انگشتری زیبا ز طلا داری
یاقوتی همرنگ دل ما داری
بر دست خود داری دستبند فیروزه
در سینهی سیمین، قلب طلا داری
ای ز سر تا پا بلا
دستبند طلا، گیسو طلا
میبرَد نازت جدا دل
حُسن روزافزون جدا
من ندانم دیگر ای زیبا
چه خواهی از خدا
تو در اوج دلربایی
من کجا و تو کجا!
من ندارم دگر به دنیا گوهری جز دلم، دریغا
که سزای تو باشد و به پایت اندازم
تو که هستی چنین خودآرا
نازنینا بگو خدا را
به جز از دل چه هدیهای نثار تو سازم
دیدار مادر
در را مادر بگشا!
بگشا این در، بگشا!
جانم بر لب آمد، مادر دیگر بگشا
اما پاسخ ز سرا نرسد
دانم، دانم که چرا نرسد
به لب او مُهری زده خاموشیها
که سپردند او را به فراموشیها
قلبم گوید با من دیگر این در، بسته
دیگر این در، همچون چشم مادر، بسته
هر نفس فغان کُنم، سر به آسمان کُنم
گویم این در بگشا! گشا مادر بگشا!
جانم بر لب آمد مادر، دیگر بگشا!
دلم غمگین و بیمار، از هستی سیره
خدا گواهه دلم از تنهایی میمیره!
بر تو مبارکه این عروسی، غم بر من!
تور سپید سر کرده من، رَخت عزا بر تن!
خونه خراب کردی تو
خونهات شه آباد و روشن!
بر تو مبارکه این عروسی، غم بر من!
تور سپید سر کرده من، رَخت عزا بر تن!
قلب غریبم بیگناهه
عمر دو روزه، بیتو تباهه
خورشید من بیتو سیاهه
خونه خراب کردی تو
خونهات شه آباد و روشن!
بر تو مبارکه این عروسی، غم بر من!
تور سپید سر کرده من، رَخت عزا بر تن!
جای من امشب با تو نشسته
با حلقهی زر، قلبم شکسته
در چشمم اشک غم حلقه بسته، قلبم شکسته
خدا که قهر کرده از من
تو هم که هستی از آهن!
بر تو مبارکه این عروسی، غم بر من!
تور سپید سر کرده من، رَخت عزا بر تن!
دیدی که با دلم آخر چه کردی؟!
میبینی تو یه روز، دنیای دردی
با روسیاهی باز برمیگردی، باز برمیگردی!
اون روز که برگشتی بگیر سراغ این دل از گورکَن!
بر تو مبارکه این عروسی، غم بر من!
تور سپید سر کرده من، رَخت عزا بر تن!
● در سال ۱۳۴۹ پروژهی نخستین فیلم مشترک سینمای ایران و هندوستان به نویسندگی «سعید مطلبی»، کارگردانی »تاپی چاناکیا»، تهیهکنندگی »عباس شباویز» و با حضور «محمدعلی فردین» کلید خورد. این فیلم که در سینمای هند با نام Subah-O-Shaam اکران شده بود، در ایران با نام «همای سعادت» روی پردهی سینما رفت.
طبق رسوم آن سالها که در زمان دوبله، ترانهها را نیز با شعری فارسی و خوانندهای ایرانی جایگزین میکردند، به دعوت و انتخاب مرحوم فردین اجرای ۳ ترانه از این فیلم به «گوگوش» که پیشینهی حرفهای در اجرای ترانههایی در سبک و سیاق هندی داشت، واگذار شد. ملودی این اثر برگرفته از ترانهی Tumko Mubarak Ho میباشد که با صدای Lata Mangeshkar در این فیلم اجرا شده است. (برگرفته از: کانال تلگرامی ترانهشناسی گوگوش)
دانههای اشک من بر خاک ساحل
جای پای دلبرم را بوسد امشب
باد دریا با صدای وحشتانگیز
بوی چون خاکسترم را بوسد امشب
غنچهٔ آرزوها شد بیاو نشکفته پَرپَر
وعده دادم دل خود را بهر فردای دیگر
فردا، وای از فردا که شاید
دیگر هرگز نیاید، یادش تابم رباید
در بین موج غمها
ماندم تنهای تنها، دارم امید فردا
● بر روی این ملودی ابتدا ترانه «تنهای تنها» یا «سوگند» (بر تو و آن خاطر آسوده سوگند) از تورج نگهبان با صدای عارف به صورت تمرینی اجرا شد و به رادیو رفت که با مخالفت از سوی شورای شعر و ترانه روبرو شد. نتیجهی آن تغییر شعر و اجرای «فردای بهتر» با صدای او بود. دو سال بعد (۱۳۴۷) اما ترانه «سوگند« با صدای ویگن در رادیو پذیرفته و اجرا شد. (متن ترانه و توضیح برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»)