
خاطره جنگل
کلام: هوشنگ شهابی / خواننده: ویگن
بر آهنگ: Sophia Loren &Tonis Maroudas – Ti ‘ne afto pou to lene agapi
جنگل پیر خفته به آرامی بر ساحل دریا
میزند بوسهها بر پای او
امواج پُر خشم طوفانها
میزند بال و پَر بر روی آب مرغ شب در سحر
میکُند پرستو با شتاب از شهر ما به حسرت، سفر
بگذشت، بگذشته گر بهارم
اشک حسرت به دامن میبارَم
پژمرده غنچهی آرزویَم
پشتم از غم شکست!
از کف من جوانی شد، آه
بر سرم برف پیری نشست
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

آوای دیگر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
تو آسمانِ آبیِ پاییز بودی
تو سبزه بودی، باغ عطرآمیز بودی
من شعر غمانگیز بودم
غمگینتر از پاییز بودم
من خارِ خشکِ سینهی کُهسار بودم
من از برایت مایهی آزار بودم
من میروم تا باز رویایی بسازم
تا از برای خویش دنیایی بسازم
دنیای دیگر
رویای دیگر
بعد از این دستت فشارد دستِ دیگر
میشوی ساغر به دستِ مستِ دیگر
لیک چو بوسد لبِ دگر تو را
ای بهارم به یاد آور مرا
روزی اگر لبهای تو بوسیدهام
از جام لبهای تو می نوشیدهام
امروز میخواهم فراموشم کُنی
با دستِ خود چون شمع خاموشم کُنی
* * *

بیزار
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: پرویز اتابکی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
منم این خستهدل درمانده
به تو بیگانه پناه آورده
منم آن از همه دنیا رانده
در رهت هستیِ خود گم کرده
از ته کوچه مرا میبینی
میشناسی اما در میبندی
شاید ای با غمِ من بیگانه
بر من از پنجرهای میخندی
با تو حرفی دارم
خستهام، بیمارم
جز تو ای دور از من
از همه بیزارم
گریه کُن، گریه نه بر من خنده
یاد من باش و دلِ غمگینم
پاکیام دیدی و رنجم دادی
من به چشم خودم، این میبینم
خوبِ دیروزیِ من، در بگشا
که بگویم ز تو هم دل کَندم
خسته از این همه دلتنگیها
بر تو و عشق و وفا میخندم
با تو حرفی دارم
خستهام، بیمارم
زیر لب میگویم
از تو هم بیزارم
تهران ـ ۱۹۶۹
در جستوجوی ردای نو. واژههای نو. خط و رنگ تصویرهای خودی. هنوز این «خود» را پیدا نکردهام. اما میدانم که دور نیست. نزدیکِ نزدیک است.
[دریا در من، گزینۀ ترانههای شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، صفحه ۲۱ و ۲۲]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

بچهها متشکریم
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: ویگن
تنظیم آهنگ: زاون اوهانیان
انتشار: ۱۳۴۹
یازده نفر مرد جوون
واسهی بازی میان میون
دو دروازه با یه زمین
آی بچهها گل بزنین!
پشت بدین به پشت هم
همدیگرو داشته باشین!
وقتی بازی شد تموم
سه چار تا گُل کاشته باشین!
وقتی توپ گِرد و زمین هم درازه
بچهها گُل بزنین تو دروازه!
ما مثل یک قهرمان
از شما اسم میبَریم
بچهها مچکریم!
بچهها مچکریم
● ترانهای اجرا شده به مناسبت پیروزی تیم فوتبال تاج ایران مقابل تیم هاپوئل اسرائیل در فینال جام باشگاههای آسیا در تهران.
● متن و ترانه و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

برو خدا نگهدار
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۴
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
خدا یارت باشه، آمین
نگهدارت باشه، آمین
تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
رامین:
میخوامت خوب ببینم
اما سرشکم راه نمیده
زبونم میگه برو
اما دلم رضا نمیده
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
رامین: بیتو در چمن یاسمن جلوه نداره، نداره
دارم انتظار فصل بهار بیاد دوباره
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● اجرای دیگری از این ترانه با همراهی ارکستر اکبر صدیف و همچنین تغییراتی در شعر، با نام «گُل بادام» و صدای عباس منتجم شیرازی نیز اجرا شده است.
* * *

قصهی دریا (با صدای آرتوش)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خوانندگان: ضیاء ـ تیلا ـ گوگوش
گرد بارون میخوره بر روی دریا
مِه گرفته شونه و گیسوی دریا
باز قلبِ تنگ دریا بیقراره
باز هر ابری خیالِ گریه داره
غمزده بر لبِ ساحل نشستی
آه ای دریا مگه دیوونه هستی
عشق زنها و دخترها دروغه
قصهی دختر دریا دروغه
قصهی لیلی و مجنون دروغه
عشقِ این عمر ده دروغه
هر چه فریاد و فغان و ناله کردی
کس نداد از مردم ساحل جوابت
سر آروم بذار تو رختخوابت
تا بیاد دختر دریا به خوابت
* * *

