
عروس دریا
ترانهسرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: عارف و بهشته
ترانه فیلم: وسوسه (۱۳۴۳)
عارف:
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!
بهشته:
تو راز دریاها رو
از چهرهی موج میخوانی
چرا ز موج آشنا
راز دلم نمیدانی؟!
عارف:
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!
بهشته:
خدا کنه پیدا بشه دستی در این میونه
بگیره دست من و تو ما رو به هم رسونه
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
● این ترانه در بهار سال ۱۳۴۴ با شعری متفاوتتر به نام «راز دریا» توسط “رامش و رامین نیز اجرا شد. [در اینجا بشنوید.]
* * *

سرنوشت یک عشق
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
آهنگساز: محمد سریر
خواننده: نلی
اجرا: ۱۳۴۸ / انتشار صفحه: ۱۳۴۹
شبی بیپروا ز عشق پاکم
به تو بیهوده حکایت کردم
از این تنهایی، غم رسوایی
برایت جانا، شکایت کردم
آن شب، غمگین گریه کردم
آن شب سرد مه آلود
بی تو از دنیا گذشتم
سرنوشت عشقم این بود
شبی بیپروا ز عشق پاکم
به تو بیهوده حکایت کردم
بی تو اکنون، دل من ز غم سوزد
از این شعله، همه جانم افروزد
شبی بیپروا ز عشق پاکم
به تو بیهوده حکایت کردم
آن شب، غمگین گریه کردم
آن شب سرد مه آلود
بی تو از دنیا گذشتم
سرنوشت عشقم این بود
* * *
ترانهشناسی «نلی» در این سایت
* * *

هدیه دوست
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵
یارِ فتنهگرم از سفر آمد
آمد وقت سحر، بیخبر آمد
رفت از خانهی دل ظلمت غمها
تا در خانهی من چون سحر آمد
بودم دیده به رَه کز سفر آید
چون بلبل به بَرَم نغمه سَراید
آرد هدیهی مهرش به سرایم
فریاد امشب از سینه برآید!
من چه بگویم!
چه بگویم ز نگاهش؟
جان به چه ارزد
چو بریزم به سر راهش!
من که بهجز او نپسندم
از شوقِ دیدارش
میگریَم، میخندم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

ضربی
غزل: حافظ
آهنگ و ارکستر: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری
روزْگاریست که سودایِ بُتان، دینِ من است
غَمِ این کار، نِشاطِ دِلِ غَمْگینِ من است
دیدنِ رویِ تو را دیدهیِ جانبین باید
وین کجا مَرْتَبِهیِ چَشْمِ جَهانبینِ من است؟
[دولتِ فَقْر خدایا به من ارزانی دار
کاین کِرامت، سَبَبِ حِشْمَت و تَمکینِ من است]
* * *
قول و غزل «حافظ» در ساز و نوای نغمهپردازان
* * *

بهار بیتو / خوانندگان: عارف و رامش
بر آهنگ: Bahar Sensiz – Rashid Behbudov
رامش:
نوبهار من باشد خزان، بیتو!
چو قفس باشد مرا جهان، بیتو!
با تو دور زندگی بُود شیرین
به چه ارزد زندگی جاودانه بیتو!
نوبهاران ندارد صفا بیتو!
سَیر گلشن نباشد روا بیتو!
به هوای تو ساز دلم خواند
برنمیخیزد از آن نوا بیتو!
عارف: (به زبان ترکی)
دونمرم هیچ سوزومدن ای جانان
گئتمه بیر آن گوزومدن ای جانان
سندن ایلهام آلیر منیم گونلوم
سنی مندن آییرماز اینان کی اولوم
گوله بیلمز گولوم باهار سنسیز
اورئیم اوت توتوپ آی آمان
یانار سنسیز، یانار سنسیز
عارف:
ای که برده چشمت قرار از من
مشو غافل در این بهار از من!
رامش:
به صبوری تا کِی دهی پندم؟
صبر من همچون تو کند فرار از من
همخوان:
بیتو بر من نخندد بهار ای گل
من ندارم چو گیسویت، قرار ای گل
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

او نیامد
شعر: ایرج تیمورتاش
ارکستر: عبدالله جهانپناه
خواننده: بانو فرح
به راه وی تا سحر ماندم
ژاله افشاندم، او نیامد
به امیدش با نوای نی
نغمهها خواندم، او نیامد
امید دلِ من کجایی؟
سحر شد چرا پس نیایی؟
برآرم از دل به نیمهشبها آه
آن نگاه تو زد شرر به جانم
شب تارم، مَه رخشان تویی، تو
به گلزارم، گل خندان تویی، تو
ز قلب بیتابم چه خواهی ؟
به چشم بیخوابم نگاهی
. . .
* * *

چیک و چیک
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: عبدالله جهانپناه
خواننده: پروانه [نامور]

چی میشه
ترانهسرا: مسعود هوشمند
آهنگساز: حسین واثقی
خواننده: نلی
ترانه فیلم: اتل متل توتوله ۱۳۵۱
دل تنگه، قلبم تنگم، وای!
کبوتر قشنگم، وای!
با بخت و سرنوشت خود
تا کی باید من بجنگم، وای!
آدم اگه همیشه
وفا کنه، چی میشه؟!
یه دل میگه چه خوبه!
یه دل میگه نمیشه!
آدم همش اسیر چون و چنده
بهتره که دل به کسی نبنده
غم نخوره، شادی کنه، بخنده
این زمونه این رو نمیپسنده
وقتی که این زندگی
قفس نباشه، خوبه!
حرفای عاشقونه
هوس نباشه، خوبه!
هر کسی که پاکه و مهربونه
بهش میگم خوشاومدی به خونه
براش میگم دردمو دونهدونه
به شرطی که قدر منو بدونه!
* * *
ترانهشناسی «نلی» در این سایت
* * *

بابا کرم
کلام: نوذر پرنگ
خواننده: دوشیزه بهار رامش
ترانه فیلم: خروس جنگی

گذشت
شعر: ایرج دهقان
فلوت: اسمعیلی
آواز: بانو فرح
شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت
به گریه گفتمش آری : ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتیّ و هر چه بود گذشت
شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
* * *