
سلام، ای عشق
ترانهسرا: ثریا شکیبایی
آهنگساز: عطالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: طلوع
ضبط: پاییز ۱۳۴۸
ای عشق!
ای عشق!
ای مهربانترین کلام خدا
سلام، سلام!
تو مرا به زندگی پیوند میدهی
ای عشق، ای عشق!
آه، تمام وجودم از تو لبریز است
زندگانیام بیتو غمانگیز است
دوستت میدارم
سلام، سلام ای عشق!
♫ LP Cover ♫
* * *

قلب من گریه کن
شعر: پوری بنایی [ایرج جنتیعطایی]
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۹
گریه کن ای قلب من، دیوانه شو او میرود
بعد از این با هر کسی بیگانه شو، او میرود
گریه کُن این گریهها پایان ندارد
جز تو کس در ماتمم اشکی نبارد
خاطر آور قصهی ما قصهی عشق و وفا بود
روزگاری هر کسی با قصهی ما آشنا بود
این زمانه قلب من با داغ غمها مانده است
چون درخت تیرهبخت تنهای تنها مانده است
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «شکوه« سروده رضا شمسا با صدای امیر رسایی (۱۳۴۸) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت ترانه «قلب من گریه کن» (پوری بنایی ـ گوگوش)
* * *

لالایی مادر
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز غیاثیان
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
انتشار صفحه: پاییز ۱۳۵۱
لالایی کُن بخواب خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزار تا رنگه
یه وقت بیدار نشی از خوابِ قصه
یه وقت پا نذاری تو شهرِ غصه
لالایی کُن مامان چشماش بیداره
مثل هر شب لولو پشت دیواره
دیگه بادبادکِ تو نَخ نداره
نمیرسه به ابرِ پاره پاره
لالایی کُن، لالایی کُن
مامان تنهات نمیذاره
دوسِت داره، دوسِت داره
میشینه پایِ گهواره
همه چی یکی بود و یکی نبوده
به من چشمات میگه دریا حسوده
اگه سنگ بندازی تو آب دریا
میاد شیطون با ما به جنگ و دعوا
دیگه ابرا تو رو از من میگیرن
گُلای باغچهمون بی تو میمیرن
لالایی کُن، لالایی کُن
مامان تنهات نمیذاره
دوسِت داره، دوسِت داره
میشینه پای گهواره
♫ LP Cover ♫
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *

گل غم
شعر: رضا شمسا
آهنگ: هادی آزرم
خواننده: گوگوش
ضبط: اوایل زمستان ۱۳۴۹
انتشار صفحه: زمستان ۱۳۵۱
غم در دل من، به قدرِ عالمه
غمهای عالم برای من کَمه
رنگِ غروبه دل افسردهام
غرقِ سکوته وجودِ مُردهام
وای از من و غمهای من
وای از دلِ تنهایِ من
ای آسمان، ای آسمان
ستارهای در شامِ من نمانده
دستِ بلا، آخر مرا
در دامنِ دشتِ جنون نشانده
من که محبت از کسی ندیدهام
من که همه خونه دلِ رنجیدهام
چون مرغکِ غمگین و دور از آشیان
سر در میان بال و پر کشیدهام
دیگر نمییابد مرا روزی اگر بیاید
با یاد او از گور من گلهای غم بر آید
غم در دل من، به قدرِ عالمه
غمهای عالم برای من کَمه
رنگِ غروبه دل افسردهام
غرقِ سکوته وجودِ مُردهام
وای از من و غمهای من
وای از دلِ تنهایِ من
♫ LP Cover ♫
* * *

ای خورشید
ترانهسرا: ثریا شکیبایی
آهنگساز: عطالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: طلوع
ضبط: پاییز ۱۳۴۸
بشنو اکنون قصّهای شیرین
قصّهی دریاچهی رنگین
قصّهی دریاچه و خورشید!
آن زمان، دریا بود تنها
تا گُل خورشید گشت پیدا
لب خورشید، گُل شد و خندید
عشق دریا در دلش جوشید!
آه، ای خورشید!
ای گُل خوشرنگ دشت آسمان!
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید!
سینهی من، بستر نرم تو ای خورشید!
این دل من خانهی گرم تو ای خورشید!
آه، ای خورشید!
ای گُل خوشرنگ دشت آسمان!
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید!
♫ LP Cover ♫
* * *

جمعه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: گوگوش
توی قابِ خیسِ این پنجرهها
عکسی از جمعهی غمگین میبینم،
چه سیاهه به تنش رختِ عزا
تو چشاش ابرای سنگین میبینم
داره از ابر سیا، خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
نفسام در نمیآد
جمعهها سر نمیآد
کاش میبستم چشامو
این ازم بر نمیآد
داره از ابر سیا، خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعهها غم دیگه بیداد میکُنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لبای بسته فریاد میکُنه
داره از ابر سیا، خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
جمعه وقت رفتنه
موسمِ دلکندنه
خنجر از پشت میزنه
اون که همراه منه
داره از ابر سیا، خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
تهران، ۱۳۵۰
در یک عصر جمعه، ترانۀ جمعه را در خانۀ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیقاش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحۀ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانیی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم:
ـ نازنین، هدیهیی به تو که هر روزت، جمعه است. ترانۀ آمنه، با صدای آغاسی، همزمان منتشر شد.
میگفتند: جمعه بیش از آمنه گل کرده است!
جمعه، پیروزی ترانۀ نوین بود.
[دریا در من، گزینۀ ترانههای شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، صفحه ۵۶ و ۵۷]
♫ LP Cover ♫
* * *
از «جمعه» تا «جمعه» تاریخچهٔ ترانهٔ «جمعه»
* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»
* * *

قصهٔ دل با که گویم!؟ (شکوه دل)
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: اونیک
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: گناه زیبایی، محصول پاییز ۱۳۴۸
شِکوهی دل، قصهی دل با که بگویَم؟!
چارهی غم از که بجویَم؟!
دل، بهخدا مهر و وفا از کس ندیده
در غم او، دل چه کشیده!
دیده به رَه، منتظرم تا او بیاید
تا که مگر غم به سر آید!
قسمت من در این جهان، درد و بلا شد
کِی دلم از غصه رها شد؟!
دل چه کُند در غم او غیر صبوری؟
میکُشدم این دوری!
شِکوهی دل، قصهی دل با که بگویم؟
از که درمان بجویَم؟!
♫ LP Cover ♫
* * *

حکایت
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سورن
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸
در آن غروب جدایی، سرد و سنگین
رفتی که بر من بگریَد ابر غمگین
رفتی که حسرت شکوفد در نگاهم
رفتی که سوزد کاشانهی من از سوز آهم
رفتی و رفتی، ولی این قلب خسته
باور ندارد عهد من و تو دیگر شکسته!
شد از تو غمگین، چو پاییزی سرگذشتم
چشم ستاره بگریَد بر سرنوشتم
افسانهی دل خواندم برایت، باور نکردی!
از عشق پاکم گفتم حکایت، باور نکردی!
دیگر امیدی ندارم تا بیایی
باید بسازم دور از تو عمری با این جدایی!
اکنون اگرچه گریزی از نگاهم
ای بیمحبت، در خواب و رویا جز تو نخواهم!
* * *

یک روزی پیدات میکنم
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
پخش و انتشار صفحه: تابستان ۱۳۵۱
با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غمزده داشتی، رفتی!
میخواستی از تنهایی دورم کنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
پس اون همه وعده که دادی، چی شد؟!
رفتی و وعدهتو وفا نکردی!
گفتی: «خدا تو رو به من رسونده»
رفتی و شرمی از خدا نکردی!
برو، ولی هرجا باشی
هر جای این دنیا باشی
یه روزی پیدات میکنم
نگاه تو چشمات میکنم
راز تو رو پیش همه
میگم و رسوات میکنم!
با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غمزده داشتی، رفتی!
میخواستی از تنهایی دورم کُنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
برو، ولی یادت باشه که با من
از روز اول، تو وفا نداشتی!
گفتی: «خدا گواهه دوستت دارم»
تو گفتی، اما به خدا نداشتی!
اون روزا یادت نمیاد که گفتی:
«اگر بری، غم واسه من میمونه»
یادت میاد گفته بودی: «به جز تو
راز تو رو فقط خدا میدونه!»
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

قصهٔ بره و گرگ
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
بیا تا برات بگم آسمون سیا شده
دیگه هر پنجرهای به دیواری وا شده
بیا تابرات بگم گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا دستِ گرمی ندیده
بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویاها، قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم قصهٔ بره و گرگ
که چه جور آشنا شدن توی این دشتِ بزرگ
آخه شب بود میدونی، بره گرگو نمیدید
بره، از گرگ سیاه حرفهای خوبی شنید
برهٔ تنها رو گرگ به یه شهر تازه بُرد
بره تا رفت تو خیال، گرگ پرید و اونو خورد
بره، باور نمیکرد؛ گفت شاید خواب میبینه
ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی
♫ LP Cover ♫
* * *