عارف: نمیری ای دل

عارف نمیری ای دل

نمیری ای دل
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده:‌ عارف
انتشار: ۱۳۴۳

نمیری ای دل! تو مرا مجنون کردی
کاخ رویای پُر شکوهم را سرنگون کردی
من در این دشت جنون همسفر خواهم
عشق سوزنده‌تر و تازه‌تر خواهم
قید هستی زده‌ام ای خدا زین پس!
سینه از آتش دل شعله‌ور خواهم

سر به صحرا زده‌ام؛ دل به دریا زده‌ام
پناه آرم ز دست غم به دامن خاطره‌ها
می‌ترسم آه کسی گیرد دامان مرا
ندارم من دگر رهِ رهایی از دام بلا

* * *

عارف: گلوبند فیروزه

عارف گلوبند فیروزه

گلوبند فیرزوه
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴

گلوبند فیروزه، نگین الماس
به تو زیبد چون داری بدنی از یاس
آمدم با این هدیه، سوی تو ای یار
تا نصیب من گردد آخرین دیدار

به سر چشمه نشستم به رهَت نگران
طوق فیروزه به دستم خجل از دگران
دل من خون شد ز حسرت چو عیان نشدی
تو ز حال خسته‌ی من نگران نشدی

تو که رفتی سوی حجله فارغ از غم‌ها
من نهادم سر به صحرا خسته و تنها
نرود روی تو دمی از نظرم
چه کنم، چه کنم ز تو بی‌خبرم

* * *

ایرج: افسون‌ ساز

ایرج افسون ساز

افسون‌ ساز
شعر: کریم فکور
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: ایرج

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

عارف: بازی سرنوشت

عارف بازی سرنوشت

بازی سرنوشت
ترانه‌سرا: کریم فکور
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

شبهای سرد زمستان
افسرده از برف و باران
من با این حال پریشان
بودم دور از جمع یاران

می‌دیدم هر شب به رویا
تصویری از آرزوها

یار من غم‌های من بود
بی‌حاصل، دنیای من بود

ناگه با لطف خداوند جانم شد آسوده از بند
آمد به پایان، شب‌های هجران!

می‌لرزد در سینه‌ی من
این قلب بی‌کینه‌ی من
می‌یابد رنگ حقیقت
رویای دیرینه‌ی من

رنگ غم رفت از نگاهم
شد روشن روز سیاهم
من امشب بی‌باده، مستم
دست او باشد به دستم

گشتم دور از آن‌چه بودم
خرسندم از آن‌چه هستم
شبهای هجران آمد به پایان

♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی: دامن صحرا

 

امیر رسایی دامن صحرا

دامن صحرا
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۶

چشم و دل گلشن، از گل شده روشن
پرورده بهاران گل در دامن
گلبن شده گویا چون چنگ نکیسا
گردیده چراغان دشت و صحرا
آن ابر گوهرزا، افشانده به هر جا
الماس درخشان، دامن دامن
در هر گذر و کو، هر برزن و هر سو
افشانده صبا گل خرمن خرمن

شد دامن صحرا از لاله و گلها همچون مینو
دنیا شده خندان در بزم بهاران
سیل گل و ریحان بینی هر سو
ای مایه هستی، شد موسم مستی
هنگام گل آمد، بازآ! بازآ!
ای روی تو گلشن اندر نظر من
ای جلوه‌نمایم، بازآ! بازآ!
. . .
. . .

* * *

امیر رسایی: حلقه‌ طلا (نیامدی)

امیر رسایی حلقه طلا

حلقه طلا (نیامدی)
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۴

ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری

ای امید من خطا مکُن
مرا چنین رها مکُن
ندانی چه کشیدم
چو آن حلقه‌ی زرین در انگشت تو دیدم

آه. . . تویی امید جان ما
رها نمی‌کُنم تو را
ندانم به کجایی
به من از چه جدایی
تو رفتی که بیایی

چه شد که حلقه‌ی امید ما چنین گًسستی
به حلقه‌ای طلا دل مرا چرا شکستی
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی امیر رسایی»

* * *

ویگن ـ پوران: پستچی (نامه‌رسان)

ویگن پوران پستچی نامه رسان

پستچی (نامه‌رسان)
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ پوران
انتشار: ۱۳۴۰

ـ ببخشین! منزل خانم نسترن اینجاست؟
+ بفرمایین، چی‌کار داشتین؟!
ـ پُسته!
+ آهان، درسته!

ـ من پیکم، پیک امید و آرزویَم
روز و شب چشم کسان باشد به سویم
ای گل زیبا ز آن سوی دنیا
این نامه از بهتر تو آرَم!
مانده پریشان در غم هجران
من هم دلی دیوانه دارم!

+ ای نامه‌رسان، ای نامه‌رسان
ای قاصد دیرینه‌ی من!
از عشق مَهی گویی که بُوَد
دل شعله‌ور در سینه‌ی من!
گر این نامه از او باشد
بانگ نشاط از دل برآرَم
صدها بوسه از آن گیرم
آن را به چشم خود گذارم

+ اون کاغذ که مال من نیست!
ـ ولی به اسم شما نوشته شده.
+ بله، اما تو این خونه دونفر به این اسم هستن.
ـ خیلی عجیبه!

+ ای پیک شوق و شادی، چشم انتظارم
من چرا یک نامه از یارم ندارم؟!
هفته‌ها طی شد؛
اما نیامد نامه‌ای از سوی یارم!
بُرده از یادم؛
بی‌خبر از او، ناامید و بی‌قرارم!

ـ شاید روزی بر تو در دولت گشاید
+ شاید بر من بخت رَمیده رو نماید

ـ هفته‌ی دیگر، نامه‌ای از او
شاید، شاید، شاید بیاید!
+ خود به بَرِ من، آن مَه دلجو
شاید، شاید، شاید بیاید!

● از سری ترانه‌های دوصدایی ویگن و پوران که با سوژه‌ی مشاغل، در قالب نمایشنامه‌های فکاهی اما با مضمونی عاشقانه در رادیو اجرا شد.
● متن ترانه و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

عارف ـ پوران: پیک‌نیک (ترانه فیلم)

عارف پوران پیک نیک

پیک نیک
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خوانندگان: عارف ـ پوران
ترانه فیلم: دنیای پول | ۱۳۴۴

عارف:
یا رب به بَرم فتنه‌گرم چرا نیامد
یاری که از او بی‌خبرم چرا نیامد
آمدی و رفت از دل من غبار غم‌ها
عاشقم، ندارم گله‌ای از این ستم‌ها

پوران:
جلوه‌ی طبیعت بُرده عقل و هوشم
هر زمان چو موج گران به شوق دل، خروشم
جز لب فسونگر تو نمی‌کُند خموشم
قصه‌ی دلم را به‌خدا کسی نداند
ترسم آن که راز دل من به پرده مانَد

عارف: بی تو سیرم ز دنیا
پوران: با تو شادم به رویا
عارف: جز وصال تو دل من، آرزو ندارد
پوران: من اسیر عشق توام، گفتگو ندارد
من از جان به تو پیوستم
شادم کن، مَبر از دستم
عارف: کِی خواهم مِی و مینا را
تا من از نگهت مستم

همخوان:
آمدی و رفت از دل من غبار غم‌ها
عاشقم، ندارم گله‌ای از این ستم‌ها

♫  LP Cover  ♫

* * *