
قصه شهر سکوت
شعر: اردلان سرافراز
آهنگ: فریدون شهبازیان
خواننده: عارف
روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهرِ صدا که پُر از زمزمه بود
تنها دلِ من قصهی مِهر تو شنید
چشم تو مرا به شبِ خاطره بُرد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینهی سردم، این شهر سکوت
دیوار سکوت، ز صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینهی من
فریادِ دلم به لبانم بنشست
خورشیدِ منی، منم آن بوتهی دشت
من زنده ام از نورِ تو ای چشمهی نور
دریای منی، منم آن قایقِ خُرد
ناگه تو مرا میبری بر ساحلِ دور
اکنون تو مرا همه شوری و صدا
اکنون تو مرا همه نوری و امید
در باغِ دلم بنشین بارِ دگر
ای پیکرِ تو چو گلِ یاسِ سپید
♫ LP Cover ♫
* * *

قصه کتابا
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: حسن لشگری
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: عارف
همه میخوان دلِ ما رو خون کُنن
با حرفاشون از هم جدامون کنن
من و تو رو دشمن کُنن با همدیگه
خونهی عشقِ ما رو ویرون کُنن
بیا تا مثل قصهی کتابا
من و تو هم لیلی و مجنون بشیم
با همدیگه از دستِ حرف مّردم
آوارهی کوه و بیابون بشیم
چه خوب میشه عشقمو باور کُنی
عاشق بشی شادی رو نوبر کُنی
چه خوب میشه دست بزاری تو دستم
گل غمو با خنده پَرپَر کُنی
بیا تا مثل قصهی کتابا
من و تو هم لیلی و مجنون بشیم
با همدیگه از دستِ حرف مّردم
آوارهی کوه و بیابون بشیم
چه خوب میشد سنگِ صبورم بودی
شب که میشد دریای نورم بودی
حالا که من ماهیِ دور از دریام
چه خوب میشد تنگ بلورم بودی
بیا تا مثل قصهی کتابا
من و تو هم لیلی و مجنون بشیم
با همدیگه از دستِ حرف مّردم
آوارهی کوه و بیابون بشیم

نامهربون
ترانه سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۰
ای دو چشمت سبزهزاران
گریهات اشکِ بهاران
میروم غمگین و نالان
اشک غم دیگر میفشان
ای سراپا مهربانی
ای نگاهت آسمانی
در دل نامهربانم
شوق ماندن مینشانی
ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی
با همه خوبی و پاکی در خزان پژمُرده گردی
میروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت
میروم چون میهراسم شعلهای افسرده گردی
ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی
قلب سردم را چه بی حاصل به سویت میکشانی
عاشق و چشمانتظاری
پاک و روشن، چون بهاری
هر چه گفتم باورت شد
حیف از احساسی که داری
چشمهای خشک و سیاهم
خستهای گُمکرده راهم
بگذر از من چونکه دیگر
زشت و سرتاپا گناهم
ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی
با همه خوبی و پاکی در خزان پژمُرده گردی
میروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت
میروم چون میهراسم شعلهای افسرده گردی
ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی
قلب سردم را چه بی حاصل به سویت میکشانی
قصهی تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی
من گُنهکارم تو خوب و مهربانی، مهربانی
● بر روی این ملودی، ترانهای دیگر با نام «قصهگوی پیر شهر» با صدای گوگوش اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

ساحل انتظار
شعر: کریم فکور
تنظیم آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
من در ساحل، او در دریا
در بحر غم ماندم تنها
از خود پرسم آیا او را
در این ساحل بینم فردا
جان بر کف، چون موج خشمآلودم
بسوزد از عشق او سراسر وجودم
روز هجران من میگریَم چون ابر نوبهاران
گویی نالد چون من، ابر از سوز فراق یاران
بییارم چون مرغ طوفان
نالان و سرگردانم
یا رب آن مَه سوی ساحل
کِی می آید، ندانم!
* * *

پیمان
ترانهسرا: منصور شیخالملوکی
آهنگساز: یونانی
تنظیمکننده: بابک افشار
خوانندگان: عارف و نارملا
انتشار: ۱۳۴۱
عارف:
اگه بگم دوستت دارم
قربون چشمونت میرم
هرچی بگی همون میشم
بهم بگو دوستم داری!
دوستت دارم از دل و جون
چشمونتو میرم قربون
چشمونتو میرم قربون
ای ماه روی آسمون
نارملا:
آره میگم دوستت دارم
هستی شمع شب تارم
عشقت در سر میپرورم
ای خورشید روزگارم
بیا با هم پیمون بندیم
پیمون بی پایون بندیم
بر زندگی چون گل خندیم
ما هردو آرزومندیم
نارملا: اگه بگم دوستت دارم
عارف: قربون چشمونت میرم
هرچی بگی همون میشم
نارملا: بهت میگم: آره دوستت دارم
همخوان:
بیا با هم پیمون بندیم
پیمون بی پایون بندیم
بر زندگی چون گل خندیم
ما هردو آرزومندیم
* * *

با تو بدرود
شعر: هوشنگ توفیقی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
امشب به یاد رفتهها بر گور دل خواهم گریست
چون آسمان تیرهدل بر بختِ خود خواهم گریست
با نوای سوز سازم نیمهشب در پرتو ماه
نالهها خیزد از این قلبِ حزینم
با دو چشمانِ غمآلود، با دلی آکنده از آه
از خدا خواهم تو را هرگز نبینم
با تو بدورد عشق نافرجام من
بر تو نفرین مرغ شوم بام من
با تو بدورد، با تو بدرود
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «گریه کن ای قلب من» سروده ایرج جنتیعطایی، با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) و «شکوه« سروده رضا شمسا با صدای امیر رسایی (۱۳۴۸) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

تاب گیسو
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: بدیعزاده
خواننده: عارف
در موسم گل، در زلف سنبل بوی تو بینم
در نور مهتاب، در چهرهی گل روی تو بینم
با تار گیسو، با چشم جادو آخر شکارم کردی
تا در جنونم افسانه سازی افسون به کارم کردی
عاشق شدم من یک دل نه صد دل
بر تو چون ماهی، گیسو سیاهی ای جان فدایت
خواهم که هستی ریزم ز مستی چون موی تو، در پایت
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *

رشته گوهر
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
آن شب، پرتو مهتاب
میزد بوسهها بر آب
خاک آن کرانهها در کنار ما زیبا بود
بزمم با تو فتنهگر، شیرینتر ز هر رویا بود
آن شب، اشکم بر سینهی تو چون گوهرها بود
تصویر من در آیینهی اشکم پیدا بود
آن شب کز مَه و پروین، وز تو نازنین، روشن بود
ریزان روی سینهات قطرههای اشک من بود
امشب بر سر دریا باران بارد از غمها
بر خاک، از غم دوران اشک آسمان میریزد
امشب، خاک ساحلها با سرشک ما آمیزد
امشب بینم دریا همچو من غمگین و خاموش
گویی دریا باشد با غمها، چون من همآغوش
امشب اشک چشم من بیتو بر زمین بنشسته
دیگر رشتهی گوهر از گلوی تو بگسسته!
♫ LP Cover ♫
* * *

عشق پاک
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: ساقی
ای خداوند آسمان، ای خداوند جسم و جان
ای که خورشید تو شکُفت با غروب ستارگان
ای که فرمانِ تو نوشت بازی عشق و سرنوشت
بهر ما آفریدهای در جهان دوزخ و بهشت
ای خداوند کبریا، خالق عشق پاکِ ما
دادهای مهربان دلی خالی از رنج و کینهها
ای که نور آفریدهای، عشق و شور آفریدهای
ای که از بهر وصلِ ما راه دور آفریدهای
ای همه هستیآفرین! عشق پاکِ مرا ببین
همزمان با شب و سحر شوق و دلدادگی نگر
پُر شُکوهام چو آسمان، عشق من در دلم بمان
♫ LP Cover ♫
* * *

قسمتِ من
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: ساقی
چه کنم قسمت من همین بود و همین شده
آنچه باید بشود، شد؛ به خدا چنین شده
ای آسمون از روز اول این بوده بخت و سرنوشتم
روزی که اومدم به دنیا اینو رو پیشونیم نوشتن
ای زندگی من از تو روی خوشی ندیدم
ای طالع سیاهم من از تو ناامیدم
چه کنم قسمت من همین بود و همین شده
آنچه باید بشود، شد؛ به خدا چنین شده
چه کُنم با غم این روز و شبِ سیاهِ من
بارالها شده خون ای دل بیپناهِ من
دیگه امید زندگانی برای من باقی نمونده
بخت سیاه و ناامیدی جونِ منو به لب رسونده
نمیدونم خدایا گناه من چه بوده
که یک نفس نبودم در زندگی آسوده
♫ LP Cover ♫
* * *