درخت دوستی بنشان
شعر: حافظ
خواننده: ایرج
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن، که رنج بیشمار آرد
چو مهمان خراباتی، به عزّت باش با رندان
که دَردِ سَر کِشی جانا! گرت مَستی خُمار آرد
شب صحبت غنیمت دان، که بعد از روزگار ما
بسی گردش کُند گردون، بسی لیل و نهار آرد
عَماریدارِ لیلی را که مهدِ ماه در حُکم اس
خدایا! در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ایدل! وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بُلبل هَزار آرد
خدا را چون دلِ ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که جانش با قرار آرد
درین باغ ار خدا خواهد دگر پیرانهسر حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد
ز کار افتادهیی ایدل! که صد من بارِ غم داری
برو می یکمَنی دَر کِش،که فیالحالت به کار آرد
* * *
قول و غزل «حافظ» در ساز و نوای نغمهپردازان
* * *

این دل واسه ما دل نمیشه
شعر و آهنگ: بیژن مفید
خواننده: کورس سرهنگزاده
نه دیگه، این واسه ما دل نمیشه!
هر چی من بهش نصیحت میکُنم
که: «بابا ! آدمِ عاقل آخه عاشق نمیشه!»
میگه: یا اسم آدم دل نمیشه
یا اگر شد دیگه عاقل نمیشه!»
بِش میگم: «جونِ دلم، این همه دل توی دنیاس چرا
یه کدوم مثلِ دلِ خرابِ صابمُردهی من
پاپِیِ زنهای خوشگل نمیشه؟
چرا از اینهمه دل، یه کدوم مثل تو دیوونهی زنجیری نیست؟
یه کدوم صبح تا غروب تو کوچه وِل نمیشه؟»
میگه: «یک دل مگه از فولاده
که تو این دوره و زمونه چششو هم بذاره
هیچ چیزی نبینه ـ یا اگر چیزی دید ـ خم به ابروش نیاره؟»
میگم: :آخه باباجون!
اون دلِ فولادی دستِکم دنبال کِیفِ خودشه
دیگه از اشکِ چِشِش زیر پاش گِل نمیشه.»
میگه: «هر سکه میشه قلب باشه
اما هر چی قلب شد، دل نمیشه.»
نه دیگه، نه دیگه، نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
* * *
فهرست مجموعه آثار «بیژن مفید» در این سایت
* * *

میدونم یک روز میای
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز غیاثیان
خواننده: گوگوش
بیتو باز، پرندهها به زیر بارون میشینن
کبوترا خسته میشن میان تو ایوون میشینن
آینهها چشم منو یه حوض پُر آب میبینن
گُلهای قالی، همه بهارو تو خواب میبینن
میدونم یه روز میای، همین روزا، دیر نمیشه!
دل عاشق تا هزار سال دیگه پیر نمیشه!
دیگه آفتاب میمیره، شب، بوی مهتاب نمیده!
سال بیاد، بره، کسی به گلدونا آب نمیده!
آسمون، ستارههاشو دیگه از یاد میبره
پیرهن سبز بهارو با خودش باد میبره
میدونم یه روز میای، همین روزا، دیر نمیشه!
دل عاشق تا هزار سال دیگه پیر نمیشه!
زندگی، بیتو مث ابره که زود بارون میشه
اگه آدم کوه باشه، از غصّهها داغون میشه
دیگه اونوقت واسه کی قصّه بگه لبای من؟!
دوست دارن ابرا همه گریه کنن برای من!
میدونم یه روز میای، همین روزا، دیر نمیشه!
دل عاشق تا هزار سال دیگه پیر نمیشه!
♫ LP Cover ♫
* * *

داد دل
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
آمدهام سیر گل و سبزه کُنم بهانه
دستت بگیرم سوی صحرا بشوم روانه
گُلبنِ باراندیده
سبزهی نو روییده
بزم طرب بهر تو چیده
لالهی صحرا باده
کرده به جام آماده
شاهدِ گُل چهره گشاده
شکوفا شده گل بهر تماشای من و تو
نباشد ز چه در پای گلی جای من و تو
چرا رو ننمایی چو گلهای بهاری
غمین از جه نشستی؟ غم از دست که داری؟
تو را جلوهی رخسار و جمال است و جوانی
که خوش باشی و دادِ دل ز دنیا بستانی
تو دلکشتر و شیرینتر از آنی
که یک لحظه به تلخی گذرانی
چرا ارزش یاری نشناسی
چرا قدر مُحبت تو ندانی
. . .
* * *