دلکش: آه بی‌اثر

دلکش آه بی اثر

آه بی‌اثر
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش

شادم گر هستی را به امید تو دادم
یادم کُن! یادم کُن که به یاد تو شادم
آهم، اما آهی که اثر نگذارم
اشکم، اما اشکی که ز دیده فتادم
می‌خواهم محرم دل، می‌جویم همدم دل
با من گوید غم خود با او گویم غم دل
شیرین‌کامی، گل‌اندامی، دلارامی
شادم کُن با پیغامی
برگو با دلبندم: پندم چه دهی
مفتونم، مجنونم، بندم چه نهی
چه شود که کنی ز طریق وفا روزی نگهی
می‌خواهم محرم دل، می‌جویم همدم دل
با من گوید غم خود با او گویم غم دل
او که باشد جلوه‌ای ز هستی
من که باشم محو عشق و مستی
پیشه‌ی او ناز و خودستایی
شیوه‌ی من عشق و می پرستی

* * *

مرضیه: جام دگر (ای همسفرها)

مرضیه جام دگر

جام دگر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده مرضیه

ای همسفرها! رهگذرها!
زین رفت و آمد‌ها چه ثمر؟
داریم از این هستی چه خبر؟
ما هر چه هستیم، جمله مستیم
همدرد مرغان سحریم
روشن‌بین و صاحب‌نظریم
چه حکایت‌ها به زبان دارم
چه شکایت‌ها ز جهان دارم
تو گر ای بلبل غم گل داری
غم گلشن من به روان دارم
مستم از آن ساغر، پُر کُن جام دیگر
ذکر تو در خانه دل بنشانم
داد دلم ساغر می بستانم
گر چه تو از دیده‌ی ما پنهانی
از غم ما بی‌خبری می‌دانم
مستم از آن ساغر، پُر کُن جام دیگر

من همدرد مُرغان چمنم
سوز دیگر دارد سخنم
بال و پر بسته در قفسی
غوغایی در گلشن فکنم
مستم از آن ساغر که زدم
جام دیگر باید بزنم
(باز مرا شب دوشین بزمکی به پنهانی
از درم درآ مست با جمالِ روحانی
این من و تو ای زاهد، هردو داغدار اما
داغ من بُوَد بر دل، داغ تو به پیشانی)

دست من و جام می
گوش من و نای می
گر از تو ساغر گیرم
شیدایی از سر گیرم
شیدایی از سر گیرم
گر از تو ساغر گیرم
گر شکوه از غم‌هایت نکنم
با درد و سوز هجران چکنم؟
ای دلدار و ای دل‌شکنم، دلدارم!

* * *

آرتوش: نیلوفر دریا

آرتوش نیلوفر دریا

نیلوفر دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

ای خوش آن صبحدم که پیراهنش
نرم و لغزان برون شود ز تنش
می‌خزد همچو قو به برکه‌ی آب
برکه صد بوسه گیرد از بدنش
گردنش سیم‌گون و شورافزا
موج‌انگیز و نور پاشیده
مرمر ساق‌های پایش را
دستِ مهتاب تراشیده
گیسوانش به روی شانه‌‌ی آب
چون نیلوفر پراکنده
سینه‌ی پُر کرشمه‌اش چون قو
ز سپیده‌دم آکنده
به سپیدی فسانه‌ای، گویی یاس خوش‌بویی
ای بهشتِ شکوفه‌پرورم، تو مگر اویی؟
ای عشق، ای فسانه‌ی من، جادوی آرزو
بگشا دل او را با این کلید او

♫  LP Cover  ♫

* * *

عماد رام: بهار من گذشته شاید

عماد رام بهار من گذشته شاید

بهار من گذشته شاید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عماد رام

چرا تو جلوه‌ساز این بهار من نمی‌شوی
چه بوده آن گناه من که یار من نمی‌شوی
بهار من گذشته شاید؟

شکوفه‌ی جمال تو شکُفته در خیال من
چرا نمی‌کُنی نظر به زردی جمال من
بهار من گذشته شاید؟

تو را چه حاجت نشانه‌ی من؟
تویی که پا نمی‌نهی به خانه‌ی من
چه بهتر آن‌که نشنوی ترانه‌ی من

نه قاصدی که از من آرد
گهی به ‌سوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد
برای من گهی پیامی
بهار من گذشته شاید؟

غمت چو کوهی به شانه‌ی من
ولی تو بی‌غم از غم شبانه‌ی من
چو نشنوی فغان عاشقانه‌ی من

خدا تو را از من نگیرد
ندیدم از تو گرچه خیری
به یادِ عُمرِ رفته گریم
کنون که شمعِ بزمِ غیری
بهار من گذشته شاید؟
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

روانبخش: عروس داماد

روانبخش عروس داماد

عروس داماد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: روانبخش

ویگن: شهر گناه

ویگن شهر گناه

شهر گناه
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم‌ آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹

چشمان افسونگرت، آن دو جادوی سیاه
گویی می‌خوانَد مرا به سوی شهر گناه!
ملامتم مکُن اگر از عشق تو کُنم حذر!
ز آن که بینم دست تو را در دست یار دیگر
آشیان غم بُوَد سینه‌ی بی‌کینه‌ام
عشق تو هم شد فنا در مزار سینه‌ام

در دل سیاهِ شب با آن شعله‌ی نگاه
چرا می‌بَری مرا به سوی شهر گناه؟!
. . .
. .

♫  LP Cover  ♫

* * *

عباس مهرپویا: لطف خدا

عباس مهرپویا لطف خدا

لطف خدا
شعر: فریبرز امیر ابراهیمی
آهنگ: حسن مهرپویا
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

عارف: به امید دیدار

عارف به امید دیدار

به امید دیدار
ترانه‌سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: حشمت سنجری
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۳

اکنون که می روی از بهار من چون نضهت شکوفه‌ها
یادگارت تا ابد در دیار من
چون رویایی شکوفان مانَد پابرجا
مهر تو در قلبم می‌ماند
بهر تو قلب من می‌خواند
به امید دیدار، خدایت نگهدار

با یاد من باش در آن سوی دنیا
هر چند که افتد جدایی در میان ما
به امید دیدار، خدایت نگهدار

هر گوشه‌ای از این شهر جاودان دارد نشانه تو را
پیش منی به هر گوشه جهان
چون یادت در خیالم مانَد پابرجا
مهر تو در قلبم می‌ماند
بهر تو قلب من می‌خواند
به امید دیدار، خدایت نگهدار

برگرد به سویم که من چشم به راهم
دیدارت را از خدای خود می خواهم
به امید دیدار، خدایت نگهدار

● این ترانه به همراهی ارکستر سمفونیک تهران در مراسم اختتامیه بازی های آسیایی تهران در شهریور ماه سال ۱۳۵۳ در ورزشگاه آریامهر (آزادی) اجرا شد.

* * *