
میتونی مشت منو وا بکنی (با صدای رامش)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: اونیک
میتونی مُشت منو وا بکُنی
منو پیش همه رسوا بکُنی
میتونی همره این قطرهی اشک
دامنم رو مثل دریا بکُنی
اما مشکل بتونی عشقمو حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی
میتونی قهر بکُنی ناز بکُنی
از نو اون حرفا رو آغاز بکُنی
میتونی قلبمو آتیش بزنی
با دلم غمها رو دمساز بکُنی
اما مشکل بتونی عشقمو حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی
میتونی رو دل من پا بذاری
منو با این همه غم جا بذاری
میتونی عشقتو از من بگیری
دلمو بیکسو تنها بذاری
اما مشکل بتونی عشقمو حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی
* * *

حکایت
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سورن
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸
در آن غروب جدایی، سرد و سنگین
رفتی که بر من بگریَد ابر غمگین
رفتی که حسرت شکوفد در نگاهم
رفتی که سوزد کاشانهی من از سوز آهم
رفتی و رفتی، ولی این قلب خسته
باور ندارد عهد من و تو دیگر شکسته!
شد از تو غمگین، چو پاییزی سرگذشتم
چشم ستاره بگریَد بر سرنوشتم
افسانهی دل خواندم برایت، باور نکردی!
از عشق پاکم گفتم حکایت، باور نکردی!
دیگر امیدی ندارم تا بیایی
باید بسازم دور از تو عمری با این جدایی!
اکنون اگرچه گریزی از نگاهم
ای بیمحبت، در خواب و رویا جز تو نخواهم!
* * *

تشنه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: اکبر محسنی
خواننده: کوروس سرهنگزاده

چه میشه!؟ (چه میشد!؟)
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

یک روزی پیدات میکنم
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
پخش و انتشار صفحه: تابستان ۱۳۵۱
با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غمزده داشتی، رفتی!
میخواستی از تنهایی دورم کنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
پس اون همه وعده که دادی، چی شد؟!
رفتی و وعدهتو وفا نکردی!
گفتی: «خدا تو رو به من رسونده»
رفتی و شرمی از خدا نکردی!
برو، ولی هرجا باشی
هر جای این دنیا باشی
یه روزی پیدات میکنم
نگاه تو چشمات میکنم
راز تو رو پیش همه
میگم و رسوات میکنم!
با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غمزده داشتی، رفتی!
میخواستی از تنهایی دورم کُنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
برو، ولی یادت باشه که با من
از روز اول، تو وفا نداشتی!
گفتی: «خدا گواهه دوستت دارم»
تو گفتی، اما به خدا نداشتی!
اون روزا یادت نمیاد که گفتی:
«اگر بری، غم واسه من میمونه»
یادت میاد گفته بودی: «به جز تو
راز تو رو فقط خدا میدونه!»
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

یاد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
فتاده در میان ما جداییهای بسیاری
نه یک نامه، نه پیغامی، نه امیدی به دیداری
فتاده در میانِ ما هزاران صحرا
هزاران کوهِ سنگیندل، هزاران دریا
خوشا بر آن پرستویی که پَر میگیرد
به تنهایی (آسانی) شبی راه سفر میگیرد
به چشم من تو چون خورشیدی
همه نوری، همه امیدی
به هر جا رفتی، مبَر از یادم
که من هم هر دم به یادت شادم
* * *
مجموعهای از ترانههای «تکساز» در این سایت
* * *

من دیگه یار نمیخوام
شعر: جهابخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۹
من دیگه یار نمیخوام
دلِ بیمار نمیخوام
دلبر و دلدار نمیخوام
دل دیگه باید تنها بشه
دیوونه باید دانا بشه
دل دیگه گرفتار نمیشه
غم، رو هم رو هم بار نمیشه
من دیگه یار نمیخوام
دلِ بیمار نمیخوام
دلبر و دلدار نمیخوام
غم اگه تو دل پا بذاره
اَشکِ چِشمو در بیاره
وای، وای، بر دلِ من
ترکِ دل و جون میکنم
سینهمو ویرون میکنم
مهمونو بیرون میکنم
من دیگه یار نمیخوام
دلِ بیمار نمیخوام
دلبر و دلدار نمیخوام
دل اگه بهونه بگیره
از تو هی نشونه بگیره
وای، وای، بر دلِ من
ترکِ دل و جون میکنم
سینهمو ویرون میکنم
مشکلو آسون میکنم
من دیگه یار نمیخوام
دلِ بیمار نمیخوام
دلبر و دلدار نمیخوام
● با این ترانه همکاری مهستی و جهانبخش پازوکی پا میگیرد.
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)
* * *

ناز آفرین
شعر عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج
چشمانت بر دلم آتش بارد
چون آتش شعله و گرمی دارد
چون ریزد موی زرین بر دوشت
بوی جان خیزد از آن آغوشت
ای رُخت شمع کاشانهام
از تو روشن شود خانهام
سوی شمع رُخت پَر کِشم
پَر بسوزی چو پروانهام
دو چشمت مستی انگیزد
نگاهت خون دل ریزد
رخ ناز آفرین داری
نگاهی آتشین داری
دو چشمت فتنه برخیزد
شرار آرزو ریزد
چون می بُوَد لبهای تو
لبها بُوَد صهبای تو
گیسو ز رخ یکسو ز تن
گل بر سر گیسو بزن
* * *
از «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:
یادمان اسفندیار منفردزاده
* * *

ندانستم دریغا
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه

بوی خوب گندم
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: واروژان
خواننده: داریوش اقبالی
اهل طاعونی این قبیلهی مشرقیام
تویی این مسافر شیشهایی شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوستِ تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله، تنپوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو
تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازهی تو واسه خواب
تن من خاک منه، ساقهی گندم تن تو
تن ما، تشنهترین تشنهی یک قطرهی آب
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو
شهر تو، شهر فرنگ
آدماش ترمه قبا
شهر من، شهر دعا
همه گنبداش طلا
تن تو، مثل تبر
تن من، ریشهی سخت
تپش عکس یه قلب
مونده اما روی درخت
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو
نباید مرثیهگو باشم واسه خاکِ تنم
تو آخه مسافری، خونِ رگِ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمیی دستِ تو بشه
حالا با هر کی که هست، هر کی که نیست، داد میزنم:
بوی گندم مالِ من، هر چی که دارم مالِ من
یه وجب خاک مالِ من، هر چی میکارم مالِ من
تهران، ۱۳۵۳
* * *