
گیسوی کوتاه
شعر: پرویز وکیلی
تنظیم آهنگ: ارکستر آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
نمیدانم چرا ناگه
نموندی مویت را کوته
های آی، آی، آی
سر زلف پریشان را
ز دامانت کردی جدا
های آی، آی، آی
فکندی بر خاک پایت
برهنه شد شانههایت
های آی، آی، آی
آمد بادِ بهار، سر مست و بی قرار
رقص آن گیسوی پریشانت کو!؟
گویی از لطافت، آزرده شانه ات در زیر بار گیسو
روزی همآغوش تو بود
زیب بر و دوش تو بود
های آی، آی، آی
کو دیگر آن رنگ و بویش
رفته به باد آرزویش
های آی، آی، آی
این حال من، این روز او
این قصهی جان سوز او
های آی، آی، آی
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

برگ بید
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی
خواننده: منوچهر سخایی و الهه
الهه:
گر سوی اصفهان افتد گذارم
بهترین هدیه را بهر تو آرم
هدیهی من بود یک فرش زیبا
که دهد جلوه بر کاشانهی ما
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایهروشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
منوچهر:
به کاشان میرم میروم جای تو خالی
میخرم بهر تو یک تخته قالی
آورم فرشی از کرمان برایت
که زند بوسهها هر دم به پایت
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
این هدیه من به جام لبها شراب لبخند آرد
با خود نشانی از شیوههای دست هنرمند دارد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
الهه:
گر گذارم قدم به خاک تبریز
جام صبرم شود یکباره لبریز
فرش زیبایی از بهر تو آورم
تا بماند پس از من یادگارم
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایهروشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
* * *

غزال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: چشمه آب حیات (۱۳۳۸)
چون آهوی صحرایُم
که سرگردون و تنهایُم
نمیگیره کسی دستُم
نمیبنده کسی پایُم
میخوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیه، پشت به خیمهها
سر به بیابون بذارُم
که دَمسازی کنُم پیدا
گُل نازی کنم پیدا
برم گِرد جهون گردُم
همآوازی کنُم پیدا
تا که اسبی هِی کنُم
راهی طی کنُم
توی درهها بخوابُم
پِی گلّهای برُم
شیر بخورُم
پیش برّهها بخوابُم
میخوام راه سفر گیرُم
رَه کوه و کمر گیرُم
بشُم مرغ سفیدبالی
دل از این لونه برگیرُم
میخوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه، پشت به خیمهها
سر به بیابون بذارُم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

و خدا عشق را آفرید
ترانه سرا: کریم محمودی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۲
خدا چشمای قشنگ تو رو دید
آسمونو رنگ چشمون تو کرد
اون دو تا زلف سیاه تو رو دید
شبا رو رنگ دو زلفون تو کرد
خدا وقتی گریههای منو دید
از دو تا چشمای من ابرا رو ساخت
بسکه دید بارون ابر چشمامو
اومد از اشکای من دریا رو ساخت
خدا راز ما رو از نسیم شنید
تو کتابا اسمشو قصه گذاشت
دید که دوری تو خون کرده دلم
اسم دوری رو غم و غصه گذاشت
گل لبخند تا نشست روی لبات
واسه فصل بوسهها، بهار آورد
تا که سرخی رنگ گرفت رو گونههات
از باغ دل یه سبد انار آورد
♫ LP Cover ♫
* * *

یک گل داشتم
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: پوران
ترانه فیلم: بارگاه شیطان
♫ LP Cover ♫
* * *

مگه میشه
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ایرج
گاهی وقتا که دلت میخواد
خودت باشی و یارت مگه میشه
دوست داری دوباره برگردی سوی شهر و دیارت مگه میشه
گاهی وقتا که چشِ حادثه بیدار میشه
هفتتا آسمون روی دوش تو آوار میشه
خیلی تلخه ـ میدونم ـ اما خودت یه روز میبینی
چهجوری پیشِ چشات آینه دیوار میشه
گاهی وقتا واسه آدم نمیاد
کاریشم نمیشه کرد، زندگی اینجوری میخواد
* * *

عاشق
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانهسرا: تورج نگهبان
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴
رامین:
بشنو آوازم، نوای جانگدازم
که گوید با تو رازم، بشنو، بشنو!
رامش:
دور از تو تنها سر دهد دلم آوا
ز من ای دلنوازم، بشنو، بشنو!
رامین: بشنو از جانم، قصّهی رنجِ هجرانم
رامش: غمِ عشقِ تو میدانم
نبود به خدا، دلم از تو جدا
رامین: اشکِ حسرتها چو بنشیند به دامانم
رامش: من از اشکِ تو میخوانم
قصّهای غمافزا، بهخدا، بهخدا
رامین: تو ای آرامِ جان، گویمت رازی نهان
که از دل آمد بر زبان، بگذارم، تا گویم:
عاشق تو هستم، تو را میپرستم
رامش: در دلِ من هم چو جان
کرده عشقت آشیان
از تو بوده غم، نهان
در این غم، چون من هم
بشد دل ز دستم، تو را میپرستم
همخوان:
عاشق تو هستم، تو را میپرستم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

آخرین ترانه
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
این آخرین ترانهی من است
این آخرین نشانهی من است
شد شانهام ز بار غم تهی
چون دست او به شانهی من است
مست و نغمهخوان شدم
عشق او بهانهی من است
حاصل دو روز عمر
مستی شبانهی من است
مایهی امید من وعدههای او بُوَد
وعدههای او مرا عین آرزو بُوَد
عشق او سرشت من
چشم او عدوی جان
وه که سرنوشت من
در کف عدو بُوَد
شادیام ز گل و می میشود فزون ولی
مستیام ز نگه آن فرشتهخو بود
چو نی نغمهها در گلو دارم
به دل روز و شب یاد او دارم
به جز آرزوی وصالش نیست
اگر در جهان آرزو دارم
* * *

خاطره جنگل
کلام: هوشنگ شهابی / خواننده: ویگن
بر آهنگ: Sophia Loren &Tonis Maroudas – Ti ‘ne afto pou to lene agapi
جنگل پیر خفته به آرامی بر ساحل دریا
میزند بوسهها بر پای او
امواج پُر خشم طوفانها
میزند بال و پَر بر روی آب مرغ شب در سحر
میکُند پرستو با شتاب از شهر ما به حسرت، سفر
بگذشت، بگذشته گر بهارم
اشک حسرت به دامن میبارَم
پژمرده غنچهی آرزویَم
پشتم از غم شکست!
از کف من جوانی شد، آه
بر سرم برف پیری نشست
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

آوای دیگر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
تو آسمانِ آبیِ پاییز بودی
تو سبزه بودی، باغ عطرآمیز بودی
من شعر غمانگیز بودم
غمگینتر از پاییز بودم
من خارِ خشکِ سینهی کُهسار بودم
من از برایت مایهی آزار بودم
من میروم تا باز رویایی بسازم
تا از برای خویش دنیایی بسازم
دنیای دیگر
رویای دیگر
بعد از این دستت فشارد دستِ دیگر
میشوی ساغر به دستِ مستِ دیگر
لیک چو بوسد لبِ دگر تو را
ای بهارم به یاد آور مرا
روزی اگر لبهای تو بوسیدهام
از جام لبهای تو می نوشیدهام
امروز میخواهم فراموشم کُنی
با دستِ خود چون شمع خاموشم کُنی
* * *