
بیم و امید (حیران)
ترانهسرا: ناصر صفااللهی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
در رهی بیگانه اینسان بیسرانجام
در پی امید و شادی میزنم گام
میروم در جستجوی سرنوشتم
طاقتم ده ای خدا تا گیرم آرام
در ورطهی غم گویی چه کنم؟!
ناامید و حیران میرسد به لب، جان
عمرم شده طی در بیم و امید
نبُرده از جهان به جز غم و تلخکامی
مگر دهد خدای من، قرار و آرامی
عشق من تبَه شد، روز من سیَه شد
عمرم شده طی در بیم و امید
فغان از این دل حَزین ز رنج جانکاهم
به من رسان! خدای من، امید و دلخواهم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

یار نازنین
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی و الهه
ای نازنین یارم، گل بیخارم
ز فراقت به رنج و غم دچارم
ای راحت جانم، گل خندانم
به لبخندی ربودهای قرارم
گر آیی دمی تو در کنارم
بر خاکِ ره تو سر گذارم
از چشمم سرشک غم بشویم
چون چشمت غم درون بگویم
. . .
* * *
مثلث هنری «مجید وفادار»، «داریوش رفیعی»، «الهه»
* * *

ای گل
آهنگ و شعر: محلی
ارکستر: عبدالله جهانپناه
خواننده: ملوک ضرابی

بادبادک
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: هاملت میناسیان
خواننده: فریدون فرهی
یادته بچگیا، اون وقتا، اون قدیما
اون روزا، اون شبها، اون بالا، بازییا
یادته پشتبوما، اون بادا، بادبادکا
اون عشقا، اون حرفا، اون قهر و آشتیها
یادت میاد یه روزی با هم اومدیم روی پشت بوم
تو دستمون دو تا بادبادک چشمامون تو آسمون
اون روز قهر کردی بیبهونه از خونمون
من تنها موندم بی تو روی پشت بوم
انگار عشق ما مثل بادبادک تو هوا
گم شد پنهون شد خالی شد دیگه دست ما
اون روزا رفت، خندهها رفت
حالا ما قلبامون، چشمامون، دستامون از سنگه، خالیه
اون روزا رفت، خندهها رفت
بادبادک، اونروزها، اون حرفها، اون عشقا بیرنگه، خالیه
رو اون دو تا مال هر کدوم ما گذاشته بودیم نشون
باد که اومد پر زدن اونا، گم شدن توی کهکشون
اون روز قهر کردی بیبهونه از خونمون
من تنها موندم بیتو روی پشت بوم
انگار عشق ما مثل بادبادک رو هوا
گم شد پنهون شد خالی شد دیگه دست ما
* * *

گل مریم
کلام: کریم فکور | خواننده: ایرج مهدیان
بر آهنگ: Mia Dekara Manos – Papadakis
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

گریه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: امیر رسایی
ای برای گریه کردن بهترین بهانهی من
ای که درمونی نداره دردِ دور از تو نشستن
از پسِ پردهی اشکم جای خالیتو میبینم
داره بیتو کنده میشه دلم از میون سینهام
کاشکی چشمام کور بشه جای تو رو خالی نبینه
جای خالیت مثل خار داره توی چشام میشینه
کاش میشد مثل تو باشم ، مثل سنگ باشه دلِ من
برام آسون باشه هر روز دل سپردن و بُریدن
من میخوام مثل تو باشم؛ من میخوام اما نمیشه
انگار از اول عمرم تو با من بودی همیشه
کاشکی چشمام کور بشه جای تو رو خالی نبینه
جای خالیت مثل خار داره توی چشام میشینه
همه عکساتو سوزوندم نامههاتو پاره کردم
تا به یاد تو نباشم؛ دیگه دنبالت نگردم
ولی خاکستر عکسا، نامههای پارهپاره
منو راحت نمیذاره؛ تو رو باز یادم میاره
کاشکی چشمام کور بشه جای تو رو خالی نبینه
جای خالیت مثل خار داره توی چشام میشینه
* * *

دام بلا
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
هر جا که آشنایی دیدم
دام ره بلایی دیدم دل چو به او بستم
ای دل! ز جمع یاران دیدی
آخر چه بی صفایی دیدم از همه بگسستم
گوهر دل ای دیوانه مده به هر بیگانه
شمع محبت ای غافل مَنه بر هر کاشانه
دلشکن ما، ساغر دل را در ره بلا شکسته
ساغر رنگین، جام جهانبین تا شود رها، شکسته
دل به کس مَده گر میخواهی عمر جاودانه
تن مَده بر این گرداب و این بحر بیکرانه
ز صفا نبود تا اثری
دل خود چه دهی بر دگری
به خدا، به خدا در ره ما
این مهر و وفا، شد دام بلا
دگر وفا به دوران پیدا نشود
وفا به قیمت جان پیدا نشود
* * *

ناخدا
شعر: شهرآشوب
آهنگ و ارکستر: عبدالله جهانپناه
خواننده: ملوک ضرابی
بیا و کِشتی ما در شطِ شراب انداز
خروش و ولوله در جانِ شیخ و شاب انداز
مرا به کِشتی باده درافکن ای ساقی
که گفتهاند: «نکویی کُن و در آب انداز»
کشتی نشسته یار من، آن نازنین نگار من
ای ناخدا تو می بری ، صبر من و قرار من
مرو، مرو کشتی خدا را، مَبر مَبر نگار ما را
مرو مرو که راز پنهان، هر شب نماید آشکارا
مگر مگر باشد دل تو ، ای ناخدا از سنگ خارا
آخر مگر ای ناخدا ، ترسی نداری از خدا
از من کُنی یارم جدا
کِشتی به دریا میرود ، آب از سرِ ما میرود
جانم رود ای ناخدا، چون یار زیبا میرود
* * *

در فکر تو
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم و ارکستر: ابراهیم منصوری
تار: ابراهیم سرخوش
خواننده: مرضیه
(صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانبِ عشق عزیز است فرو مگذارش)
در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زد
گفتم صنما، قبلهنما بلکه تو باشی
شها بلکه تو باشی
مَها بلکه تو باشی
خیر نبینی که من میسوزم
از جفایت ولی میسازم
تو که بیوفا نبودی
پُر جور و جفا نبودی
آن که مرا از تو جدا میکُند
خیر نبیند که چها میکُند
* * *