
شهر، شهر فرنگه
(تیتراژ فیلم حسن کچل)
نوشته: علی حاتمی
صدا و اجرا: مرتضی احمدی

شهر، شهر فرنگه
(تیتراژ فیلم حسن کچل)
نوشته: علی حاتمی
صدا و اجرا: مرتضی احمدی
گاه در این حکایت و آن روایت به نکتههایی برمیخوری که هم بهجای خود خواندنی هستند و هم به شکل جمعآوری شده و در کنار هم قرار گرفتهشان میتواند موضوع جالبی باشد. اینکه: کی، چه وقت، کجا بود!؟
خاطرهای که «بیژن ترقی» از شنیدن درگذشت «ابوالحسن صبا» و افراد حاضر (از جمله «فروغ فرخزاد») دارد؛ و یا ماجرای ضبط ترانهای که با خبر فوت «روحالله خالقی» مصادف شده و در کتاب خاطرات «پرویز خطیبی» آمده؛ از آندست است.

دستخط فروغ فرخزاد است در تعهدی بر «انجام امور خانهداری به بهترین وجه» و «رعایت کامل نظر همسر، در کارهای هنری خود» و قبول اینکه اگر «رعایت کامل همسر» را لحاظ نکرد «نامبرده بدون پرداخت مهریه نسبت به طلاق او اقدام نماید.»
گرچه در این متن نامی از همسر برده نمیشود! ولی این دستنویس، تاریخ و امضاء دارد و یک خط خوردگی! فروغ، هفت ماه پس از نوشتن این تعهدنامه! در آبانماه آنسال از پرویز شاپور طلاق گرفت.
«یا تقدیس میکنیم، یا دشنام میدهیم» تیتر گفتوگوی «علی عظیمینژادن» با دکتر «احسان نراقی» است که در شمارهٔ ۳۷ «هفتهنامهٔ نگاه پنجشنبه» چاپ و منتشر شده است.

در یادداشتهایی که برای تکمیل مطلب «طفلک فروغ» جمعآوری کردهام، [+] از جمله نقل قولی هم از ایشان برگرفته از آن نشریه بود با عنوان: «به «فروغ» در بارهٔ روابطش هشدار دادم.» (!) و به این شرح که:

«محمد نوری» را بیشتر با ترانهٔ «جان مریم» بهیاد میآوریم. میگفت و نوشتهاند که شعر ساده و صمیمی آن از سرودههای خود اوست. شعر ترانهٔ «در خموشیهای ساحل» را هم بر اساس گفتههای خود او نوشتهاند از «فروغ فرخزاد» است. روایت «محمدعلی سپانلو» از این ترانه اما حکایتی دیگر است.

«نورالدین سالمی»، پزشک است. در کرج منزل داشته و از دوران نوجوانیاش تعلق خاطری به «احمد شاملو». واسطهٔ خرید خانهای میشود که شاملو سالهای پایانی زندگی خود را در آن گذراند. مناسبات همسایهگری به جای خود، از بابت پزشک بودن هم هر گاه نیازی به فوریتهای پزشکی برای شاملو پیش میآمده، ایشان در دسترس بوده و حاضر به خدمت.

در مجموعه ترانههای ایرانی نمونههایی داریم که ملودی و آهنگ آن برگرفته از ترانهای خارجی و با شعری به زبان فارسی اجرا شده است.[+]، همچنین نمونههایی هم که ترانهسرای ایرانی شعر آن را روی آهنگ ترانهای قبلا اجرا شده و به گوش آشنا سروده است. ترانههایی که به «پیشپرده خوانی» شهرت داشتند و در تئاترهای لالهزار پیش از شروع نمایش اصلی اجرا میشد از ایندست بودند. پیشینه این ترانهها در رادیو اما به «برنامه کودک» در دههی چهل خورشیدی میرسد. سرایندهی ترانهها دکتر منوچهر معینافشار بود. [+]
ادامه خواندن شعرهای کودکان و فکاهی با آهنگ ترانههای مشهور ایرانی
فریدون مشیری
سیام شهریور ۱۳۰۵ ـ سوم آبان ۱۳۷۹

از اشعار «محمدحسین شهریار» مجموعهای درهم و پُر و پیمان باقی مانده که چند سروده از آن برای عام و خاص شناختهشده و در خاطرهها مانده است. در حافظهٔ جمعی ما، نام «شهریار» با یاد آوردن ابیاتی از چند غزل او همراه است. مشهورترینشان شاید همین غزل «حالا چرا؟»
ادامه خواندن آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ (مجموعه ترانهها)

در مجموعۀ ترانههای خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانههای ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دورهای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطرههای ماست.