الهه: آرزو گم کرده

الهه آرزو گم کرده

آرزو گم کرده (اجرای آلیس الوندی)
شعر: تورج نگهبان
خواننده: الهه

امشب آرزو گم کرده‌ام من
رو به غم آورده‌ام من
در دل غمگینم امشب
عشق او پرورده‌ام من
امشب عشق من رنگی ندارد
جز غم آهنگی ندارد
مانده‌ام با عشق سوزان
با غمش خو کرده‌ام من
دردا، نشنود افسانه‌ی من
تا کی از دل دیوانه‌ی من
یار از وفا بیگانه‌ی من
اشکی که از آتشم پا گرفته
در دیده‌ام جا گرفته
بینی امشب بر رُخ من
رنگی از غم‌ها گرفته
دردا! نشنود افسانه‌ی من
تا کی از دل دیوانه‌ی من
یار از وفا بیگانه‌ی من
ای غم با دل من گفتگو کُن
در وجودم جستجو کُن
تا ببینی کس ندارد
قلبم امشب زیر و رو کُن

* * *

دلکش: عیش و نوش

دلکش عیش و نوش

عیش و نوش
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: نیلوفر [دلکش]
خواننده: دلکش

خوش‌باد این محفلِ عیش و نوش
خوش‌باد این ساقیِ می‌فروش
تا هم شاهد برخیزد برقص
تا هم مُطرب بردارد خروش
ساغر برگیر تا من گویم به تو: نوش!
توبه کُن به می لبِ خود
بی ثمر مکُن شبِ خود
تا سحر بنوش! بنوش! بنوش!

عشق و می اگر نبود هستی را ثمر نبود
می‌دهد جهان به تو پند دل به درد و غم مپسند
می‌ گوید تو را که: برقص! گل گوید ترا که: بخند!
مُطربا مشو خموش، با سازم ببر ز هوش

* * *

پوران: عروس جزیره

پوران عروس جزیره

عروس جزیره
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

شب است و بر لب دریا
منم دلخسته چون لیلا
که بی‌مجنون خود، مجنونم امشب
خدایا از تو می‌خواهم
که آید او سر راهم
کُند با یک نگه افسونم امشب

در این هوای جانپرور، در بهشتِ رویا
من ای خدایا چرا ماندم بی‌نصیب و تنها
. . .
دلم گوید شوم به سوی شهر اکنون روانه
از او پرسم نشان در به در و خانه به خانه

عروس این جزیره منم، مرغ این بهشتم
شد فسانه در دنیا عشق و سرنوشتم
. . .

* * *

مرضیه: مگر نمی‌شد!؟

مرضیه مگر نمی شد

مگر نمی‌شد
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

خداوندا چه می‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟
چه می‌شد آن دلارام
جدا از ما نمی‌شد؟

خداوندا که در گُل جان دمیدی
در او نقشِ رُخِ جانان کشیدی
دلِ دستانسرایِ گل‌ستان را
به عشق گُل، پریشان آفریدی
مگر آیا نمی‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟

کنون کز دیدن گُلشن
شود چشم دلم روشن
نسیم آرد نشان از بی‌نشان‌ها
می از جام جهان ریزد
سرور از آسمان ریزد
رود بانگ طرب تا آسمان‌ها

خداوندا چه می‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟
چه می‌شد آن دلارام
جدا از ما نمی‌شد؟

بهار جاودانم
امید بی‌نشانم
نسیم آیا به من آرد پیامت؟
ندانم، ندانم، ندانم

خداوندا چه می‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟
چه می‌شد آن دلارام
جدا از ما نمی‌شد؟

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *

حمیرا: سرگردان

حمیرا سرگردان

سرگردان
آهنگساز: علی تجویدی
سراینده: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴

در این جهان از مهربانی دیگر نمی‌بینم نشانی
عهدِ تو با ما بود و اکنون می‌بینمت با دیگرانی

دستت به دست دیگری دیدم من و نالان گذشتم
عشقِ تو بر دلدارِ تو بخشیدم و حیران گذشتم
همچون نسیم از کویِ تو لرزان و سرگردان گذشتم
بر عهدِ تو خندیدم و گریان گذشتم

گفتم تو را با دیده‌ی تَر یک‌بارِ دگر بینم سَرا پا
غافل که اشکِ حسرت و غم بندد به رُخم راهِ تماشا

در این جهان از مهربانی دیگر نمی‌بینم نشانی
عهدِ تو با ما بود و اکنون می‌بینمت با دیگرانی

آشفته و لرزان و سَرافکنده و مجنون چون بید
زِ بیدادِ تو لرزیدم و رفتم
رفتی و شد از رفتنت فریادِ من بر آسمان‌ها
خواهم زِ دست تو به هم ریزم زمین و آسمان را

همچون نسیم از کویِ تو لرزان و سرگردان گذشتم
بر عهدِ تو خندیدم و گریان گذشتم
. . .

* * *

گوگوش: غریب آشنا (ترانه فیلم)

گوگوش غریب آشنا

غریب آشنا
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!

غریب آشنا
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
اهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم‌کننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!
انتشار: تابستان ۱۳۵۳

تو از شهر غریب بی‌نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده‌های پُر غبار
برای هم‌صدایی، هم‌زبونی اومدی

تو از راه می‌رسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!

غریب آشنا دوستت دارم، بیا
منو همرات ببر به شهر قصه‌ها
بگیر دست منو تو اون دستات!

چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونه‌‌م
تو زندون هم با تو، من آزادم!

تو از شهر غریب بی‌نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده‌های پُر غبار
برای هم‌صدایی، هم‌زبونی اومدی

تو از راه می‌رسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!

غریب آشنا دوستت دارم، بیا
میشینم می‌شمارم روزا و لحظه‌ها
تا برگردی بیای بازم این‌جا!

چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونه‌م
تو زندون هم با تو، من آزادم!

♫  LP Cover  ♫

* * *

رامش: عروسک

رامش عروسک


عروسک
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامش

عروسکِ دست توام، چرا مرا می‌شکنی؟
چه دیدی از من که مرا به خاک ره میفکنی
ز دست کینه‌‌جوی تو، فتاده چون عروسکم
به خاک ره کشیده شد حریر و تور و پولکم
به خاطر آور که وقتی به دامانت بوده سرم
فکندی اکنون ز چه رو به دامن رهگذرم
به هر نظر ز چشم من، تو خوانده‌ای حکایتی
نرفته بر لبان من ز دست تو شکایتی
چو کودکی بهانه‌جو تویی که با بهانه‌ای
شکسته‌ای دل مرا به قهر کودکانه‌ای

* * *
یادنامه‌ی «سیمین بهبهانی» در این سایت

* * *

گوگوش: مرداب

گوگوش مرداب

مرداب
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: گوگوش

به: داوید یکیازاریان [داویت یقیازاریان]

میون یه دشت لخت
زیر خورشیدکویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدام
داغ خورشید رو تنم
زنجیر زمین به پام . . . آه . . .

من همونم که یه روز
می‌خواستم دریا بشم
می‌خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شب‌و آتیش بزنم
تا به فردا برسم . . . آه . . .

اولش چشمه بودم
زیر آسمون پیر
اما ازبختِ سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجابود
پشتِ اون کوهِ بلند
اما دستِ سرنوشت
سر رام یه چاله کند . . .‌ آه . . .

توی چاله افتادم
خاک من‌و زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم
یه اسیرِ نیمه‌جون
یه طرف میرم تو خاک
یه طرف به آسمون

خورشید ازاون بالاها
زمین‌م ازاین پایین
هی بُخارم می‌کُنن
زندگی‌م شده همین
با چشام مردنم‌و
دارم اینجا می‌بینم
سرنوشتم همینه
من اسیرِ زمینم

هیچی باقی نیست ازم
قطره‌های آخره
خاکِ تشنه‌ همین‌ام
داره همراش می‌بره
خشک می‌شم تموم می‌شم
فردا که خورشید میاد
شن جام‌و پُر می‌کُنه
که میاره دستِ باد . . . آه . . .

تهران ۷۲ ـ ۷۱

♫  LP Cover  ♫

* * *

گیتی: دل تو رو می‌خواد

گیتی دل تو رو می خواد

دل تو رو می‌خواد
شعر: رضا میر فخرایی
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: گیتی پاشایی

می‌دونی دل می‌خوادت، قهرتو آغاز می‌کُنی
دلم آتیش می‌گیره وقتی برام ناز می‌کُنی
دل خون‌م تا میاد پیش تو بی‌تابی کُنه
اونو بیرون می‌کُنی، اخم فراون می کُنی

وای! آخه دیوونه دله، چیزی که حیروونه دله
دل تو رو می‌خواد، دل تو رو می‌خواد

اگر پروانه بشی پَر بِکشی تو آسمون
اگه با عشوه بگی: «یار نمی‌خوام تو این جهون»
دلِ رسوا تو رو پیدا می‌کُنه
غم بی‌مهریت‌و حاشا می‌کُنه

وای! آخه دیوونه دله، چیزی که حیروونه دله
دل تو رو می‌خواد، دل تو رو می‌خواد

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: سنگ صبور

مرضیه سنگ صبور

سنگ صبور
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

عشوه از حد می‌برد چشم تو
ای سرچشمه‌ی عشق و جوانی
فتنه بر پا می‌کُند ناز تو
ای خو کرده با نامهربانی

گه چو دریا پُر ز رازی
گه چو دشتی سینه‌بازی
گه چو آتش گرم مهری
گه چنان گُل غرق نازی
چون خم بی‌باده گه بی‌جوش و تابی
چون شراب کُهنه گه پُر التهابی

جای آن سنگ صبور ای قصه‌گو، با من بگو
تا به تنهایی کُنم با او زمانی گفتگو
تا شود صبرش تمام و بِشکند در پای من
سنگ ازآن نامهربان شد مهربان‌تر، وای من!

عشوه از حد می‌برد چشم تو
ای سرچشمه‌ی عشق و جوانی
فتنه بر پا می‌کُند ناز تو
ای خو کرده با نامهربانی

آخر ای زیبای من! افسونگری اندازه دارد
هر زمان بینم تو را، چشمت فریبی تازه دارد
من از آن روزی که بستم با تو پیوند مُحبت
گرچه گُل بودی، ندیدم از تو لبخند مُحبت
سوختم پروانه‌وار از داغ این زود آشنایی
ساختم، اما نکردم شِکوه از درد جدایی

* * *