فریدون فرخزاد: عشق من برگرد

فریدون فرخزاد عشق من برگرد

عشق من برگرد
شعر: کریم فکور
آهنگ: کریم فکور
خواننده: فریدون فرخزاد

♫  LP Cover  ♫

* * *

عباس مهرپویا: آهنگ صحرا

عباس مهرپویا آهنگ صحرا

آهنگ صحرا
شعر: کریم فکور
آهنگ: فانی
ارکستر: اروین موره (Erwin Muret)
خواننده: عباس مهرپویا

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

منوچهر سخایی: افسانه شب

منوچهر سخایی افسانه شب

افسانه شب
شعر: کریم فکور
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی

شد زمانه مست از ساغر شب فکنده نوری دختر شب
به خلوت تنهایی من
چرا نمی‌آیی به بَرم، ز موی تو آشفته‌ترم
فرشته‌ی رویایی من
من تنها، دل تنها، سرگرم رویاها
دورم از بزم طرب
در خلوت بنشینم، تا شمع بالینم
گوید افسانه‌ی شب

تا نوازی امشب قلبِ حزین
بیا و بر چشمم بنشین
بیا فدات جان و تنم
من اسیر مهر روی توام
شکسته‌ام، چون موی توام
ز دست تنهایی چکنم؟
باز امشب بیدارم تا یارم، تا یارم
باز آید خنده به لب
چون ساز افسونگر، با صوت جانپرور
خواند افسانه‌ی شب

* * *

عارف: ساحل انتظار

عارف: ساحل انتظار

ساحل انتظار
شعر: کریم فکور
تنظیم آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵

من در ساحل، او در دریا
در بحر غم ماندم تنها
از خود پرسم آیا او را
در این ساحل بینم فردا

جان بر کف، چون موج خشم‌آلودم
بسوزد از عشق او سراسر وجودم

روز هجران من می‌گریَم چون ابر نوبهاران
گویی نالد چون من، ابر از سوز فراق یاران

بی‌یارم چون مرغ طوفان
نالان و سرگردانم
یا رب آن مَه سوی ساحل
کِی می آید، ندانم!

* * *

پروین:‌ غوغای ستارگان (امشب در سر شوری دارم)

پروین غوغای ستارگان

غوغای ستارگان
(امشب در سر شوری دارم)
شعر: کریم فکور
آّهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

از شادی پَر گیرم که رِسَم به فَلک
سرودِ هستی خوانم در برِ حور و مَلّک
در آسمانها غوغا فکنم
سبو بریزم، ساغر شکنم

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم

با ماه و پروین سخنی گویم
وز رویِ مَه خود اثری جویم
جان یابم زین شبها

ماه و زُهره را به طرب آرم
از خود بی‌خبرم، ز شَعَف دارم
نغمه‌‌ای بر لبها

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «غوغای ستارگان» در این سایت

* * *

داریوش رفیعی: کاروان عمر

داریوش رفیعی کاروان عمر

کاروان عمر
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

کاروان باز آید در دل شب تار
ساربان ره پوید خوشدل و سبکبار
ز غم عالم نرهم یکدم، نشوم کامران
که چنان عمرم گذرد، کاروان

هر دم زیر ابر سیاه
پنهان گردد چهره‌ی ماه
که ماه من شود نمایان
به یک نگه طلب کُند جان

دلم خرم از نوای نی، در سرم خیال وی
وه که ساغری ز می دارم بر لب
دریغا که می‌شود روان از قفای کاروان
عشق من در این دل شب

گل من! بهار عمر من! آتشم به جان مزن!
تاج غم سرم فکن، تا کی هجران؟
به دیدار من دمی بیا زان که می‌رسد بُتا
بی‌لب تو بر لبم جان

* * *

منوچهر،‌ الهه: شب بخیر (دو صدایی)

منوچهر الهه ماه من شب بخیر

شب بخیر
شعر و آهنگ: کریم فکور
خواننده: منوچهر و الهه

الهه:
وقتی جدایی آمد شب از نیمه گذشت
آه از این گردش شب و روز

منوچهر:
گرچه ز پا افتادم من همیشه مست
مستم از نگه تو هنوز
نیمه‌شب چو رسید می‌روم ناامید
کو مجال سخن، ماه من شب‌بخیر

الهه:
از این عشق کهن یک امشب دل بکن
بیش از این دم مزن، ماه من شب‌بخیر

* * *

شمس: اشتیاق

شمس اشتیاق

اشتیاق
شعر: کریم فکور
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده:‌ شمس

من مست و سراپا شوق و تمنا
باشد امشب دستِ تو در دستم، با تو پیمان بستم
با مهر تو شادم، رفته ز یادم رنج این عالم
وز نگهت مستم، مست از چشمت هستم
ای سر زلفت دام بلا گر چه شکستی قلب مرا
اما هرگز عهد تو نشکستم
کُشته‌ی نگهت مستم امشب
بوسه‌ی تو زده مُهرم بر لب
دیده و دل را بُوَد نصیب اشک و آهی
وه که از این عالم همه آن خواهم که تو می‌خواهی
می به لب آمد، شوق تو هم زد شعله به جان امشب
بر منِ غمزده سایه فکن شد بختِ جوان امشب
ای گل! چه بخواهم چه نخواهم
نگریزد از دل مهری که نشسته به دلم

* * *

پوران: نغمه صلح

پوران نغمه صلح

نغمه صلح (در آرزوی صلح)
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران

خدایا! خدایا! بیفکن نوری به دلها
خدایا جهان را رها کُن از جنگ و غوغا
چه می‌شد اگر در نهاد بشر
نبود اثر از خشم و کینه و شر
چه می‌شد اگر در زمانه نبود
نشانی از بدسرشت و حسود
چه می‌شد این دنیا اگر بر کام ما بود
به جای این جنگ و جدل صلح و صفا بود
بُوّد همه‌جا دود و آتش و خون
فتاده جهان در طریق جنون
ز سوز دلم نامه سوزد اگر
کُنم گله‌ها از فریب و فسون
چه خوش‌ بُوَد آندم که خلق جهان
رها شود از جنگ و محنتِ آن
به شیوه‌ی این سرزمین کُهن
بُوَد همه‌جا صلح و امن و امان

* * *

پروین: باور ندارم

پروین باور ندارم

باور ندارم
شعر:‌ کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: پروین

ای آشنا بیگانه‌ات می‌ببینم و باور ندارم
دردی‌کش میخانه‌ات می‌بینم و باور ندارم
اشک مرا می‌بینی و عشق مرا باور نداری
غافل از افسانه‌ات باور ندارم
روز و شب در سوز و گذارم
ای گل نازم بی‌تو چه سازم
گریزم از عالم و آدم
یا بکُش از غم یا بنوازم
سوی تو باشد دستِ‌ نیازم
دستِ من و دامانِ‌ تو
آخر چه شد پیمانِ تو

* * *