
ایوای چه بد شد!
ترانهسرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۴۶
یه یار باوفا داشتم
دوستش قد خدا داشتم
لپاش قرمز مثال خون
لباش نازک مثل قيطون
چه پایی داشت، چه دستی داشت
عجب چشای مستی داشت
با هم قول و قرار داشتیم
با هم قصد فرار داشتیم
نمیدونم چه پیش اومد، که یک شب زیر قولش زد
منو تنها گذاشت، ایوای چه بد شد!
روی حرفش پا گذاشت، ایوای چه بد شد!
یه شب وقتی که دست من، زدو گلدونِ گل افتاد
دلم در سینه زد فریاد، همین روزو گواهی داد
هنوز با خود میگم حالا، میآد از پلهها بالا
نگام میافته روی پرده، نه دیگه برنمیگرده

آفتاب مهتاب
شعر ابوالقاسم اعلامی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی
مرغ سفید پر من انگشتر زر من
یادت میاد قدیما، بچگیا ندیما
بازیای رنگ به رنگو، قصههای قشنگو
قصهی مادر بزرگه، دندون تیز گرگه
آفتاب مهتاب چه رنگه، سرخ و سفید دو رنگه
هم آشیونهی من، چراغ خونهی من
حالا که اون بهارا، اون روز و روزگارا
دنیا مثال آبه، عمرا مثال خوابه
چشماتو هم نذاشته عمرا گذشته
آفتاب مهتاب چه رنگه
سرخ و سفید دو رنگه
● بر روی این ملودی، ترانهای دیگر به نام «مرغ سبکبال» با صدای ویگن اجرا شده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

آواره جهان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
با چشم پُر ز انتظار، با قلب پاره پاره
گشتم به شهرای غریب دنبال تو آواره
آهو شدم بیابونا رو در پی تو گشتم
بیابونا و سایهبون چوپونا رو گشتم
آب در میون کوزه، من تشنهلبون میگشتم
یار من توخونه بود و من گرد جهون میگشتم
قمری شدم تو جنگلا، موندم به انتظارت
شب تا سحر هزار آواز خوندم ز انتظارت
قایق شدم تو دریاها با بادبونِ تنها
سراغ تو گرفتم از موجای سبز دریا
آب در میون کوزه من تشنه لبون می گشتم
یار من توخونه بود و من گرد جهون می گشتم
♫ LP Cover ♫
* * *
ضربالمثلهای فارسی در ترانههای ایرانی
* * *

آسه برو، آسه بیا
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: گوگوش
انتشار صفحه: ۱۳۴۷
آی که دلت خنده میخواد، از این لب مثل نبات
قربون اون چشم سیات، یه چیزی میگم بدت نیاد
وقتی میای خونهی ما، آسته برو آسته بیا
کفشتو پای در بکن، حرفتو در گوشی بزن
میدونی دیوار موش داره، خوب آقا موشه گوش داره
نباید از جا در بری، زیاد با زلفام ور بری
بلند بلند تو حرف نزن، همسایه ها خبر میشن
قربون اون چشم سیات، یه چیزی میگم بدت نیاد
وقتی میای خونهی ما، آسته برو آسته بیا
کفشتو پای در بکن، حرفتو در گوشی بزن
میدونی دیوار موش داره، خوب آقا موشه گوش داره
اصطلاحات زبان فارسی در ترانههای ایرانی
* * *

خواب بودم خواب میدیدم
خوانندگان: حمید قنبری و گوگوش
خوابهای رنگی دههٔ پنجاه
در دهۀ پنجاه ترانههای طنزآمیز انتقادی بسیار مُد بود و مورد توجه قرار میگرفت. این گونه ترانهها اغلب از برنامۀ صبح جمعۀ رادیو تهران پخش میشد. برنامۀ «صبح جمعه» که طی سالها نامها و گردانندگان گوناگون داشتند، جزو پرشنوندهترین برنامههای رادیویی بودند. ترانۀ خواب با صدای زندهیاد حمید قنبری و خانم گوگوش یکی از مشهورترین این ترانههای انتقادی بود.
* * *
صحنه: صبح در یک خانۀ کارمندی
مرد: بلند شو خانم! ظهره، من میخوام برم سر کارم.
زن: (خوابآلود) هان چیه؟
مرد: با شمام! بلند شو!
زن: (از خواب میپرد) هان چیه، چیه؟ بابا چه خبره؟ داشتم خواب میدیدم.
مرد: داشتی خواب می دیدی؟
زن: آره
مرد: خوابت چی بود؟
زن: گوش کن
مرد: بگو بینم
زن: خوااااب . . . خواب بودم، خواب میدیدم
مرد (بیصبرانه): خوابتو بگو، چه خوابی میدیدی؟
زن: یهو از خواب پریدم
مرد: خُب خیر باشه، چی بود؟
زن: خواب دیدم دارم اتول، نشسهام پشت رُل. تعبیر خوابم چیه؟
مرد: به آب میدی دستهگل، فرشارو میذاری گرو، تا بخری ماشین نو، ماشینو میکوبی به کوه، مثل فانوس میشه یهو.
زن: تو خواب دیدم مداد تراش
مرد: صبح میخوری نون لواش
زن: تو خواب دیدم پلوی عدس
مرد: میگزدت پشه و مگس
زن: خواب دیدم آش رشته، نخود لوبیاش هم دُرشته
مرد: توی صف اتوبوس میشی مثل گندمبرشته
زن: خواب دیدم یه سفینه، اون بالای زمینه
مرد: روز میخوری شنیتسل، شب میخوری خاگینه
زن: خواب دیدم توی کوچه، ریخته همهاش آلوچه
مرد: حتماً تا سال دیگه آسفالت نمیشه کوچه [این پنبه رو از گوشت درآر!]
زن: اینو خودشون قول دادن تا هفتۀ دیگه اسفالت کنن
مرد: تا هفتۀ دیگه؟ همون خواب دیدی.
زن: نه بابا!
مرد: مطمئن باش، خواب دیدی. تا سال دیگه هم نمیشه.
زن: بازم خواب دیدم.
مرد: (هنوز در فکر آسفالت کوچه) نمیشه جانم . . .
زن: گوش بده، باز هم خواب دیدم.
مرد: باز هم خواب؟ تموم نشده؟
زن: نه
مرد: چه خوابی دیدی؟ بگو بینم
زن: گوش کُن!
مرد: چیه؟
زن: خوااااااب . . . خواب دیدیم خواب دریا
مرد: خوابت خیره ایشالاه
زن: خواب دیدم همسایهمون، عروسیه خونهشون
مرد: بچهاش با تیر و کمون میکنه لامپو نشون
زن: دیدم تو رویا اشگنه
مرد: اتاق میشه پر از کنه، همسایه داره مهمونی، بشقاباتونو میشکنه
زن: دیدم هزار جور خوردنی
مرد: آخ مسموم میشی با بستنی
زن: دیدم یکی جیغ میزنه
مرد: حتماً تورو تیغ میزنه
زن: من وایسادم تو جاده و، تاکسی خالی زیاده
مرد: از موتور سهچرخه تو هم میکُنی استفاده
زن: تو خواب دیدم که میوه مفت شده خیلی ارزون
زن: تعبیر خوابت اینه، توت میخوری زمستون
زن: تو خواب دیدم یه سینی پر از نقل و شیرینی
مرد: هرچی که آرزوته، مگه تو خواب ببینی
میخواستم یادداشت کوتاهی بر این ترانه بنویسم، اما دیدم بانمکتر و گویاتر است اگر فقط رویاهای کودکانۀ زن خانهدار و تعابیر واقعیتگرایانۀ مرد کارمند ترانه را کنار هم بگذارم.
توجه کنید در این ترانه نقشها چقدر کلیشهای تقسیم شده:
ـ زن تا لنگ ظهر میخوابد و مرد باید برود سر کار.
ـ خانم باید بیدار شود و به آقا صبحانه بدهد.
ـ زن درگیر خواب و رویا است و مرد واقعیت موجود اجتماع را میبیند.
ـ بین خودمان بماند، زن این ترانه کمی هم شکمو است. شاید هم گرسنه خوابیده.
متاسفانه این تصور از ذهنیت کودکانۀ و رویایی زنان مختص این ترانه نیست. هرچند زن این ترانه هیچ شباهتی به خانم گوگوش ندارد که به جای خود هنرمندی خوشفکر هستند و گمانم خوابشان از نگرانیهای دیگری پریشان است. آفتابی دلیل آفتاب . . .
رویاهای زن:
ماشین نو، مداد تراش (گمانم اینجا قافیه به تنگ آمده)، پلوی عدس و آش رشته و اشگنه، سفینۀ فضایی، کوچۀ پُر از آلوچه، دریا، عروسی در خانۀ همسایه، هزار جور خوردنی و میوۀ ارزان و فراوان، تاکسی خالی بی درد سر، یک سینی پر از نُقل و شیرینی. که البته چه در خواب و چه در بیداری همه خوب و خواستنی هستند.
دغدغهها و نگرانیهای مرد که در قالب یک تعبیر خواب سیاه و منفیبافانه نشان داده میشود:
قرض و بدهکاری، تصادف با اتوموبیل نو، حشرات موذی و مزاحم که خواب شب آدم را آشفته میکُنند. صف طولانی و طاقتفرسای اتوبوس، سقوط از شنیتسل به خاگینه، کوچۀ آسفالت نشدۀ پر از چاله چوله و دستانداز، قولهای بیپایۀ مسؤولین، اذیت و آزار بچۀ همسایه و لامپ و شیشۀ شکسته، ظروف شکسته، قرض و امانت برنگشته، مسمومیت غذایی، وحشت از کلاهبردار و تیغزن، استفاده از موتور سهچرخه از ناچاری در نبود وسایل نقلیۀ عمومی، توت خشک به جای میوۀ تازه و گران.
باز گلی به گوشهٔ جمال این آقا که لااقل به حرف زنش گوش میدهد.
* * *
● برگرفته از وبلاگ: «در سایهسار شعر و ترانه»
* * *

جاده هراز (هراز پر)
بر وزن ترانه «کلاغ پر»
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: سلیمان اکبری
خوانندگان: حمید قنبری ـ گوگوش
انتشار: بهار ۱۳۴۸
[مرد: آخ که پدرم دراومد
زن: چی شده؟!
مرد: رفته بودم مسافرت…
زن: خب حالا چرا به این روز افتادی؟!
مرد: میگم از جاده هراز اومدم!
زن: ای وااای خدا نصیب نکنه!
مرد: نمیدونی چه جادهایه!]
بیرون شهر تهرون، اون طرفای میدون
زن: یه جعدهی (=جاده) درازه، اسمش راه هرازه
مرد: دستاندازه سراپا، چشم نخوره ایشالا
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: هرکی از اونجا رفته
تو چالههاش نیفته
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
[مرد: جاده قربونش برم عین لرزونک همینجور میلرزه!]
آسفالت جعده اعلاست
چون جیگر زلیخاست!
زن: ماشین نمیشه پنچر
اگه گفتی چیچیش پَر؟!
مرد: لاستیک پَر!
زن: لاستیک پَر، چراغ پَر
قاطر پَر و الاغ پَر
زمینش چه لیزه
کوهاش مدام میریزه!
مرد: بس داره پیچ و واپیچ
چی مونده از اُتول؟
زن: هیچ!
همخوان: این جادهی هرازه
قصهی اون درازه!
[مرد: داستانها داره این جاده
زن: بیا بریم درستش کنیم
مرد: پدر منم نمیتونه!]
زن: بالای کوه که رفتی
تو دردسر میافتی
ماشین بدون نقصه
اما چاچا میرقصه!
مرد: ماشین مش ماشالا
اوراق شده به مولا!
زن: اِوا چه حرفا!
مرد: نه بوق داره، نه فرمون
پاک شده درب و داغون
زن: اِوا چه چیزا!
[مرد: از این جاده نری مسافرتا!
زن: نه صد سال!
مرد: مبادا بریا!]
زن: دیگه نداره جعده
نه روده و نه معده
ز بس شنیده وعده
بگو کجاش شده کر؟!
مرد: گوشاش کر!
زن: گوشاش کر، سرش منگ
حوصلهش هم شده تنگ!
مرد: میونش پُر از سنگ
نداره صورتش رنگ!
زن: نصفشو برده سیلاب
شده به شکل مرداب
مرد: از ترس جونش اونور
کلاغ نمیزنه پَر!
[مرد: باور کن کلاغ پر نمیزنه
عین ته دیگ عدس پلو
جاده قلمبه قلمبه!]
زن: وقتی میرین با ماشین
تو جاده خاک بپاشین!
مرد: هرجا دیدین یه چاله
صافش کنین با ماله
زن: اگه نه سال دیگر
میشه از اینا بدتر
مرد: نشه ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: آسفالت بریز اسدالله!
غلتک بزن عبدالله!
زن: بدو دِ یالا!
[مرد: زود باشین!
گرچه بیفایدهست، ولی خب. . . ]
زن: راه هراز باریکه
موقع شب تاریکه
مرد: یواش برو داش اکبر
تند برونی، چی چیت پَر؟!
زن: والا… خودت پَر!
مرد: خودت پَر، کُلات پَر
چرخا و لاستیکات پَر
زن: ماشین پَر، بارش پَر
سپر با رادیات پَر
مرد: کلاغ و مرغ و غاز پَر
زن: تنبک و ضرب و ساز پَر
شغال پَر و گراز پَر
زن: روراست بگیم:
هراز پَر!
♫ LP Cover ♫
* * *
شعرهای کودکان و فکاهی با آهنگ ترانههای مشهور ایرانی
* * *

تاکسی
خوانندگان: حمید قنبری ـ گوگوش
زن: تاکسی، تاکسی! نگه دار!
آی تاکسی خالی تو رو به خدا
دِ بیا بیا، شدم بیپا
دارم میافتم وسط خیابون!
مرد: ای خانم طلا بفرما بالا
عشوه نیا، که دیگه میخوام
دوباره بشم شوفر بیابون!
[زن: وایخدا!
آقا خیلی متشکرم که ترمز کردین
باور کنین پام داشت لِه میشد!
مرد: خانمجون آخه ما چه تقصیری داریم؟!
مسافر زیاده، تاکسی کم!
رادیو هم هی بیخودی ما رو دست میندازه
ملاحظه کردین تا مسافر پیاده شد
فورا ما شما رو سوار کردیم!]
زن: راست میگی!
مرد: باور کنین!]
زن: خدا رحمت کنه ننه و باباتو
مرد: خدا رحمت کنه پدرمادر شماهم خانوم!
زن: خدا نگه داره قوم و خویشاتو
مرد: خدا شمارو هم عزت بده!
زن: صبح تا حالا بودم خمار تاکسی
مرد: میدونم، میدونم!
زن: الهی شکر شدم سوار تاکسی!
مرد: خداروشکر، الهی شکر!
[مرد: خانوم جون چیکار کنم؟!
اگه اضافه سوار کنم، جریمه میشم
وگرنه من که از پول بدم نمیاد که،
پول چیز خوبیه دیگه!]
مرد: اگه سوار کنم بنده اضافه
زن: چی میشه؟!
مرد: میگیرن مامورا برام قیافه
زن: وا!
مرد: از اون وقتی که این قانون به پا شد
همه تاکسی قراضهها طلا شد
زن: ای وای راست میگی!
[زن: والا تخم تاکسی رو تو این شهر ملخ خورده!
میدونی تاکسی تو این شهر چجوری شده؟
مرد: چه جوری شده خانم؟]
زن: همه ستاره شدن تو آسمونها
مرد: عه! نکنه آپولو شدن؟!
زن: همه میمیرن براش پیرا و جوونها
مرد: عه راست میگی؟!
زن: آی تاکسی مامانی…!
مرد: جانم، جانم، من این جام!
♫ LP Cover ♫
* * *

طلاق
شعر: کریم فکور
ارکستر: مبشری
خواننده: حمید قنبری
شوهره باز اومد بر سر طلاق
خانوم او گشته مایل فراق
کرده ز مادر زن این یکی حذر
اون یکی بیزاره از مادر شوهر
اون که راهِ وصال و فراقه
دفتر ازدواج و طلاقه
شوهره میترسه ز لنگه کفش
خانومش ز چوب و چماق
یا نرو به دنبال ازدواج
یا نباش به فکر طلاق
شوهرشو خانم کرده کنترل
از او میخواد پارک و اسکن و اُتول
خانم زبونبازه، شوهرش دَله
غرض که بیچاره ولمُعطله
راه میندازه زنش داد و بیداد
میگه؛ :مهرم حلال، جونم آزاد»
بعد از این باید در پی زنها
شوهرم بمیکه سماق
یا نرو به دنبال ازدواج
یا نباش به فکر طلاق
حضرت آقا چون هستش اهل دل
میافته دنبالِ دو تا مادمازل
تا که گلوش گیر کرد پیش دختره
براش میره فورا حلقه میخره
جنس نو چون اومد توی بازار
آخ مادر بچهها شد دلآزار
این آقا به دنبال گردشو
تو خونه زنش مونده قاق
یا نرو به دنبال ازدواج
یا نباش به فکر طلاق
تا که خانم فکر عشق و بیدلی
توی خونه هر روز جنگ داخلی
شوهر اگر بازم بیعلاقه شد
یکهو دیدی خانم سه طلاقه شد
اون که باز با زنش گشته مایل
زود میافته به فکر محلل
الغرض از این آفت طلاق
طاقت همه گشته طاق
یا نرو به دنبال ازدواج
یا نباش به فکر طلاق
* * *

زالزالک
ویلون: ابوالحسن صبا
پیانو: فرهاد معتمد
خواننده: جواد بدیعزاده و همخوانی: مادام پری آقابابوف
زالکه زالزالکه، رستم زال زالزالکه
مال باغ ونکه
میوهی قشنگیه
عیبی که داره کالکه
عیالی گشته نصیبم همه چیزش کلکه
زالکه زالزالکه، رستم زال زالزالکه
میخوری پُف میکُنی
لبتو جُفت میکُنی
هستشو تُف میکُنی
دندونات کُند که شد، چاره کُندیش نَمکه
عیالی گشته نصیبم همه چیزش کلکه
زالکه زالزالکه، رستم زال زالزالکه
این کارم، کار نشد؛
بار من، بار نشد؛
پولِ ناهار نشد
شب اگه دستخالی خونه برم من، کُتکه
عیالی گشته نصیبم همه چیزش کلکه
زالکه زالزالکه، رستم زال زالزالکه
گر کُنم آرد خمیر
با نون و ماست و پنیر
نخورد این بیپیر
میل خانوم به چلو، یا به پلوِ والکه
عیالی گشته نصیبم همه چیزش کلکه
زالکه زالزالکه، رستم زال زالزالکه
پشت هم بام میخورم
عوضش شام میخورم
کُندم هی تَلکه
دل من از این خوشه گوشهی لُپش سالکه
زالکه زالزالکه، رستم زال زالزالکه
* * *
از ترانههای فکاهی «جواد بدیعزاد» در این سایت:
● شوفر
● زالزالک
● زن میخوام
● خیلی قشنگه
● یه پول خروس
● داد از کرایه خونه
● ماشین مشدی ممدلی
● آلاگارسون (کلفتِ آلاگارسون
* * *

قربان آن خدا برم
کلام: غلامرضا روحانی (اجنه)
ویولن: ابوالحسنخان صبا
پیانو: فرهاد معتمد
تاریخ ضبط: ۱۳۱۴
قربون اون خدا برم، دلم خوشه شوهر دارم
اثاث و زندگی دارم، سایهی بالا سر دارم
زین گذرانو زندگی خون به دل و جیگر دارم
نه فکر خونه زندگی، نه فکر آب و نون داره
مرتیکه جای همه چی یه ذرع و نیم زبون داره
قربونتونم آقایان! شوهر نگو، بلا بگو
چه شوهری! چه زندگی! پا درد بیدوا بگو
قربون اون که یالغوزه، نه نام و نه نشون داره
مرتیکه جای همه چی ـ خدا به دور ـ زبون داره
والاهه نیست، بلاهه نیست به مرگ طفلم ابداً به فکر خونه زندگی
همیشه خونه خوابیده، نمیکُند دوندگی
از سر شب تا بوقِ سگ، مست و ملنگ و پُر چونه
این بینوا جنون داره
مرتیکه جای همه چی ـ خدا به دور ـ زبون داره
من تک و تنها تو خونه، اون خوشه تو شیرهخونه
ساعت شیش میاد خونه، مست و ملنگ پُر چونه
تازه به عشق خانوما قِر میده، تصنیف میخونه
میخونه: قربونِ مامان که ابروی کمون داره
مرتیکه جای همه چی ـ خدا به دور ـ زبون داره
● ساتنیک آقابابیان با نام هنری مادام پری آقابابوف، خواننده پرآوازه، بازیگر تئاتر و نمایشنامهنویس ایرانی ارمنیتبار بود. وی در دهههای ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ خورشیدی در اپرتهایی همچون پریچهر و پریزاد، شب هزار و یکم، و الهه آواز خواند و ایفای نقش کرد. وی موسیقی را در آلمان، روسیه، رم و فرانسه فرا گرفت. مادام پری با همکاری رضا کمال (شهرزاد) در نمایشنامههای موزیکال شرکت کرد و جزو نخستین زنان ایرانی محسوب میشود که بر روی صحنه نمایش اپرا خواند و به اجرا پرداخت. از مادام پری آوازهای متعددی که بیشتر آنان اجراشده در اپرتهای خویش بوده به ضبط رسیده است. صفحههای کمپانی هیز مسترز ویس مانند: کجا هستی پریزاد، مهلت مرگ، فال گل، پدرم جانم دکتر، ای پدرم و. . . و نیز صفحههای کمپانی سودوا با همکاری جامعه باربد به سرپرستی اسماعیل مهرتاش همراه با زندهیادان جواد بدیعزاده، ابوالحسنخان صبا، اسماعیل مهرتاش، فرهاد معتمد در سوریه در سال ۱۳۱۴ به ضبط رسید که در نهایت در سال ۱۳۱۵ توسط کمپانی آغاسی توزیع شدند. زندهیاد مادام پری مدتی با ارکستر مدرسه عالی موسیقی به سرپرستی کلنل علینقی وزیری کار کرد اما به دلیل تفاوت در خوانندگی همکاریشان ادامه نیافت. از مادام پری بهعنوان یکی از زنان تأثیرگذار بر جامعه هنری بانوان یاد میشود.
● متن ترانه و اطلاعات مربوط به «مادام پری آقابابوف» برگرفته از کانال ارزشمند «صفحه ادبی و هنری مهربان» در یوتیوپ است.
* * *