
حسود
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی
تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره
مونده سر دوراهی، چه راهی پیش بگیره
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه
رگِ خوابِ یار منو رقیبِ من میدونه
وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
نمیتونه مرغ دلم از حسودش بخونه
نمیدونه روی کدوم شاخه باید بمونه
اگه یه روز ببینم کسی براش میمیره
حسودی رو میاره دلم آتیش میگیره
میترسم حرفای خوبی توی گوشش بخونه
میترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه
وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
♫ LP Cover ♫
* * *

لحظهٔ وداع
آهنگساز: افشین مقراضی
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۴
رسیده وقت آن که من جدا شوم زین آشیان
به سوی سرنوشت خود، افسردهدل شوم روان
ای آنکه لحظهی وداع اشکی نثار من کُنی
خواهی اگر از جان مرا، قصد دیار من کُنی
پرسم ز خود: آیا بود این آخرین دیدار ما
یا بار دیگر بختِ خوش، گردد در این ره یار ما
دیگر به راهم اشکی میفشان
در این دم آخر، خندان شو از بهر خدا
تا بوسه بر دستت زنم، وز تو شوم آنگه جدا
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

خداحافظ
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: پرتو

نور خدا (سایه خدا) [+]
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: شکوه جوانمردی
♫ LP Cover ♫
* * *

آشیانه (لانه)
ترانهسرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: هوشنگ شهابی
تنظیمکننده: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
باران با ترانه، بر بام لانه
میریزد دانهدانه
ویران شد آشیانه
گشته ویرانه، دیگرم لانه
این یادگار عشقت گشته همچون فسانه
ای پرستویم!با تو میگویم
باد و طوفان شد
وقت باران شد
در رَه این باد آشیان نکُن!
در سفر بمان، قصد ما نکُن!
ریزدم بر سر چون دُر و گوهر
بس قطرههای باران
از بام و روزن و دَر
در کف طوفان، ماندهام نالان
ویران شد آشیانم
گشتهام من، پریشان!
خسته از طوفان، دیدهام گریان
همرَه این باد میروم از یاد
در ره این باد آشیان نکُن!
در سفر بمان! قصد ما نکُن!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

نمنم باورن میاد (زنده میشه خاطرهها)
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسن لشگری

سنه ده قالماز (با صدای عارف، پوران)
ترانهسرا: رسول رضا (آذربایجانی)
آهنگساز: توفیق قلیاف (آذربایجانی)
تنظیمکننده: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
کونلوم سنین اسیری، قلبیم سنین دیر یار
قلبیم سنین دیر
اینصاف ایله خوش سوز له، منی گل دین دیر یار
منی گل دین دیر
سویله ندیر بو ادا لار، بو عیشوه، بو ناز
والا آی گیز بو گوزللیک سنه ده قالماز!
یالگیزیم یالگیز، یالگیزیم یالگیز
گل منی محنته اودا سالان وفاسیز
سویله ندیر بو ادا لار، بو عیشوه، بو ناز
والا آی گیز بو گوزللیک سنه ده قالماز!
داغلار باشی دومان دیر، آمانآللاه یار
ینه دومان دیر
آیریلیقین اولومدن منه یامان دیر یار
منه یامان دیر
سویله ندیر بو ادا لار، بو عیشوه، بو ناز
والا آی گیز بو گوزللیک سنه ده قالماز!
. . .
. . .
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

میروم
شعر: کریم فکور
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: منوچهر سخایی
از کوی تو با چشم تَر
رفتم دگر رفتم دگر
تا شود مهرت افزون
رفتم از کوی تو
رفتم ای آن که باشد
چشم من سوی تو
تا پریشان نمانی
قدر عشقم ندانی
میروم از کویت میروم
گرچه از تو زمانی
دیدهام مهربانی
از تو دگر جدا میشوم
میروم چون شکستی عهد آشنایی
عهد دیگر ببندم گر به سویم آیی
بس جفا از تو دیدم
طعنهها بس شنیدم
دلم شد پریشان چون مویت
تا کُنی بر من ای جان
مهر خود را نمایان
میروم خستهدل از کویت
* * *
یاد و خاطرهای از «منوچهر سخایی»
* * *

آینهها (مسخ)
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: فرهاد مهراد
میبینم صورتمو تو آینه
با لبی خسته میپرسم از خودم:
«این غریبه کیه؟ از من چی می خواد؟
اون به من یا من به اون خیره شدم؟»
باورم نمیشه هر چی میبینم
چشامو یه لحظه رو هم میذارم
به خودم میگم که: «این صورتکه!
میتونم از صورتم ورش دارم.»
میکشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم، دستم میگه
منو توی اینه نشون میده
می گه؛ «این تویی! نه هیچکس دیگه!
جای پاهای تموم قصهها
رنگ غربت تو تموم لحظهها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا»
آینه میگه: «تو همونی که یه روز
میخواستی خورشید و با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونهت شده
داری بیصدا تو قلبت میمیری!»
میشکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشتهها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما باز تو هر تیکهش عکس منه!
عکسا با دهنکجی به هم میگن:
«چشم امید و ببُر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میدن تمومشون»
♫ LP Cover ♫
* * *
یادنامهی «فرهاد مهراد» در این سایت
* * *

گذشتههای دور
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی
یادمه بچه بودیم تو گذشتههای دور
اون زمون که قلبِ ما پُر بود از شادی و شور
روزی که تو رو دیدم موهاتو بافته بودی
با گُل سفیدِ یاس گلوبند ساخته بودی
بعد از اون روزِ قشنگ از خدا راضی شدم
از دَمِ صبح تا غروب با تو همبازی شدم
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم بههم زدیم روز و هفتهها گذشت
یادمه روی درخت دو تا دل کَنده بودیم
سالِ بعد، از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقهها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخهها
♫ LP Cover ♫
* * *