ویگن ـ الهه: فال قهوه

ویگن پوران فال قهوه

فال قهوه
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: اقتباسی
تنظیم‌کننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ الهه
انتشار: ۱۳۴۳

(ـ ببخشید خانم! می‌خواستم فال قهوه بگیرم.
• خانم فعلا سرشون شلوغه، بفرمایید بشینین تا نوبتتون بشه.
– متشکرم.
• الان یه فنجون قهوه هم براتون میارم.
ـ خواهش می‌کنم.
• بفرمایید، این هم قهوه!
ـ باز هم متشکرم.

• بفرمایید آقا، نوبت شماست.

+ بله، بفرمایید. خواهش می‌کنم!
ـ سلام خانم.
+ سلام آقا، لطفا فنجون قهوه‌تون رو بدید ببینم؟)

ویگن: 
ای غافل از حال من
برگشته اقبال من
بازآ ببین فال من، دستم به دامان تو!

الهه:
بنشین، بنشین، دَم مزن!
بشنو سخن‌ها ز من!
بشنو که گویم سخن از نقش فنجان تو!

ویگن:
با من بگو مو به مو
از عشق و از آرزو
با پاکی دل بگو هرچه دانی از سرنوشتم!

الهه:
زین نقش پُر پیچ و خم
هرچه دانم، بیش و کم
گویَم به مویَت قسم
چاره‌جویی باشد سرشتم!

+ یک کاغذ . . .
ـ لابد قبض اجاره خونه‌ست!
+ یک خبر . . .
ـ اونم قهر نامزد عزیزمه!
+ یک سفر‌.‌.‌.
ـ اوه‌، سفر به کره مریخ نباشه!
+ نه‌، نه‌، نه، ببین چی می‌بینم!
ـ چی؟!
+ تصویر عروس و داماد!
– ای داد بیداد! این تصویر اگر از من باشد
+ حسرت بر حال تو خوردم!
ـ نگو که مُردم!
+ آینده‌ی تو روشن باشد
کاش این سعادت از من باشد!

الهه:
بشنو ز من این خبر
تا یک، دو روز دگر
تو را عشق تازه‌تر
به شوق و شور آورَد

ویگن:
بگو با من از کجا
این شعله خیزد به پا
تا سوزد جان مرا
تاب از دل من بَرَد

+ درست این فنجان قهوه رو نگاه کُن.
ـ آها!
+ نقشی به فنجان بُوَد
چون ماه تابان بُوَد
خوشحال و خندان بُوَد
دست خود را آرَد به سویَت

ویگن:
یک‌بار دیگر بگو، ای دلبر فتنه‌جو
زنگ غم از دل بشو، وَه چه شادم از گفتگویَت!
موی او؟
+ بُوَد طلایی
ـ عجب بلایی!
+ اندام او چون سَرو شیراز
ـ چشمانش؟
+ به رنگ آبی!
ـ این شد حسابی!
+ از نگاه او خوانی صد راز!
ـ صبر کن، صبر کن! اینایی که میگی همش نشانه‌ی خود توست!
این شد حسابی! از نگاه تو جویَم این راز
آمدم اگر گیری فالم
تو بودی نشان اقبالم!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

ویگن ـ پوران: تو بگو

ویگن پوران تو بگو

تو بگو
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
تنظیم‌کننده آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن و پوران شاپوری
انتشار: ۱۳۳۸

پوران:
همچون گل نیلوفر
کرده‌ای مرا پرپر
از بهانه‌های تو
وین فسانه‌های تو
خون شده دلم دیگر
بگذر از بَرم، بگذر!

ویگن:
خسته‌ام ز ناز تو
وین همه نیاز تو
جانم از چه می‌کاهی
خسته‌ام، چه می‌خواهی
خواهم از تو بگریزم
با تو، من نیامیزم!

پوران:
به گمانم فُسونگری
ز تو بنموده دلبری
ز تو دامن نمی‌کِشم
که تو از عالمی سَری!
به‌خدا، به‌خدا، به‌خدا!

ویگن:
مگر ای آرزوی من
دل عاشق شکستنی‌ست
تو بگو رشته‌ی وفا
مگر آخر گسستنی‌ست
تو بگو، تو بگو، تو بگو

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن ـ رامش: در اوج آسمان

ویگن رامش در اوج آسمان

در اوج آسمان (یارم کجا و من کجا)
آهنگساز: حسین صمدی
ترانه‌سرا: کریم فکور
خوانندگان:‌ ویگن و رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵

رامش:
باد خزان تا شد وزان
شد گُلشن عشقم خزان
دل بی‌گُنه، من بی‌نوا
گشتم چو نای بی‌نوا
یارم کجا و من کجا!

ویگن:
من خسته از جور زمان
یارم در آن‌سوی جهان
باشد چو بخت از من جدا
افتادم از پا ای خدا
یارم کجا و من کجا!

رامش: من مانده‌ام در این خزان
بی‌همدم و بی‌هم‌زبان

ویگن: آخِر چرا بی‌بهره‌ام از مهر تو ای آسمان؟

رامش:
خواهم به اوج آسمان پَر گیرم
تا دل ز غوغای زمین برگیرم

ویگن:
در آسمان جویم نشان از یارم
دوران شوق و شادی از سَر گیرم

رامش: من مانده‌ام در این خزان
بی‌همدم و بی‌هم‌زبان

ویگن: آخِر چرا بی‌بهره‌ام از مهر تو ای آسمان؟

همخوان:
یارم کجا و من کجا؟

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● بر روی این آهنگ ابتدا ترانه‌ای دیگر با صدای شهیندخت شُبیری و در فیلم «اعتراف» (اکران تابستان سال ۱۳۴۵) اجرا شده است.

* * *

ویگن، پوران، عارف، بهشته: دستت را به دست من ده! (ترانه فیلم)

ویگن عارف پوران بهشته دستت را دست من ده

دستت را در دست من ده
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان به ترتیب: پوران، عارف،‌ بهشته، ویگن
ترانه فیلم: دنیای پول (۱۳۴۴)

پوران:
از من بگذر، مرا رها کُن
یک دم شرم از گذشته‌ها کُن
قدر عشق مرا چه دانی
راه خود را ز من جدا کُن

عارف:
جانم رها کُن از رنج و بلا، مرو خدا را
افکن به زیر پا خاطره‌ی گذشته‌ها را
از کار خود پشیمان شده‌ام منِ پریشان
دیگر نمی‌روم راه خطا، مرا مرنجان!

بهشته:
تو را خدا مکُن خطا
حذر کُن ای مَه من ز هر گناهی
نمی‌کُنی توبه چرا، دل پریشان مرا
کُنی از این فتنه رها اگر بخواهی!

ویگن: 
فریاد از کار جهان،
گردد هدر عمر گران
چو نی شکسته شد دل بینوای من
دل مبتلای من چه کند خدای من

همخوان:
من بی‌تو سیرم ز دنیا
رویت را بینم به رویا
دستت را بر دست من نِه
مستم کن، مستم سراپا

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن، پوران،‌ عارف، بهشته: دل غافل (ترانه فیلم)

ویگن عارف پوران دل غافل

دل غافل
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: پوران، عارف، بهشته،‌ ویگن
ترانه فیلم: دنیای پول (۱۳۴۴)

عارف:
خو گرفته جان ما با محبت و وفا
رنج عشق و عاشقی می‌دهد به دل، صفا
دل، غافل
من، بی‌دل!

پوران:
من در نگاه گرم تو بینم موجی ز بی‌گناهی
راز دلم بخوان از نگاهم شاید دهد گواهی
رحمی که عاشقم، بی پناهم دردا ز بی پناهی!
دل در هوای آن روی زیبا من بر سر دوراهی!
دل، غافل!
من، بی دل!

ویگن:
من گنج صفا و عشق و محبت پنهان به سینه دارم
پویم ره وفا را که قلبی خالی ز کینه دارم
ای دل به راه یاری، ز عشق یاران باید شوی فداکار
ای دل به راه یاری، ز عشق یاران باید شوی فداکار
دل، غافل
من، بی‌دل!

بهشته:
عاشقم بر آن که قلب پاکی آورد سویم
من صفا خواهم، نه زیب و زیور، سادگی جویم
راز من بشنو، چرا که از دل این سخن گویم
دل، غافل
من، بی‌دل!

● بر روی این ملودی، ترانه دیگری بنام «نگاه آشنا» با صدای عارف و پوران اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: آهوی فراری

ویگن آهوی فراری

آهوی فراری
شعر: هوشنگ شهابی
آهنگ:‌ محلی
خواننده:‌ ویگن
انتشار: ۱۳۴۰

لبت به خنده وا رفته ای گل
رو لالهٔ گوش داری یه دسته سنبل
اشکت نبینُم به روی مژگون
دردت به جونُم
ای خدا فدات کنم جون
خونُمت با بی‌قراری
تو چو آهوی فراری
سر به هامون می‌گذاری

دونه دونه اشک مو مثال بارون
روی دامونم ریخت
دامونم، دریاچه بی
سامونم، سراچه بی
دل مو تنها چه بی
چه کُنم؟ چه چاره جویم؟
به که درد خود بگویم؟
. . .

ویگن: ابرو

ویگن ابرو

اَبرو
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
تنظیم‌ آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۱

کمان‌ابروی پیوسته، شکستی!
که افزایی بر آن حُسن خدایی
چه دست نازنین افکنده ای گُل
میان هر دو ابرویَت جدایی؟

می‌کِشدَم زلف کمندت!
می‌کُشدَم برق نگاهت!
سُرمه به چشمان تو ریزد
سایه‌ی مژگان سیاهت!

به روی مرمر پیشانی تو
دویده حلقه‌های زلف باریک
زنَد بر چشم و بر ابرویَت ای گُل
دوصد بوسه ز راه دور و نزدیک

وَسمه کِشی بر اّبرو
سُرمه بر آن چشم سیاهت!
جان بخشد غمزه‌هایت!
دل بِبَرد ناز نگاهت!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن: عکس من

ویگن عکس من

عکس من
ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطائی
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹

ای که چشم روشنت را سایه‌های غم گرفته
قلب تو از رفتن من این‌چنین ماتم گرفته!
بعد من، روزی پریشان
می‌روی تا خانه‌ی من
تا بخوانی از سکوتش
قصه‌ و افسانه‌ی من

روی عکسم خیره مانَد دیده‌ی تو
عکس من در چشم تو خندان بگریَد
یاد روز آشنایی و جدایی
چشم تو غمگین‌تر از باران بگریَد
می‌فِشانی اشک حسرت
در غم عهد شکسته
دیگر از گریه چه حاصل؟!
بین ما دریا نشسته!
آه، بین ما دریا نشسته

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: آبادان

ویگن آبادان

آبادان
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده:‌ ویگن
انتشار: ۱۳۳۸

آبادان! آبادان! آبادان!
آبادان! یادت خوش با جانان!
ای سرزمین شادی و رویا
سر بُرده‌ای در آغوش دریا
آبادان!

نام تو زیبا، خاکت گوهرزا
لرزانده شوقت دل‌های شیدا
آبادان!

دارم آرزوی تو
جویَم رَه به سوی تو
آبادان!
از تو مانده‌ام جدا
داری دلبر مرا در دامان
آبادان!

یارم نماند آخر در دیار من
آمد به سوی تو از کنار من
چون سینه‌ی گرم و شعله‌خیز تو
شد پُر شرَر، قلب بی‌قرار من

آبادان! آبادان! آبادان!
آبادان! یادت خوش با جانان!

* * *
نام شهرهای ایران در ترانه‌ها

* * *

ویگن ـ مهتاب:‌ افسانه لیلی و مجنون

ویگن مهتاب افسانه لیلی و مجنون

افسانهٔ لیلی و مجنون (قصه)
ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطائی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: ویگن ـ مهتاب
انتشار: ۱۳۴۸

با عشق خود، اینک پس از زمان‌ها
زنده کردم افسانه‌ی مجنون را
مجنون باید غافل ز رنج دنیا
عُمری سوزد در آرزوی لیلا
کو مجنون تا چون بینَد روز من
چون مرغ شب نالد از سوز من
ای وایِ من
از تو لیلای من!

قصه‌ی عشقم، چون عشق لیلا
اکنون افسانه شد!
عشق من و تو وِرد زبان‌ها
در این زمانه شد!
با عشق خود، اینک پس از زمانها
زنده کردم افسانه‌ی مجنون را
مجنون من
اینک من و یک دنیا آرزو!
لیلای من
افسانه‌ی هستی با من بگو!
. . .
. . .

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *