
آتشنشانی
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ پوران
انتشار: ۱۳۴۰
ـ آتشنشانی؟
+ بله، بله، بله؟
ـ آتشنشانی!
+ بله، بله؟
ـ آتش گرفتم!
افتادم از پا با ناتوانی آتش گرفتم!
برقی زد و من زین برق آنی آتش گرفتم!
+ خونسردی خود را گر میتوانی
از کف نده! فوراََ بگو نشانی
نشانی خود را بگو که آید
ماشین و مامور آتشنشانی
(الو خانم، نشانیتون کجاست
الو، الو خانم نشانیتون رو بگید؟)
ـ از من مپرس ای بیخبر نام و نشانم
افتاده آتش از کجا بر دل، ندانم!
یکباره از این سوز نهانی آتش گرفتم!
ـ آتشنشانی!
+ بله، بله، بله؟
ـ آتشنشانی!
+ بله، بله؟
ـ آتش گرفتم!
+ عجب!
ـ افتادم از پا با ناتوانی آتش گرفتم!
برقی زد و من زین برق آنی آتش گرفتم!
+ این آتش عشق، این برق جانسوز
جان تو را گر سوزد شب و روز
در دل نَهان کن، با کس مگو راز
رو، سوز و ساز از پروانه آموز!
● از سری ترانههای دوصدایی ویگن و پوران که با سوژهی مشاغل، در قالب نمایشنامههای فکاهی اما با مضمونی عاشقانه در رادیو اجرا شد.
● متن ترانه و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

فال قهوه
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: اقتباسی
تنظیمکننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ الهه
انتشار: ۱۳۴۳
(ـ ببخشید خانم! میخواستم فال قهوه بگیرم.
• خانم فعلا سرشون شلوغه، بفرمایید بشینین تا نوبتتون بشه.
– متشکرم.
• الان یه فنجون قهوه هم براتون میارم.
ـ خواهش میکنم.
• بفرمایید، این هم قهوه!
ـ باز هم متشکرم.
• بفرمایید آقا، نوبت شماست.
+ بله، بفرمایید. خواهش میکنم!
ـ سلام خانم.
+ سلام آقا، لطفا فنجون قهوهتون رو بدید ببینم؟)
ویگن:
ای غافل از حال من
برگشته اقبال من
بازآ ببین فال من، دستم به دامان تو!
الهه:
بنشین، بنشین، دَم مزن!
بشنو سخنها ز من!
بشنو که گویم سخن از نقش فنجان تو!
ویگن:
با من بگو مو به مو
از عشق و از آرزو
با پاکی دل بگو هرچه دانی از سرنوشتم!
الهه:
زین نقش پُر پیچ و خم
هرچه دانم، بیش و کم
گویَم به مویَت قسم
چارهجویی باشد سرشتم!
+ یک کاغذ . . .
ـ لابد قبض اجاره خونهست!
+ یک خبر . . .
ـ اونم قهر نامزد عزیزمه!
+ یک سفر...
ـ اوه، سفر به کره مریخ نباشه!
+ نه، نه، نه، ببین چی میبینم!
ـ چی؟!
+ تصویر عروس و داماد!
– ای داد بیداد! این تصویر اگر از من باشد
+ حسرت بر حال تو خوردم!
ـ نگو که مُردم!
+ آیندهی تو روشن باشد
کاش این سعادت از من باشد!
الهه:
بشنو ز من این خبر
تا یک، دو روز دگر
تو را عشق تازهتر
به شوق و شور آورَد
ویگن:
بگو با من از کجا
این شعله خیزد به پا
تا سوزد جان مرا
تاب از دل من بَرَد
+ درست این فنجان قهوه رو نگاه کُن.
ـ آها!
+ نقشی به فنجان بُوَد
چون ماه تابان بُوَد
خوشحال و خندان بُوَد
دست خود را آرَد به سویَت
ویگن:
یکبار دیگر بگو، ای دلبر فتنهجو
زنگ غم از دل بشو، وَه چه شادم از گفتگویَت!
موی او؟
+ بُوَد طلایی
ـ عجب بلایی!
+ اندام او چون سَرو شیراز
ـ چشمانش؟
+ به رنگ آبی!
ـ این شد حسابی!
+ از نگاه او خوانی صد راز!
ـ صبر کن، صبر کن! اینایی که میگی همش نشانهی خود توست!
این شد حسابی! از نگاه تو جویَم این راز
آمدم اگر گیری فالم
تو بودی نشان اقبالم!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

سرگشته
کلام: کریم فکور / خوانندگان: عارف و الهه
بر آهنگ: Sara Qedimova – Girdim yarin bağçasina
الهه:
من رهرو سرگشتهی دشت جنونم
زین عالمم اما از این عالم بُرونم
گشتم اسیر پنجهی ظلم طبیعت
جادوگر پیر زمان کرده فُسونم
من در دشت زندگی از پی سرابم
در تشنگی میسوزم و کامی نیابم
عارف:
گیردیم یارین باغچاسینا
چیچکلر آچمیش
او یار منیم اورهییمه
یارالار ساچمیش
گَل! گَل! گَل منیم یاروم، سئویرم سنی
اگر قیسمتیم اولارسا، آلارام سنی
الهه:
قسم به آن پیمان که با پیمانه دارم
من سینهای از قهر و کین، بیگانه دارم
تنها دل شاد تو در بند جنون نیست
ای خستهدل، من هم دلی دیوانه دارم
کو آن چشمهای که در جستجوی آنم؟
این سرگذشت آخر کجا رسد، ندانم!
عارف:
سنسیز گدیم دریالارا گمیم اولمادی
گنج یاشیمدا بیر قیز سئودیم، منیم اولمادی
گَل! گَل! گَل منیم یاروم سئویرم سنی
اگر قیسمتیم اولارسا آلارام سنی
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

سری بالا کن
شعر: کریم فکور
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: الهه

در اوج آسمان (یارم کجا و من کجا)
آهنگساز: حسین صمدی
ترانهسرا: کریم فکور
خوانندگان: ویگن و رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵
رامش:
باد خزان تا شد وزان
شد گُلشن عشقم خزان
دل بیگُنه، من بینوا
گشتم چو نای بینوا
یارم کجا و من کجا!
ویگن:
من خسته از جور زمان
یارم در آنسوی جهان
باشد چو بخت از من جدا
افتادم از پا ای خدا
یارم کجا و من کجا!
رامش: من ماندهام در این خزان
بیهمدم و بیهمزبان
ویگن: آخِر چرا بیبهرهام از مهر تو ای آسمان؟
رامش:
خواهم به اوج آسمان پَر گیرم
تا دل ز غوغای زمین برگیرم
ویگن:
در آسمان جویم نشان از یارم
دوران شوق و شادی از سَر گیرم
رامش: من ماندهام در این خزان
بیهمدم و بیهمزبان
ویگن: آخِر چرا بیبهرهام از مهر تو ای آسمان؟
همخوان:
یارم کجا و من کجا؟
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● بر روی این آهنگ ابتدا ترانهای دیگر با صدای شهیندخت شُبیری و در فیلم «اعتراف» (اکران تابستان سال ۱۳۴۵) اجرا شده است.
* * *

دستت را در دست من ده
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان به ترتیب: پوران، عارف، بهشته، ویگن
ترانه فیلم: دنیای پول (۱۳۴۴)
پوران:
از من بگذر، مرا رها کُن
یک دم شرم از گذشتهها کُن
قدر عشق مرا چه دانی
راه خود را ز من جدا کُن
عارف:
جانم رها کُن از رنج و بلا، مرو خدا را
افکن به زیر پا خاطرهی گذشتهها را
از کار خود پشیمان شدهام منِ پریشان
دیگر نمیروم راه خطا، مرا مرنجان!
بهشته:
تو را خدا مکُن خطا
حذر کُن ای مَه من ز هر گناهی
نمیکُنی توبه چرا، دل پریشان مرا
کُنی از این فتنه رها اگر بخواهی!
ویگن:
فریاد از کار جهان،
گردد هدر عمر گران
چو نی شکسته شد دل بینوای من
دل مبتلای من چه کند خدای من
همخوان:
من بیتو سیرم ز دنیا
رویت را بینم به رویا
دستت را بر دست من نِه
مستم کن، مستم سراپا
♫ LP Cover ♫
* * *

دل غافل
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: پوران، عارف، بهشته، ویگن
ترانه فیلم: دنیای پول (۱۳۴۴)
عارف:
خو گرفته جان ما با محبت و وفا
رنج عشق و عاشقی میدهد به دل، صفا
دل، غافل
من، بیدل!
پوران:
من در نگاه گرم تو بینم موجی ز بیگناهی
راز دلم بخوان از نگاهم شاید دهد گواهی
رحمی که عاشقم، بی پناهم دردا ز بی پناهی!
دل در هوای آن روی زیبا من بر سر دوراهی!
دل، غافل!
من، بی دل!
ویگن:
من گنج صفا و عشق و محبت پنهان به سینه دارم
پویم ره وفا را که قلبی خالی ز کینه دارم
ای دل به راه یاری، ز عشق یاران باید شوی فداکار
ای دل به راه یاری، ز عشق یاران باید شوی فداکار
دل، غافل
من، بیدل!
بهشته:
عاشقم بر آن که قلب پاکی آورد سویم
من صفا خواهم، نه زیب و زیور، سادگی جویم
راز من بشنو، چرا که از دل این سخن گویم
دل، غافل
من، بیدل!
● بر روی این ملودی، ترانه دیگری بنام «نگاه آشنا» با صدای عارف و پوران اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

قسمت
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: ایرج و عهدیه
ترانه فیلم: قسمت
♫ LP Cover ♫
* * *

هر چه پیش آید خوش آید
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: دنیای پول | ۱۳۴۴
هرچه پیش آید خوش آید
رنج من عمری نپاید
ای خدا من بیگناهم، بینصیبم، بیپناهم
از برای لقمهای نون میدود هر سو نگاهم
هرچه پیش آید خوش آید
رنج من عمری نپاید
پَر زد از جیب، اسکناسم
لات و لوت و آس و پاسم
میزنم هر در که شاید
عقدهی بختم گشاید
هرچه پیش آید خوش آید
رنج من عمری نپاید
ای خدا من بیگناهم، بینصیبم، بیپناهم
گشتهام ویلون و سیلون از برای لقمهای نون
گشنگی آمد سراغم با دوصد درد بیدرمون
از چه دوره دنیا میکند ستمها
حوصلهام سر اومد خدا جونم
دادم در اومد خدا جونم
از دست ایام
کار من همینه خدا جونم
میرم پی کار خدا جونم
اسیر غمهام
هرچه پیش آید، خوش آید
♫ LP Cover ♫
* * *

چرخ عشق
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: ایرج
ترانه فیلم: دنیای پول
♫ LP Cover ♫
* * *