
ترانه دل
شعر: ناصر رستگار نژاد
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین

ترانه دل
شعر: ناصر رستگار نژاد
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین

چشمانتظار
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: میشا
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸
ببین چه کرده چشمانتظاری
چه سازم امشب با بیقراری؟!
شب شد دوباره، چرا نیایی؟!
بگو که امشب دگر کجایی؟!
امشب نمیدانم خدا
از من، دلِ دردآشنا
دیگر چه میخواهد، چرا
گیرد هر دَم بهانهها؟!
سر میزند بر سینهام
دیوانگیها میکند!
این آشنا با درد من
بیگانگیها میکند!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

بخت بیدار
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: الهه

موی سپید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خوانندگان: مرضیه، [علیاصغر] بهاری

هما
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
شب است و من شوق وصل تو را دارم
چه غافلم کز تو چشم وفا دارم
تو از کجا دانی کاندر دل پر شرر
نیمهشب تا سحر ناله ها دارم
یک نفس به دادم برس که غیر از تو کس ندارم همای من
یک نظر به رویم نگر شبی تا سحر فکن سایهام به سر
تا مگر از دو چشمم گهر در صدف بارم
چه وعدهها که دادی اما وفا نکردی
گفتی کُنم محبت، آخر چرا نکردی
آنچه که شرط یاری است با آشنا نکردی
برو، برو که هرگز با ما صفا نکردی
مرا مکُش ای ماه با چشم و ابرویت
که خود شدم از غم افتادهی کویت
رهایی از دام زلف تو مشکل بُوَد
رهزن دل بُوَد حلقهی مویت
* * *
مجموعهای از نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *

گریزان
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
از دام تو جَستم منِ دیوانه، رفتم، شدم افسانه، رفتم
تا با من شیدا شدی بیگانه رفتم ، شبی مستانه رفتم
با این دلِ درد آشنا، رفتم من از شهر شما
ریزم سرشک غم چرا بر دامن؟
رفتم من ای پیمانشکن ، بگذشتم از عشق کُهن
دیگر مگو از من سخن، وز شرر من
گفتی گهی یادت کُنم ، با نامهای شادت کُنم
از محنت آزادت کُنم در هجران
رفتم که از یادم روی، آوازی از من نشنوی
گاهی چو من همدم شوی با غمِ جهان
(بهخدا پس از این دلِ خود ندهم به کسی
نبُوَد به دلم هوسی)
نخواهم که دگر پا به سر کوی تو بگذارم
سپارم دلِ خود دستِ غم و دستِ تو نسپارم
نیارم من بینام و نشان نام تو را به زبان
در آن دم که شوی از غم من خستهدل و نالان
که رسید از ستم تو به لبم جان
* * *

همزاد
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم ارکستر: واروژان
خواننده: رامش
عشق لالایی بارون تو شباست
نمنم بارون پشتِ شیشههاست
لحظهی شبنم و برگِ گلِ یاس
لحظهی رهایی پرندههاست
تو خودِ عشقی که همزاد منی
تو سکوتِ من و فریادِ منی
تو خود عشقی که شوق موندنی
غم تلخ و گُنگِ شعرای منی
وقتی دنیا درد بیحدی داره
تویی که فریاد دردای منی
تو خودِ عشقی که همزاد منی
تو سکوتِ من و فریادِ منی
دستای تو خورشید و نشون میدن
چشمای بستهمو بیدار میکُنن
صدای بال پرنده رو، لبات
تو گوشام دوباره تکرار میکنن
زندگی وقتی که بیزاری باشه
روز و شبهاش همه تکراری باشه
شاید عشق برای بعضی عاشقا
لحظهی بزرگ بیداری باشه
عشق لالایی بارون تو شباست
نمنم بارون پشتِ شیشه هاست
لحظهی عزیز با تو بودنه
آخرین پناهِ موندنِ منه
تو خودِ عشقی که همزاد منی
تو سکوتِ من و فریادِ منی
♫ LP Cover ♫
* * *

باور کن
شعر: اسماعیل نواب صفا
تنظیم و ارکستر: اروین موره (Erwin Muret)
خواننده: عباس مهرپویا
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

شب انتظار
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
بادهی ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
آن شبِ جانفرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه
ناگه چو پری خندهزنان آمدی از راه
غمها به سر آمد؛ زنگِ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
پیشِ گلها، شاد و شیدا
میخرامید آن قامت موزونت
فتنهی دوران دیدهی تو
از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
* * *
داریوش رفیعی ـ شب انتظار (بازخوانی ترانهها)
* * *

مرا رها کن (پریشان مکن)، (دل پریشان)، (بوسه غم)
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: دنیای پر امید
مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن
رمیده جان و دلشکسته
منم به پای تو نشسته
منم به ماتم جوانی
نشسته ناامید و خسته
شکستهای دل مرا، بگو چرا به سنگ غمها!؟
از این قفس کجا گریزم که همچو مرغی شکستهبالم
نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم
فلک به سنگ کینهها، شکسته قامت مرا
مگر چه کردهام خدایا!؟
شکستهسر، شکسته پا، ز عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا!؟
مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن
♫ LP Cover ♫
* * *