شمع و گُل و شیرینی و نقل و نبات بیارین
ز دستِ خود به بزم ما بارونِ گُل ببارین
بیا، بیا هنگامه کُن با نغمهی خود امشب
برپا بُود در خانهام جشن تولد امشب
سَرمست از جام طرب منم
لبهای تشنهام زد بوسه بر لب جام
امشب سَرای ما با این همه صفا
باشد چو بزم خیام
اشک شمع شعلهور مرا گوید این سخن
شده سال دیگری سپری ز عُمر من
دانی چه هدیهای یار آورد مرا؟
یک عشق سینهسوز، یک قلب باوفا!
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

لبخند گل
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پروانه [نامور]

قایق سواری (رویاها)
کلام: کریم فکور / خواننده: رامش
بر آهنگ: Laleler Kaldığım – Rashid Behbudo
ماه اردیبهشت، صبح بهاری
بریم بحر خزر، قایقسواری
به یاد اولین روز عشقمون
روی دریا بریم شاد و نغمهخون
رؤیاها، رؤیاها بینم در دریاها
بریم دریا کنارِ شوخِ شیرین
تو این دور و زمون چی بهتر از این؟
تار گیسوی تو زیر چنگ باد
رقصد و گویمد هر چه بادا باد!
رؤیاها، رؤیاها بینم در دریاها
بیا غافل نشیم دنیا دو روزه
دل تنگ حسود بذار بسوزه
به یاد اولین روز عشقمون
روی دریا بریم شاد و نغمهخون
رؤیاها، رؤیاها بینم در دریاها
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

نفرین بر مستی
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ناصر مسعودی
(تا شدم حلقه بهگوشِ در میخانهی عشق
هر دم از نو غمی آید به مبارکبادم)
رفتم، رفتم تا شویم، دست از رسوایی
نفرین، نفرین بر مستی، داد از شیدایی
رفتم که رها شوم از عشق تو و فتنه تو
داد از دلِ من که بُوّد در دست غمت به گرو
رفتم، رفتم تا شویم دست از رسوایی
نفرین، نفرین بر مستی، داد از شیدایی
از تو گذشتم، بهر که این عُمر گران با غم گذرد!؟
ای دل غافل شِکوه مکُن، شِکوه مکُن اینهم گذرد
به موج غم شویم دامان، که بگذرم از این توفان
حکایتِ سوز و سازم، خدا کند یابد پایان
رفتم که رها شوم از عشق تو و فتنه تو
داد از دل من که بُوّد در دست غمت به گرو
رفتم، رفتم تا شویم، دست از رسوایی
نفرین، نفرین بر مستی، داد از شیدایی
* * *