
چی میشه (چی میشد)
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: شیر تو شیر
خسته و دربدر شهر غمم
شبم از هر چی شبه سیاهتره
زندگی زندونِ تلخ کینههاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره
چی میشد اون دستای کوچیک و گرم
رو سرم دستِ نوازش میکشید
بسترِ تنهایی و سردِ منو
بوسهی گرمی به آتش میکشید
چی میشد تو خونهی کوچیک من
غنچههای گل غم باز نمیشد
چی میشد هیچکسی تنهام نمیذاشت
جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد
من هنوز دربدر شهر غمم
شبم از هر چی شبه سیاهتره
زندگی زندونِ تلخ کینههاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره
♫ LP Cover ♫
* * *

همخونه
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز اتابکی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
همخونهی من، ای خدا
از من دیگه خسته شده
کتابِ عشقِ ما دیگه
خونده شده، بسته شده
خونه دیگه جای غمه
اون داره از من دور میشه
این خونهی قشنگ ما
داره برامون گور میشه
ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه
اون دستِ گرم و مهربون
با دستِ من قهره دیگه
چشمای غمگینش با من
قصهی شادی نمیگه
همخونهی من با دلم
خیال سازش نداره
دستای مردونهش دیگه
میلِ نوازش نداره
ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه
وقتی به یادِ اون روزا
بوسه به موهاش میزنم
سرش به کارِ خودشه
انگار نه انگار که منم
شب تا میخوام حرف بزنم
اون خودشو به خواب زده
اون مثل روزگار شده
یه روز خوبه، یه روز بده
ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه
♫ LP Cover ♫
* * *

قلب من گریه کن
شعر: پوری بنایی [ایرج جنتیعطایی]
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۹
گریه کن ای قلب من، دیوانه شو او میرود
بعد از این با هر کسی بیگانه شو، او میرود
گریه کُن این گریهها پایان ندارد
جز تو کس در ماتمم اشکی نبارد
خاطر آور قصهی ما قصهی عشق و وفا بود
روزگاری هر کسی با قصهی ما آشنا بود
این زمانه قلب من با داغ غمها مانده است
چون درخت تیرهبخت تنهای تنها مانده است
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «شکوه« سروده رضا شمسا با صدای امیر رسایی (۱۳۴۸) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت ترانه «قلب من گریه کن» (پوری بنایی ـ گوگوش)
* * *

خستهام، خسته
شعر: ایرج جنتیعطایی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: شب یلدا
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

نغمه شادی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: واروزان
ساکسیفون: حسن شماعیزاده
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: شب یلدا
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

بنبست
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
میونِ اینهمه کوچه که بههم پیوسته
کوچهی قدیمی ما، کوچهی بُنبسته
دیوار کاهگلی یه باغِ خشک
که پُر از شعرایِ یادگاریه
بین ما مونده و اون رودِ بزرگ
که همیشه مثلِ بودن جاریه
صدای رودِ بزرگ، همیشه تو گوشِ ماس
این صدا لالایی خوابِ خوبِ بچههاس
کوچه اما هر چی هست، کوچهی خاطرههاس
اگه تشنهاس، اگه خشک، مالِ ماس، کوچهی ماس
توی این کوچه بهدنیا اومدیم
توی این کوچه داریم پا میگیریم
یه روزم مثلِ پدربزرگ باید
تو همین کوچهی بُنبست بمیریم
اما ما عشق رودیم، مگه نه؟
نمیتونیم پشتِ دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟
نباید آیهی حسرت بخونیم
دستِ خستهمو بگیر
تا دیوارِ گِلی رو خراب کنیم
یه روزی، ـ هر روزی باشه ـ دیر و زود
میرسیم با هم به اون رودِ بزرگ
تنای تشنهمونو
میزنیم به پاکیِ زلالِ رود.
[از کتاب: زمزمههای یک شب سی ساله، گزیدۀ اشعار، نشر نکیسا ـ آمریکا، ص ۳۸ و ۳۹]
♫ LP Cover ♫
* * *

خورشید من
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
در چشم تو دیدم خورشیدم را
مَرو، از من مَگیر امیدم را!
از تنهایی سیرم، با من بمان!
بنشین با من، شعر یاری بخوان!
چو قمری آرام، رفتار تو
سرود زیبایی، گفتار تو
ای روشن از تو تاریکیها
از خود مَران این تنها را
با تو مرغی ترانهسازم
بیتو همه نیازم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

حکایت
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سورن
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸
در آن غروب جدایی، سرد و سنگین
رفتی که بر من بگریَد ابر غمگین
رفتی که حسرت شکوفد در نگاهم
رفتی که سوزد کاشانهی من از سوز آهم
رفتی و رفتی، ولی این قلب خسته
باور ندارد عهد من و تو دیگر شکسته!
شد از تو غمگین، چو پاییزی سرگذشتم
چشم ستاره بگریَد بر سرنوشتم
افسانهی دل خواندم برایت، باور نکردی!
از عشق پاکم گفتم حکایت، باور نکردی!
دیگر امیدی ندارم تا بیایی
باید بسازم دور از تو عمری با این جدایی!
اکنون اگرچه گریزی از نگاهم
ای بیمحبت، در خواب و رویا جز تو نخواهم!
* * *

یک روزی پیدات میکنم
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
پخش و انتشار صفحه: تابستان ۱۳۵۱
با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غمزده داشتی، رفتی!
میخواستی از تنهایی دورم کنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
پس اون همه وعده که دادی، چی شد؟!
رفتی و وعدهتو وفا نکردی!
گفتی: «خدا تو رو به من رسونده»
رفتی و شرمی از خدا نکردی!
برو، ولی هرجا باشی
هر جای این دنیا باشی
یه روزی پیدات میکنم
نگاه تو چشمات میکنم
راز تو رو پیش همه
میگم و رسوات میکنم!
با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غمزده داشتی، رفتی!
میخواستی از تنهایی دورم کُنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
برو، ولی یادت باشه که با من
از روز اول، تو وفا نداشتی!
گفتی: «خدا گواهه دوستت دارم»
تو گفتی، اما به خدا نداشتی!
اون روزا یادت نمیاد که گفتی:
«اگر بری، غم واسه من میمونه»
یادت میاد گفته بودی: «به جز تو
راز تو رو فقط خدا میدونه!»
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

لالایی [+]
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی
♫ LP Cover ♫
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *