
پرستش
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
به خاطر آور که روزگاری تو را پرستیدم
پس از خدا من ز بیقراری تو را پرستیدم
به خاطر آور که اولین شب کجا تو را دیدم
کجا به پای تو گریه کردم، لب تو بوسیدم
ز خدا خواهم که پس از تو در دلِ این شبها
که بمیرم، بیتو نبینم روز جدایی را
به خاطر آور که روزگاری تو را پرستیدم
پس از خدا من ز بیقراری تو را پرستیدم
* * *

قصهی دریا (با صدای: ضیا، تیلا، گوگوش)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
گرد بارون میخوره بر روی دریا
مِه گرفته شونه و گیسوی دریا
باز قلبِ تنگ دریا بیقراره
باز هر ابری خیالِ گریه داره
غمزده بر لبِ ساحل نشستی
با یه دریا مگه دیوونه هستی
عشق زنها و دخترها دروغه
قصهی دختر دریا دروغه
قصهی لیلی و مجنون دروغه
عشق با این عمر ده دروغه
هر چه فریاد و فغان و ناله کردی
کس نداد از مردم ساحل جوابت
سر آروم بذار تو رختخوابت
تا بیاد دختر دریا به خوابت
* * *

دلم باور نداره
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
میدونم مثل همه، تو هم از من سیر میشی
از غم و غصهی من، یه روزی دلگیر میشی
این دو تا دست سپید که توی دست منه
میدونم که عاقبت دستمو پس میزنه
میدونم اما دلم اینو باور نداره
بسکه ساده است دل من، همیشه بد میاره
میدونم که عشق ما نمیمونه همیشه
بین ما هر چی که هست یه روزی تموم میشه
میدونم که آسمون تو رو از من میگیره
میدونم که عشق من توی قلبت میمیره
میدونم اما دلم اینو باور نداره
بسکه ساده است دل من، همیشه بد میاره
♫ LP Cover ♫
* * *

غمگین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

آدم برفی
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۰
میدونم مثل همه تو هم از من سیر میشی
از غم و غصه من یه روزی دلگیر میشی
این دو تا دست سپید که توی دست منه
میدونم که عاقبت دستمو پس میزنه
میدونم اما دلم اینو باور نداره
بس که سادهست دل من، همیشه بد میاره
میدونم که عشق ما نمیمونه همیشه
بین ما هر چی که هست یه روزی تموم میشه
میدونم که آسمون تو رو از من میگیره
میدونم که عشق من توی قلبت میمیره
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

شکوه
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: امیر رسایی
ترانه فیلم: عشق کولی محصول ۱۳۴۸
ای خدا سرگشته در دنیای ظلمتها منم
آشیان گمکردهای در شام بیفردا منم
مرغک شادی ز بام دل پریده
روشنی از چشم من دامن کشیده
ای شده بیگانه با من
با غم تو آشنا، من
از چه میخواهی که ریزم
اشک ناکامی به دامن
مانده از بگذشته کی
جز نقش بی رنگی مرا
کردهای قسمت خدا
دنیای دلتنگی، مرا
ای غم از جان من غمگین چه میخواهی دگر
از دل دیوانهی من کس نمیگیرد خبر
درد بیدرمان و بیتسکین، منم، من!
مرد تنها با دلی غمگین منم، من!
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «گریه کن ای قلب من« سروده ایرج جنتی عطایی با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

خواب (با صدای عارف)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
دیشب خواب تو را دیدم
چه رویای پرشوری
انگار که توی خواب دیدم
تو سالها از من دوری
تو را توی باغی دیدم
که سر تا سر خزان بود
هزارون چشم پُر ز اشک
به طاقِ آسمون بود
مثالِ عکسِ قرصِ ماه
میونِ آب نشستی
تا دست بُردم بگیرمت
پُر چین شدی، شکستی
آه ای فلک نفرین به تو
ببین چه میکشم من
جدا از آن مهر آفرین
میونِ آتشم من
* * *

بیگانه
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۰
گریه کن ای آسمان
او با من بیگانه شد
آشیان قلب من ناگهان ویرانه شد
رفت و رنگ غم گرفت عشق من، رویای من
خندهام چون گریه شد، ناله شد آوای من
ای دریغ آن بیمحبت از غم من بیخبر بود
قلب پاک و کوچک او تشنهی عشق دگر بود
بعد از او دیگر دل من در غمش ماتم گرفته
آسمان! این قلبم را غم گرفته، غم گرفته
● این ترانه با صدای پرویز مقصدی (آهنگساز) نیز اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

عشق پنهانی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
بشکنی ای دل من!
عشق پنهونشده رفت
گُل بارونزده رفت
او ز دست غم تو
با دل خونشده رفت
آمد او در بَرِ من با دلی خسته
ای دریغا که ندید جُز دری بسته!
بر غمش، ستارهای در آسمان گریست
چشمهای میانِ دشتِ بینشان گریست
به کجا، به کجا چون ابری غمین
با چهرهی تَر، رفت از بَرَم؟
بنشسته کنون چون برگ گُلی
جای لب او بر ساغرم!
خون به دشت دل من لاله میکاره، لاله میکاره!
بعد از این خندهی کم، گریه بسیاره
آسمون چون دل من تیره و تاره
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

عشق پنهان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: عروس دریا (۱۳۴۴)
عشق من، با من چرا سر جدایی داره؟!
خون به دشت دلم، لاله میکاره
مگر خدا کُنه دردمو چاره!
خوشای اونا که سحر با بیقراری
میرن به خونهی یار به خواستگاری
دل به دریا میزنن، یارو میبینن
گُل میگن، از لب یار، صد گُل میچینن!
چه کردی ای دل من عشق پنهون شده را؟
که او ندارد و نمیکُند دگر هوای عشق مرا!
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *