
ستاره میدرخشد
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیمآهنگ: ارکستر رادیو
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۶
شب است و چشم من بر آسمان
روشن از پرتو ستارگان
پُرسم از خود، در آن سکوت شب
چرا ستارهام بُوَد نهان؟!
کُنَد اشارهها در این میان
به سوی من، یکی از اختران
کای بیخبر! مکُن دگر شِکوه از آسمان
بنگر به رویَم!
منم همان ستارهی بخت و اقبال تو
بیا به سویَم!
شب، دو دست خود پِی دعا سوی آسمان بَرَم!
تا درخشد این ستارهام نصیب از جان بَرَم!
کُنَد اشارهها در این میان
به سوی من، یکی از اختران
کای بیخبر! مکُن دگر شِکوه از آسمان
بنگر به رویَم!
منم همان ستارهی بخت و اقبال تو
بیا به سویَم!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

سخن بگو!
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸
ترانهای سر کن!
لبی ز مِی تَر کن!
چه شد که بستی لب ز سخن
سخن بگو با من، گُل من!
زمان غم طی شد، بنشین
به بَزم من، چون گُل به چمن
ساقی در خلوت ما
نفَسی بنشین، بنشین!
جامی ای مونس جان
به لبم برسان، برسان!
مطرب با زخمهی ساز
شَرر دل من، بنشان!
امشب با نغمهی خوش
ز غمم برَهان، برَهان!
خنده بزن بر گُلها بنگَر
امشب هم گذرد؛ تو ز مِی مگذَر، مگذَر!
مست گُل و مِی مَه من، مِی نابَم دِه!
ساقی ز کرَم قدحی ز شرابم دِه!
چه شد که بستی لب ز سخن
سخن بگو با من، گُل من!
زمان غم طی شد، بنشین
به بَزم من چون گُل، گُل من!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

دلشکسته
ترانهسرا: کارو دردریان
تنظیمکننده: آلوارو سباستیان
انتشار: ۱۳۳۸
در چشمان بیمارت، رازی با دل، سخنها گوید
همچون مِی در شب مستی
رنگ غم از دل شویَد
سرمستم از آن نگاهت
بُردهای دل از دستم
تا نشکند دلت ای جان
دل خود را بشکستم
دریغ از عهد و وفا که با تو کردم
گریاندی مرا!
با آن عشوهها و افسونگریهایت
راندی مرا!
با آنچه بنمودی با من
بگو چه سازم آخر؟!
کُشتی مرا، بازآ سویَم
ای دلبر افسونگر!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

دام گیسو
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۶
بر شانه چون زلف پریشانت ریزد
عطر بهشتی بر گریبانت ریزد
زلف سیاهت ریزد به دوشَت
چون عشقم افتد در پشت گوشَت
کم شانه زن بر حلقهی مویَت، جانا!
ترسم هزاران دل به دامانت ریزد
شد بسته عمرم بر تار مویی
دیگر چه خواهی، دیگر چه جویی؟
آه. . . سر زلف تو بوسه زنَد سر و روی تو را
دل عاشق خسته فِتد به کمند بلا
مَه روی تو جلوه دهد شب تار مرا
پس از این نشود دل من دگر از تو جدا
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

آیا به یاد داری؟
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸
آیا به یاد داری آن روز را که باهم
تا نیمهشب نشستیم در طرف بوستانها
آیا به یاد داری آن روز را که بودیم
با عشقی آسمانی در زیر آسمانها
آن عهدها که بستی، و آن وعدهها که دادی
با من بگو کز آنها چیزی به یاد داری؟
ای رمیده به دلها، ای نشسته به جانها
قصه گو تو به عاشق از گذشت زمانها
چیزی از آن زمانها آیا به یاد داری؟
آیا به یاد داری؟
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

گناه عشق
کلام: کریم فکور / خواننده: ویگن
بر آهنگ: Marc Aryan – Parce Que Je T’aime
خداوندا از درگاهت
غیر از عشق او نمیخواهم!
گر عشق او گُنَه باشد
غرق گناهم، غرق گناهم!
خدای من، گواه من
موج سرشک و شعلهی آهم
در این دنیا کجا بُوَد
جز تو امیدم، جز تو پناهم
چون مرغ شب تا کِی نالَد
دلم به یاد او؟!
وای از دل دیوانهام!
داد از بیداد او!
دلدادهام یا رب، یا رب!
سرگشتهای گم کرده راهم
گر عشق او گُنَه باشد
غرق گناهم، غرق گناهم!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

دختر ساری (کیجا)
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیمکننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و پوران
انتشار: ۱۳۴۰
ویگن:
ای دختر ساری، ای رَشک گُلهای بهاری
در چشم جادویَت میخوانم راز عشق و یاری
دیدم تو را یک شب در خواب و بیداری
تاری ز گیسویَت گرفتم یادگاری
پوران:
دیدم تو را یک شب با یاران، در آغوش صحرا
مهتاب شهر ما در آنشب دلکش بود و زیبا
بردی مرا یک دَم در عالم رویا
خواندی به گوشم نغمههای آرزو را
آمد روز جدایی آن رویای طلایی
شد نقشِ بر آب!
ویگن:
عشق چون تو غزالی
خوابی بود و خیالی
شادم از این خواب!
آی کیجا، کیجا، کیجا!
نقش تو را بینم، روی آرَم به هر جا!
زین پس مشو هرگز جدا از من!
جانا نگیر عشق مرا از من!
پوران:
من دختری از سرزمین شوق و شورم
با تو بُوَد قلبم اگرچه از تو دورم
. . .
. . .
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

چشمهی مهتاب
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و پوران
انتشار: ۱۳۴۰
پوران:
در چشمهی مهتاب
امشب بیا کز دل، غبار غم بشوییم
از دل، غبار غم بشوییم و بگوییم
با یکدگر راز نهان را
ویگن:
در چشمهی مهتاب
گَرد هوس از لوح دل شوییم و خندیم
با یکدگر عهد وفاداری ببندیم
شاهد بگیریم آسمان را…
ویگن: گردون، حجاب نقرهگون بر سر کشیده
پوران: در آسمان دل، مَهِ شادی دمیده
ویگن: چون رنگ مَن، رنگت پریده
پوران: شد بُرون از پرده، رازم
حلقه زد اشکم به دیده!
وقت سخن گفتن رسیده
ویگن: بَرگو امشب راز دل را
نغمه سر کُن تا سپیده!
ویگن: از چشمانت امشب خیزد شراره
پوران: صد قصه میگوید با یک اشاره
ویگن: آیَت عشق ما، پیمان دیرین
پوران: شاهد عهد ما ماه و ستاره
همخوان: شاهد عهد ما ماه و ستاره!
ویگن: یادت آید روزگاری
پوران: کِی؟!
ویگن: همان خُرمبهاری
کز تو بر من مژده آمد
پوران: یادم آمد، آری، آری!
ویگن: زیر ابر پارهپاره
میزند چشمک، ستاره
پوران: گوید این سرگشته گردون
کِی دهد عمر دوباره؟
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

خواستگار
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن و بهشته
انتشار: ۱۳۴۳
ویگن:
نازت کشیدم، دیدم سرانجام
کشیدی دست از افسون و دلآزاری
قدم نهادم به خانهی تو که راز دل، تو را گویم
کنم از تو خواستگاری!
بهشته:
از شکوه بگذر، من بیگناهم
گرَت چندی بیازردم، پشیمانم!
اکنون که بر تو افتد نگاهم
تو را بینم اسیر عشق
این سِر از چشم تو خوانم!
( ـ خب حرف بزن، توضیح بده
از تمول، از سرمایه؟!)
ویگن:
سرمایهی من باشد دل من
دارم دلی چون آیینه، روشن!
بهشته:
بگو چه باشد اندیشهی تو؟!
آگه نباشم از پیشهی تو!
ویگن:
تو میدانی عاشقم، بُوَد عشقت پیشهام!
نباشد جز عشق تو به گیتی، اندیشهام!
بهشته:
بگو جز عشق و وفا، سخنهای دیگری!
بگو از سیم و زَرَت،نشان و انگشتری!
ویگن:
مخواه از من، مُکنت چندان
جای این هدیهها در رهَت بخشم سر و جان!
( بهشته: خونهی شخصی داری؟!
ویگن: خونهی دلم مال توست!
بهشته: اتومبیل سواری؟!
ویگن: اوه! تو باید به روی چشمم بشینی!
بهشته: مقام؟
ویگن: مقام امن و مِی بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام مُیسر شود زَهی توفیق!
بهشته: مهریه چی؟!
ویگن: یک سیر نبات!)
بهشته:
مهرت اگرچه بر دل نشسته
نمیخواهم که عمری بینوا مانم
با دست خالی، با چشم بسته
چگونه پا نَهَم در رَه؟ خدایا نمیتوانم!
ویگن:
غافل ز گنج عشق و جوانی
مشو ای جان، که در پایَت گوهر ریزم
مستم ز عشقت، آنسان که دانی
اگر از من، تو جان خواهی ز عشقت نمیگُریزم!
بهشته:
من هم ز عشقت نمیگُریزم!
عشق و محبت باشد جهیزم!
ویگن:
دگر چه گویَم از نسیه و نقد؟!
این گفتگوها باشد سر عقد!
( بهشته: اصلا میدونی چیه؟! من جز محبت از تو چیزی نمیخوام!
ویگن: حالا که اینطور شد بذار منم بگم که از تمول بیبهره نیستم؛ فقط میخواستم ببینم نظر تو چیه؟!)
چو دارم اکنون یقین که بر من دل بستهای!
سخن میگویم درست، تو خوبی، وارستهای!
مخور غم از بهر مال! مرا باشد سیم و زَر
بریزم در پای تو چه خواهی جز این دگر؟!
همخوان:
ز مِهرت باشد دل، روشن
با توام، با توام تا بُوَد جان در تن من!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

همسایه (دختر همسایه)
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و الهه
انتشار: ۱۳۴۱
ویگن:
میخندی و ریزَد صد شعله بر جانم
میبینمت، اما نامت نمیدانم!
الهه:
خواندی ز چشمانم عشق نهان من
دیگر چه میپُرسی نام و نشان من؟!
ویگن: همسایهات بودم میدیدمت گاهی
الهه: میدیدمت خندان، گاهی سر راهی
ویگن: خاطرات آن زمان، لطف دگر دارد
الهه: چشم تو بس فتنهها در زیر سر دارد!
ویگن: روزگاری ساکن کوی وفا بودی
الهه: قلبم اکنون رنگ عشق تازهتر دارد!
ویگن:
دستم به دامانت از من مَکِش دامن!
وصلت نمیخواهم عشقم مگیر از من!
الهه:
دیر آمدی ای جان! عشقی به سر دارم
پیمان یاری با یار دگر دارم!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *