
گیسو طلا
خواننده: روانبخش
ای دختر گیسوطلا
نوشینلب و شیرینادا
نازکتن و نازنین تویی
زیبای نازآفرین تویی
چون گیسو افشان میکُنی
دل را پریشان میکُنی
به گلبن دوش مرمرین
تو خرمن گل نشاندهای
به شاخهی یاس و نسترن
تو گل به سنبل نشاندهای
به چمن چو بگذری
داغ لاله تازهتر کُنی
ببری دل از برش
گر به سوی گل نظر کُنی
چنان به گوش جان من نشسته جانا نوای تو
که هر گویدم سخن به گوشم آید صدای تو
فدای آن وفای تو که من ز خوبان ندیدهام
خدا کُند که من شوم فدایی آن وفای تو
* * *

پلهای شکسته
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: جمشید زندی
خواننده: عارف
تنظیمکننده: ارکستر گروه گلدن رینگ
انتشار: ۱۳۴۷
زیر این چرخ کبود
قلب من در دست او
مثل یک بازیچه بود، ای داد
بی هیاهو، بی صدا ما گشتیم از هم جدا
خدا آه ای خدا، فریاد
آه. . . افسوس، بین ما پلهای شادی شکسته
هرچه بود از هم گسسته
در پیش چشم ما رود جدایی نشسته
راه آشنایی بسته
تو بگو، آه . . .
ای دریغ از روزگار آشنایی!
تو رفتی، آه . . .
من گرفتم از تو درس بی وفایی!
فریاد
● گروه گلدن رینگ (Golden Ring) اواسط دهه ۴۰ خورشیدی توسط جمشید زندی شکل گرفت که ترانههای شاد و جوانپسندی را اجرا میکردند. اغلب این ترانهها توسط سعید دبیری سروده میشد و همچنین نوازندگان گروه واروژ شبانی و فریبرز فرهادی بودند. پس از موفقیت فیلم «سلطان قلبها» و بیشتر شدن محبوبیت عارف، جمشید زندی پیشنهاد یک کنسرت مشترک را به وی داد. پس از این کنسرت، عارف در اواخر سال ۱۳۴۷ خورشیدی به این گروه نوظهور پیوست. اما پس از مدتی از گروه جدا شد، چرا که خود را برای خواندن ترانههایی به این سبک (راک اند رول) پیر میدید. این ترانه، اولین همکاری و صفحهی منتشر شده از عارف با این گروه بود. [متن ترانه و توضیح برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

گل یخ
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: ضیاء مختاری
خواننده: روانبخش
تو بگو ای باغبان! آن همه گلها کو!؟
به چمنها سُنبل و لالهی رعنا کو!؟
چه غمی گر کرده گل رخ ز چمن پنهان
که شکُفتم من تازه در چمن و بستان
نه بهاری دیدهام من نه پاییزی
نه بتازد بر سرم باد گلریزی
گلی تنها به گلزازم
که عطری جانفزا دارم
گل یخ، زینتِ باغ و زلف یارم من
رخ من در زمستانها
بیاراید گلستانها
به ماه دی چو گلهای نوبهارم من
* * *

آی دخترا
ترانهسرا: سعید دبیری
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیمکننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
آی دخترا، در باغ سبز
قصر طلا، سرابه!
شهزادهی زرینکمر
همش خیال و خوابه!
عروس میشین فردا
زندگی نیست رویا
عشق که باشه، سقف گِلی
فرش زمین، بهشته
همای بختو پَر نده
نگو که سرنوشته
مرغ هوس، شومه
هر روز رو یه بومه
پول و طلا سعادت نداره
عشقه که خوشبختی رو میاره
وقت که بره، نمیاد دوباره!
مرغ هوس شومه
هر روز رو یه بومه
موی سیاه، صورت ماه
عزیز من، مهمونه
چشم بزنی زود میگذره
پیری برات میمونه
کی میدونه فردا چه رنگیه دنیا؟!
* * *

عشق و رویا
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سلیمان اکبری
خوانندگان: گوگوش ـ ویلسون
انتشار: ۱۳۴۷
ویلسون:
کو آن پریرو که من از بیقراری
گلبوسه از لبانش چینَم؟!
گوگوش:
من آن بهارم که هرجا پا گذارم
شور و نشاط هستی بینم!
عشق و رویا
عشق و رویا
ویلسون:
غم و رنج انتظارت به جنون کشانده مرا
من آن نهالم که برگ و بَر ندارم
در این بهار عشق و رویا!
گوگوش:
به امید دیدن تو در بهار آرزوها
مانده نگاهم به در تا چون پرستو
بازآیی ای عاشق شیدا
عشق و رویا
عشق و رویا
* * *

گریزان (رفتم)
شعر: ناصر صفاالهی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
رفتم، رفتم
گریزانم از دیدارت؛ رفتم
پشیمانم از آزارت؛ رفتم
مکُن هرگز یاد مرا
برو، پیشم دیگر میا
مبَر نامم بهر خدا
شوی تا از دستم رها؛ رفتم
آزارت نمیکُنم دگر
بیهوده مکُن به من نظر
عشق من نمیدهد ثمر، رفتم
در گوشم مخوان فسانهات
قلبم را مکُن نشانهات
بگریزم ز دام و دانهات، رفتم
من خود گرفتارم به رنج و حرمان
ز عشقت بگریزم زار و پشیمان
از عشق و شیدایی هستم گریزان
رفتم، رفتم
من فریاد قلب خویشم؛ رفتم
من سوز دلهای ریشم؛ رفتم
آواز من مشنو دگر
زند بر جان سوز و آذر
نوای حسرتزا بُوَد
ترانهٔ غمها بُوَد؛ رفتم
روز و شب چو بلبلی حزین
میسازم نوای دلنشین
میخوانم فسرده و غمین؛ رفتم
بیهوده نمیکُنم فغان
میسوزم ز سوز دیگران
در رنجم ز رنج این و آن؛ رفتم
نوای زار من از دل برخیزد
بنشیند گر بر دل شوری انگیزد
سرشک حسرتها در سینه ریزد
● بر ملودی این آهنگ، ترانهی «بیا» را با صدای ویگن و الهه بشنوید.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

اشاره
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن
خواننده: روانبخش
دل من طاقت نداره
که کُند بر تو نظاره
به خدا در سینه لرزد
چو کُنی بر من اشاره
تو گلی، اشکت گلابم
چه شود آیی به خوابم
بنهی پا نرم و شیرین
تو به چشمان پُر آبم
چو نسیم گرم صحرا
سر شب آیم به باغت
به فغان آیم چو بلبل
چو ز گل گیرم سراغت
چو شود دلدارم همدم بیگانه
بزنم صد خنجر بر دل دیوانه
که به هوای یارم
دلِ شکستهی من دگر نگیرد بهانه
* * *

اشک یتیم
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: امشب دختری میمیرد | ۱۳۴۸
امشب دختری میمیرد
دنیا رنگ غم میگیرد
نالان از جهان بگریزد
چون گَرد از میان برخیزد
دل زین آشیان پَر گیرد
سوی آسمان پَر گیرد
من سر به دعا بگذارم
او را به خدا بسپارم
بسوزد از تب، چه گویم یارب!
به طفلی که مادر ندارد
بسوزد عالم که هرگز جز غم
شرابی به ساغر ندارد
امشب دختری میمیرد
دنیا رنگ غم میگیرد
امشب مرغک بیمادر
از غم بال و پَر میریزد
دنیا زهر خود در کامم
امشب تا سحر میریزد
شنیدم این را که عرش اعلی
ز اشک یتیمان بلرزد!
بلرزد گردون، بسوزد دنیا
چو قلب پریشان بلرزد!
امشب دختری میمیرد
دنیا رنگ غم میگیرد
♫ LP Cover ♫
* * *

خواب و خیال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان
گوگوش:
چون دو مرغ پَر سفیدِ عاشق شیدا
با دل هم قصه گفتند، قصهی غمها
رامین:
این دو روز آشنایی پیچ و خم داره
روز شادی، روز حسرت، روز غم داره
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
رامین:
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
گوگوش:
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
گوگوش:
هرکسی را همدمی
رانَد از دلش غمی
آشنایی دارد آدمی
رامین:
چند روز عمر ما
باشد همچون رویا
زیباترین رویاها!
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
♫ LP Cover ♫
* * *

ریکا
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی مازندرانی
تنظیم آهنگ: عماد رام
خواننده: گوگوش
انتشار: ۱۳۴۴
الهی من شوم دستمال دستت ریکا
تا نوازش کنم چشمان مستت ریکا
مرو هر دم پی یار فسونگر ریکا
که ندارد دلم تاب شکستن ریکا
خارم چه سازی بین جوانها
که عقد ما بسته شده در آسمانها
الهی من شوم کوزه دوشت ریکا
لب کنم آشنا با لب نوشت ریکا
الهی من شوم بادهی گلگون ریکا
تا توانم کنم غارت هوشت ریکا
من مست مستم حیران به راهم
باشد گناه از نگهت، من بیگناهم
الهی من شوم شمع سرایت ریکا
تا سحر اشک جان ریزم به پایت ریکا
بریزم اشک جان سوزم سرا پا ریکا
صد تا عاشق چو من، شود فدایت ریکا
بی ماه رویت در التهابم
خدا کند هر نیمهشو آیی بخوابم
● در زبان مازندرانی «ریکا» به معنی پسر، و در مقابل آن «کیجا» به معنی دختر است. «ریکا» همچنین در برخی اصطلاحات به معنی محبوب و معشوق هم در نظر گرفته شده است.
* * *