
یاس پرپر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
ما به نیمهره سرنوشت روزی آخر به هم رسیدیم
لحظههای خوشی بود و ما قصهٔ عشق هم شنیدیم
گر آن روز صبح امید و آشناییها بود
روز دگر شام تاریک جداییها بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت
درآن روز پُر از نسترن، همه بستان بود
میدیدم گل صحراها همه خندان بود
دستِ باد سر راه ما گوهر افشان بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت
آه چه شد آخر که از هم جدا گشتیم
با غم دوری آشنا گشتیم
در دستم گل یاس پَرپَر شد، چرا پرپر شد
چرا آن آتش خاکستر شد، چرا خاکستر شد
* * *

هدیهی نوروزی (تبریک شرکت فیلپس)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: نوروز ۱۳۴۰
با شکفتن گُلها، با رسیدن نوروز
با دَمیدن سبزه، با مَقدم حاج فیروز
عیدتون مبارک باد!
سال و روزتون خوش باد!
بر چهرهی هر شاخه صد شکوفه میخنده
گِرد خرمن گُلها، سبزه حلقه میبنده
با شکفتن گُلها، با رسیدن نوروز
با دَمیدن سبزه، با مَقدم حاج فیروز
عیدتون مبارک باد!
سال و روزتون خوش باد!
از بهار و زیبایی شد جهان، تماشایی
میرسد به گوش جان نغمهها چون لالایی
عیدتون مبارک باد!
سال و روزتون خوش باد!
غنچه شده از هم باز
ریزد ز رُخ گُل، ناز
مرغان چمن گشته
با فیلیپس، همآواز
. . .
ترانهای نوروزی و با جنبهی تبلیغاتی از سوی کمپانی کالای فیلیپس به مناسبت سیاُمین سال نمایندگی این شرکت در ایران.
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

چاچاچا (فیلیپس)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: نوروز ۱۳۴۰
فیلیپس، یک نام آشنا
فیلیپس، جام جهاننما
با رنگهای زیبا
با نقش چون گُلها
فیلیپس، نام آشنا
فیلیپس، جام جهاننما
آوای او بُوَد شیرین
صاف و قشنگ و دلنشین
هر کسی با فیلیپس بُوَد
هرگز نمیگردد غمین!
از رادیو فیلیپسم هر نغمهی زیبایی
چون قصه مینشیند بر دل به آشنایی
فیلیپس، یک نام آشنا
فیلیپس، جام جهاننما
فیلیپس میآید خانهی شما
ترانهای نوروزی و با جنبهی تبلیغاتی از سوی کمپانی کالای فیلیپس به مناسبت سیاُمین سال نمایندگی این شرکت در ایران.
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

آلپاین بنوش (۲)
شعر و آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
جلوهی بهارم، آلپاین!
من در انتظارم، آلپاین!
یار دلآزار منی
خستهام ز جستجویَت
همچو گُلی پَر شدهام
در بهار آرزویَت
نام تو خوشتر بُوَد از
خندههای گلها، آلپاین!
هرچه بُوَد، در تو بُوَد
جلوههای رویا!
غنچهی سبز بهارهی من
چشم سیاهت، ستارهی من
قصهی درد هزارهی من
خسته مشو از نظارهی من
بنفشهی سایهبونم
خندهی روی لبونم
مرغ آشیونم!
ستارهی آسمونم
مروارید کهکشونم
درد تو به جونم!
جلوهی بهارم، آلپاین!
من در انتظارم، آلپاین!
● ترانهای با جنبهی تبلیغاتی و صفحهای مخصوص آگهیهای تلویزیونی از سوی شرکت نوشابهی آلپاین.
● ترانه، متن و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

آلپاین بنوش (۱)
شعر و آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
من که چشمهی نوشَم
پرتقالیام، آلپاین!
من که چون شکَر جوشَم
پاینآپلم، آلپاین!
خوشگوارا و خوشطعم
آب زندگی، آلپاین!
ده نوع رنگارنگ
پرتقالی و شامپاین
توی سفرهی یاران
جای تو خالی، آلپاین!
نوشین و گوارایی
محبوب همه، آلپاین!
● ترانهای با جنبهی تبلیغاتی و صفحهای مخصوص آگهیهای تلویزیونی از سوی شرکت نوشابهی آلپاین.
● ترانه، متن و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

قاصد عشق
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
در سکوتی ماتمافزا
من کناری و مرغ شیدا
با من دلخسته گوید:
«از چه بنشستهای تو تنها!؟»
عشق یاری در دل دارم
میدهد هر دم آزارم
فتنهها دارد در کارم
با خیالش در تنهایی
میگریزم از رسوایی
جام نوشین، در کف دارم
مرغ شیدا بیا، بیا، شاهد نالهی حزینم شو
با نوایی تو همصدا با نوای دل غمینم شو
ای صبا گر شنیدهای راز قلبِ شکستهام امشب
رو پیامم به او رسان، قاصد عشق آتشینم شو
لحظهای آسمان تو بنگر، جامهی ارغوانیام
در غم عشق او خزان شد نوبهار جوانیام
عطر گیسوی دلفریبش، رشک گلهای یاسمن
سایهی مهر او چراغِ روشن زندگانیام
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

فریده
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
ببین چگونه ریزد اشکِ ز من ز دیده
نگار نازنین لالهرو فریده
از آن زمان که در خیال من دویدی
دلم گرفته رنگ آرزو فریده
چرا که من بهانهی تو را نگیرم
که در کمند تار موی تو اسیرم
برای دیدن تو لالهروی زیبا
همیشه راه خانهی تو را بگیرم
شبی که در سرای من نمانده رفتی
بهانه کردی و دل مرا شکستی
مگر چه دیدی ای فروغ دیدهی من
که قید و بند مهرم از دلت گُسستی
شبم دراز و دیدهام نیارمیده
بگو چه شد چرا نیامدی فریده
خدا گواهه این دل شکسته ی من
که جز مصیبت وبلا به خود ندیده
بیا مکن دگر به من جفا فریده
بگو گناه من چه بوده نور دیده
[ای که دل بُردهای از من به شیرینسخنی
دلِ من از سخن تلخ چرا میشکنی؟]
* * *
مجموعهای از نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *
ترانهشناسی «داود مقامی» در این سایت
* * *

قصه دلها (بی تو هرگز) [+]
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: روسپی [+]
هرگز، هرگز، هرگز بیتو نمیخندم
بیتو بر دل عشقی هرگز نمیبندم
خدا، خدا، خدایا
اگر به کام من جهان نگردانی، جهان بسوزانم
اگر خدا، خدایا مرا بگریانی، من آسمانت را به غم بگریانم
منم که در دل ز نامرادی فسانهها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانهها دارم
هرگز، هرگز، هرگز بیتو نمیخندم
بیتو بر دل عشقی هرگز نمیبندم
تو بیا فروغ آرزوها، که رنج جستجو را پایان تویی
تو بیا که بیتو آه سردم، که بیتو موج دردم، درمان تویی
منم که در دل ز نامرادی فسانهها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانهها دارم
هرگز، هرگز، هرگز بیتو نمیخندم
بیتو بر دل عشقی هرگز نمیبندم
♫ LP Cover ♫
* * *

دوستت دارم مادر
هدیه «بنگاه اعانه ملی» به مناسبت روز مادر
شعر و آهنگ: هوشنگ شهابی
خوانندگان: ناصر صبوری ـ گیتی پاشایی
در آن سالها که ۲۵ آذر ماه هر سال «روز مادر» بود، فروشگاه و موسساتی بودند که در مناسبتهای مختلف برای تبلیغ و شناساندن بیشتر خود به مشتریان صفحهٔ گرام هدیه میدادند. از آن جمله «بنگاه اعانه ملی» که بلیطهای بختآزمایی میفروخت؛ و این صفحه گرامافون. ترانهای با همخوانی «ناصر صبوری» و «گیتی پاشایی» به مناسبت «روز مادر» در ایران.
* * *
دوستت دارم مادر
هدیه «بنگاه اعانه ملی» به مناسبت روز مادر
شعر و آهنگ: هوشنگ شهابی
خوانندگان: گیتی پاشایی، ناصر صبوری
اجرا: ۱۳۵۱
ای که کلید بهشت بُوَد به زیر پایت
ای هستیآفرینم شوم فدایت
دوستت دارم ای مادر تا بی نهایت!
روزت مبارک، مبارک مادر!
روزت مبارک ، مبارک مادر!
دوستت دارم ای مادر
دوستت دارم ای مادر
ای تا سحر نخفته شبها تو بر سر من
چشمم بُوَد ز رویت همیشه روشن
دوستت دارم ای مادر تا بی نهایت!
روزت مبارک ، مبارک مادر
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *

زمانی هم بود که صاحبان صنایع، بانکها و فروشگاههای بزرگ در ایران در سپاسمندیشان به مشتریان خود صفحهٔ گرامافون هدیه میدادند. «افسانه قو» با صدای «آرتوش» سفارش کارخانه «روغن نباتی قو» بود که به خریداران هدیه میشد. شعر ترانه از «پرویز وکیلی« و آهگنش از ساختههای «پرویز مقصدی» بود.
افسانه قو
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ« پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
یکی قو آمد از آغوشِ دریا
به سوی ساحلی سرسبز و زیبا
نشست و ناله کرد غمگین و خسته
با اشکِ چشمها شُست آبِ دریا
نوایش، نوایی غمافزا
اسیر هیاهوی دریا
من آن قوی گمکرده جُفتم
شنیدی تو دریا چه گفتم؟
ندیدی کجا رفت؟
نگفتی چرا رفت؟
تو بوی بیوفایی را ندیدی؟
به ساحل جای پایی را ندیدی؟
خروش از سینهی دریا برخاست
که: قو نیلوفر سیمین دریاست
بدین سیمینتنی و دلربایی
نگردد او به گرد بیوفایی
♫ LP Cover ♫
* * *