امیر رسایی: یاد اون روزهای خوب

امیر رسایی یاد اون روزهای خوب

یاد اون روزهای خوب
ترانه‌سرا: بامداد جویباری
آهنگساز: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۰

می‌دونم حرف اونو گوش می‌کُنی
منو آخر تو فراموش می‌کُنی
می‌دونم در دل شبهای فراق
چراغ بوسه رو خاموش می‌کُنی

یاد اون روزای خوب دلمو خون می‌کُنه
اشک چشمم ای خدا کار بارون می‌کُنه

کاش اون اخما، خنده‌ها یادم می‌رفت
هر چه بوده بین ما، یادم می‌رفت
کاش نمی‌افتاد چشمات تو چشَم
کاش می‌دونستی ز غم چه می‌کشم

یاد اون روزای خوب ، دلمو خون می‌کُنه
اشک چشمم ای خدا کار بارون می‌کُنه

* * *

ویگن: راز دل

ویگن راز دل

راز دل
ترانه‌سرا: علیرضا طبائی (شهرام)
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸

می‌رقصد همه‌شب با آهنگ نسیم
تصویر تو در نگاهم
نور خاطره‌ها تابَد بار دگر
بر این شب‌های سیاهم

هرشب به مستی، ساز دل من
آرَد به لب‌ها راز دل من

آن یادگاران گم گشته دگر در خاطر زمانه
در این شب غم تنها شده‌ام با عشق جاودانه
باشد همه‌شب، چشمم به رهَت
شاید یک شب بیایی!
تا خنده زنَد بر چهره‌ی ما
گُل‌های آشنایی!

هرشب به مستی، ساز دل من
آرَد به لب‌ها راز دل من

* * *

عارف:‌ شیراز

عارف شیراز

شیراز
ترانه‌سرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

در همه‌جا خوشدل از یاد شیرازم
من که ای شیراز بر تو می‌نازم!
آرزو دارم به دل کز سفر آیم
تا در آغوشت آشیان سازم

شهر من ای گلشن آشنایی‌ها
آشنایی با روشنایی‌ها
می‌رسد روزی به سر، قصه‌ی تلخ
این جدایی‌ها، این جدایی‌ها

می‌دانم اکنون در نسیم تو
پُر شده عطر مستی بخش هر بُستان
می‌دانم آری، چشمه سر داده
نغمه در دامن سرسبز کوهستان

هر لحظه من یاد توام، ای شهر جادویی!
دور از تو من چون مرغکی سرگشته‌ام گویی!

● ابتدا بر روی این ملودی ترانه‌ «شهر من» با صدای عارف اجرا شده بود. [در اینجا بشنوید.]

* * *

گوگوش:‌ مست مستم کُن (ترانه فیلم)

گوگوش مست مستم کن شاپرک کوچولو

مست مستم کُن
کلام: شهیار قنبری / خواننده:‌ گوگوش
بر آهنگ: Lata Mangeshkar / Chhod Mera Haath Mujhe Peene De

ترانه‌سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: Laxmikant-Pyarelal
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم همای سعادت

تا سحر با مِی مست مستم کُن که دلم تنگه!
بی مِی و مستی، دنیا بی‌رنگه
مست مستم کُن، که دلم تنگه!

جا گرفته غم، توی سینه
بیزارم از دنیا که چه ننگینه
لحظه‌ی مستی، خوب و شیرینه!

امشب با این جام شراب
می‌بَرم از خاطر، این‌همه عذاب
نمی‌کِشم عذاب و رنج دیگه شب در خواب!

صبح که بیدار شم، دیگه باز رسوام
می‌میره رویا، می‌بینم تنهام!
من تشنه‌لب، تو بی‌قرار
منم جامی شکسته دست روزگار

غم یه کوهه سرنوشتم غم و اندوهه!
بیا که مِی بنوشیم، آخه دلگیرم
من بی مستی، دیگه می‌میرم!

دنیا پُر از بی‌رنگی‌ها
می‌نوشم تا بشم از درد و غم، جدا
مُرده صدا
مُرده صدا در منِ تنها!
تا سحر از مِی، منو دریا کُن!
قفل تنهایی از دلم وا کُن!

جا گرفته غم، توی سینه
بیزارم از دنیا که چه ننگینه
این سرمستی، خوب و شیرینه!

● در سال ۱۳۴۹ پروژه‌ی نخستین فیلم مشترک سینمای ایران و هندوستان به نویسندگی «سعید مطلبی»، کارگردانی »تاپی چاناکیا»، تهیه‌کنندگی »عباس شباویز» و با حضور «محمدعلی فردین» کلید خورد. این فیلم که در سینمای هند با نام Subah-O-Shaam اکران شده بود، در ایران با نام «همای سعادت» روی پرده‌ی سینما رفت.
طبق رسوم آن سالها که در زمان دوبله، ترانه‌ها را نیز با شعری فارسی و خواننده‌ای ایرانی جایگزین می‌کردند، به دعوت و انتخاب مرحوم فردین اجرای ۳ ترانه از این فیلم به «گوگوش» که پیشینه‌ی حرفه‌ای در اجرای ترانه‌هایی در سبک و سیاق هندی داشت، واگذار شد. ملودی این اثر برگرفته از ترانه‌ی Chhod Mera Haath Mujhe Peene De می‌باشد که با صدای Lata Mangeshkar در این فیلم اجرا شده است‌. (برگرفته از: کانال تلگرامی ترانه‌شناسی گوگوش)

* * *
♫  LP Cover  ♫
*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

فریدون فروغی: همیشه غایب

فریدون فروغی همیشه غایب

همیشه غایب
تقدیم به «امیر نادری»
برای «تنگسیر»
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: ویلیام خنو / تنظیم: واروژان
خواننده: فریدون فروغی

یک‌نفر میآد که من منتظر دیدنشَم
یک‌نفر میآد که من تشنه‌ٔ بوییدنشَم
خالی سفرمون‌و پُر از شقایق می‌کُنه
واسه موج‌های سیا، دستا رُ قایق می‌کُنه

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

همیشه غایب من، زخمام‌و مرهم میذاره
همیشه غایب من گریه‌هام‌و دوست نداره
نکنه یه وقت نیآد، صداش به دادم نرسه
آینه‌ها سیا بشه، کور بشه چشم ستاره

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

زخم این حنجره‌ٔ خسته، همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته، همیشه غایبه
نعره‌ٔ اسب سفید قصه‌ٔ مادر بزرگ
بهترین شعرهای سر بسته، همیشه غایبه

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

شاید این «همیشه غایب» تو باشی
تو اگه اومدنی نیستی بگو
اگه ما رُ خواستنی نیستی بگو!

تهران ۱۳۵۴

استودیو ال‌کوردوبس. عباس‌آباد.
داریوش را شبی که باید برای خواندن این ترانه به استودیو می‌آمد، به زندان اوین بردند. من و آهنگ‌ساز، بی‌خبر و خشمگین از بدقولی، ساعت‌ها انتظار کشیدیم. وقتی دلگیر به خانه می‌رفتم، نمی‌دانستم که فردایش، ساعت یک بعدازظهر، آنان به سراغ من می‌آیند تا دوستان در اوین تنها نباشند.
[دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، ص. ۶۸]

♫  LP Cover  ♫

* * *
«همیشه غایب» سروده و صدای «شهیار قنبری»

*‌ * *

فرهاد: جمعه (ترانه فیلم)

فرهاد جمعه

جمعه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: فرهاد مهراد
ترانه فیلم: خداحافظ رفیق

توی قابِ خیسِ این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غمگین می‌بینم،
چه سیاهه به تنش رختِ عزا
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

نفس‌ام در نمی‌آد
جمعه‌ها سر نمی‌آد
کاش می‌بستم چشامو
این ازم بر نمی‌آد

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

عمر جمعه به هزار سال می‌رسه
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کُنه
آدم از دست خودش خسته می‌شه
با لبای بسته فریاد می‌کُنه

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

جمعه وقت رفتنه
موسمِ دل‌کندنه
خنجر از پشت می‌زنه
اون که هم‌راه منه

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

تهران، ۱۳۵۰

در یک عصر جمعه، ترانۀ جمعه را در خانۀ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیق‌اش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحۀ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانی‌ی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم:
ـ نازنین، هدیه‌‌یی به تو که هر روزت، جمعه است. ترانۀ آمنه، با صدای آغاسی، همزمان منتشر شد.
می‌گفتند: جمعه بیش از آمنه گل کرده است!
جمعه، پیروزی ترانۀ نوین بود.

[دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، صفحه ۵۶ و ۵۷]

♫  LP Cover  ♫

* * *
از «جمعه» تا «جمعه» تاریخچهٔ ترانهٔ «جمعه»

* * *
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *
یادنامه‌ی «فرهاد مهراد» در این سایت

* * *

عارف: شونه به‌سر

عارف شونه به سر

«پوپک»، «هُدهُد»، «کاکلی» اسمهای دیگر «شونه به‌سر» است و این ترانه‌ای کمتر قدیمی و چه بسا ناشنیده با صدای عارف در سالهای دور.

شونه به‌سر
ترانه‌سرا: حسن ترکشیان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده:‌ عارف
انتشار: ۱۳۴۲

نشسته بر گل یخ، برف پاییز
چو شمع چلچراغ‌، لاله‌آویز
چو آیه کاکلی بر چهره‌ی نور
بریزه روی تاجش برف گلریز

رو شاخه‌ی گل بیا کاکلی نقره‌پا
ز من شنو راز دل، بگو به اون بی‌وفا
نشونده‌ای شونه را به چتر زلفت، آه
خبر نداری چرا ز خرمن ماه؟

شونه به‌سر! چه خبر؟ چه اثر؟
از سر و زلف مشکی
ز یار شونه‌سر من؟

به شاخه‌ی گل بیا کاکلی نقره‌پا
ز من شنو راز دل، بگو به اون بی‌وفا

ستاره‌ی سحرگاه نگین دستش
حلقه‌ی روشن ماه، دیده‌ی مستش

شونه به‌سر! چه خبر؟ چه اثر؟
از سفر کرده‌ی من
به خدا سپرده‌ی من

رو شاخه‌ی گل بیا کاکُلی نقره‌پا
ز من سلامی رسون بگو به اون بی‌وفا

کوکب هفت برادرون تاج طلایت
جام شراب غروب رنگ حنایت

شونه به‌سر! چه خبر؟ چه اثر؟
از سر و زلف مشکی
ز یار شونه‌سر من؟

● اولین اثر «بابک افشار» در کِسوت آهنگساز.

*‌ * *

نلی: سایه‌ها

نلی سایه ها

سایه‌ها
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: نلی

شبا که پنهون از چشم این و اون
تو میای یواشکی تو کوچه‌مون
تا رو دیوار می‌شه پیدا سایه‌مون
می‌بینه از روبرو همسایه‌مون

سایه‌ها مشت ما رو وا می‌کُنن
سایه‌ها آدم‌و رسوا می‌کُنن

وای اگه مادر پیرم بدونه
زن همسایه تو گوشش بخونه
میگه: «دختر عشق‌و آسون نگیری!
نری و پنهونی نامزد بگیری»
عاشقی حرفی داره، رازی داره
عاشقی قایم موشک بازی داره

دل میگه اینجوری مزه‌اش بیشتره
هر چی غصه‌ش بیشتره شیرین‌تره
دل میگه یواش بیا یواش بیا یواش برو
زیر چشم بپا زنِ همسایه‌رو
تا گل سرخ رو که می‌ندازی بالا
سایه‌ها پر می‌کشند روی هوا

سایه‌ها مشت ما رو وا می‌کُنن
سایه‌ها آدم‌و رسوا می‌کُنن

* * *
ترانه‌شناسی «نلی» در این سایت

* * *

عارف ـ رامش: دلداده

عارف رامش دو دلداده

دو دلداده
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: عارف و رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵

رامش: آیا دانی یا ندانی مِهر از کَس دیگر نخواهم!
عارف: آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم!

رامش: مِهر از من مجو دیگر
عارف: زین قصّه مگو دیگر

رامش:
زین چَشم ناز‌آفرین، جادوی آتشین،
کَس آرامی ندیده!
غنچه‌ی بوسه‌ای از باغ چهره‌ام
لبهای کَس نچیده!

عارف:
دل شیدا مرا گوید ای دلربا
بوسم رویت چو گُلها
رنگ پیراهنت می‌زیبد بر تنت
هم‌چون باده بر مینا

رامش:
من شیوه‌ی یاری ندانم،
رسم دلداری ندانم،
با تو گفتم سرگذشتم

عارف:
آه، آن تو بودی، این تو هستی
که این همه دل‌ها شکستی
از تو هم دیگر گذشتم!

همخوان:
آیا دانی یا ندانی مِهر از کس دیگر نخواهم!
آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

شهاب جزایری: اسیر

شهاب جزایری اسیر

اسیر
شعر: حزین لاهیجی
خواننده: شهاب جزایری

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد
از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامن‌کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

* * *