مرضیه: در عالم بی‌خبری

مرضیه در عالم بی خبری

در عالم بی‌خبری
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: مرضیه

به سینه بار دگر فغانِ منتظران
نشسته ژاله‌ی غم به دیده‌ی نگران
تو ای شامِ سیه چه آری به سرم

به عالم بی‌خبری، با خبر از این خبرم
که می‌کُشَد عشقِ تو ای مونسِ جان تا سحرم

غم تو در شامِ سیه چون بزند حلقه به در
سرشکِ حسرت بزند حلقه در این چَشمِ ترم

چو عشق تو زد آتش به دلم
دَرون این آتشِ غم تا به سحر شعله‌ورم

چه شد که در کار دلِ آشفته‌ی ما افتاده گره
مگر کسی از خمِ آن گیسوی سیه بُگشاده گره

تو عاشقِ مِی‌نوشم کردی
به جرعه‌ای مدهوشم کردی
چه شد چِنین خاموشم کردی

بیا که از دستِ غمت برهم
ای مهِ من به شب سیه‌ام

* * *

گیتی: آشتی‌پذیر

گیتی آشتی پذیر

آشتی‌پذیر
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۳

ای آشتی‌پذیر! در قلب من نمیر، نمیر!
قهری اگر گذشت، از من به دل مگیر، مگیر!

خود لطف زندگی‌ست این قهر و آشتی
با کینه پس مگیر مهری که داشتی
همراه خوب و بد، دنیا گذشتنی‌ست
دردا در این سفر ره برنگشتنی‌ست

ای آشتی‌پذیر! در قلب من نمیر، نمیر!
قهری اگر گذشت، از من به دل مگیر، مگیر!

ای آشتی‌پذیر! دلتنگی‌ام ببین!
در موج رنگها بی‌رنگی‌ام ببین!
گر دل‌گرفته‌ام، زان مهر نارس است
بر مهر خود فزا این قهرها بس است

ای آشتی‌پذیر! در قلب من نمیر، نمیر!
قهری اگر گذشت، از من به دل مگیر، مگیر!

* * *

گوگوش: اگه بمونی، اگه نمونی

گوگوش اگه بمونی اگه نمونی

ترانه‌سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیم‌کننده: اسفندیار منفردزاده
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۴۹

اگه بمونی! اگه بمونی!
خورشيدو از اون بالا
میارم برات، خوب می‌دونی!
اگه بمونی! اگه بمونی!

می‌بندم يه دستبند بلور
از اشک گرم و پُر نور
دور دستای پُر از غرور

می‌گيرم عكس ماه‌و از آب
از لبام، تُنگ شراب
هديه میارم برات تو خواب
پُر ميشه صحرا از شقايقا
ميره از چشمونم، ابر سياه
اگه بمونی! اگه بمونی!

اگه نمونی! اگه نمونی!
شب مياد، نور اسيره
پونه می‌ميره، دل می‌گيره
اگه نمونی! اگه نمونی!

می‌ميره ستاره‌‌م تو هوا
روز ميشه سرد و سيا(ه)
گريه می‌كنن باز پريا‌!
چشمامو ميدم به ماهيا
دستامو ميدم به دريا
ميرم از چشم تَنگ دنيا!
ماهی عشقم می‌شينه به خاک
از روی دنيا نامم ميشه پاک
اگه نمونی! اگه نمونی!

♫  LP Cover  ♫

* * *

هایده: دشستانی

هایده دشستانی

دشتستانی
شعر: محمدعلی شیرازی
ویولونیست: سیاوش زندگانی
خواننده: هایده
انتشار: تابستان سال ۱۳۵۲‌

(دو تا کفتر بودیم هم‌خون و آواز
شبا در لونه و روزا به پرواز
الهی خیر نبیند مردِ صیاد
که آن دوی مرا بُرده به شیراز
تو شهرت داده‌ای بدنومیِ مو
مگر که خدمتت بَد کرده بودُم
برو، برو، برو بیزارم از تو
خیال دارُم که دست بردارم از تو
جونِ جونُم، نا مهربونُم، شُو خُو ندارم)

دلُم امروز به آرومی خود خو کرده
وای جونُم، وای دلبر
یادِ چشمونِ سیاهش منو جادو کرده
وای جونُم، وای دلبر

دلُم پی‌اش پَر میزنه، به هر دری در میزنه
به هر خونه سر میزنه، دلُم، دلُم، دلُم

هنو از دستِ غمش دیده‌ی مو گریونه،
وای جونم وای دلبر
بعد عمری هنواَم مرغِ دلم نالونه
وای جونم، وای دلبر

میرُم می‌گردُم سر به سر
دشت و دمن کوه و کمر
میرُم از او گیرُم خبر
میرُم، میرُم، میرُم

خدا مهربونه،
یار عاشقونه،
دلِ مو جوونه،
وای، وای، وای
خودش خوب میدونه،
که بر جون عاشق جدایی گرونه
وای، وای، وای

(عزیزُم کجایی، آی کجایی، آی کجایی!؟
وِلِ شیرازیُم اِمشو کجایی!؟)

به خدا مثل دلُم، شکل دلُم، پیدا نمیشه هیچ دلی
مثِ این دل که شده رسوای تو، رسوا نمیشه هیچ دلی
ابرو کمونی خوشگله
نامهربونی خوشگله
دلم سی تو پر میزنه،
خودت میدونی خوشگله

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: عاشق شدن بی‌حاصله

مهستی عاشق شدن بی حاصله

عاشق شدن بی‌حاصله!
آهنگساز: اسدالله ملک
ترانه‌سرا: هما میرافشار
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۹

وقتی که دلها سنگ و گِله
عاشق شدن بی‌‌حاصله

عاشقی درمون نداره، صحبت از درمون مکُن
زندگی را پیشِ چَشمم گوشه‌یِ زندون مکُن

ای دلِ دیوونه‌یِ من
هم‌دم و هم‌خونه‌یِ من

وقتی دلا سنگ و گِله
عاشق شدن بی‌حاصله

خدایا چه خوبه که بینِ دو تا دل یه دنیا نباشه
چه حاصل زِ عشقی پُر از شور و مستی که فردا نباشه

دو تا دل نبینی که عشق و وفاشون زِ سودا نباشه
دلی باصفا کو که پیشِ تو فکرش به صدجا نباشه

عاشقی درمون نداره، صحبت از درمون مکُن
زندگی را پیشِ چَشمم گوشه‌یِ زندون مکُن

ای دلِ اَفسرده‌‌یِ زود آشنا
می‌کُشد آزارِ این مردم تو را

وقتی دلا سنگ و گِله
عاشق شدن بی‌حاصله

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: اشک گرم

مرضیه اشک گرم

اشک گرم
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

تا نگاه گرم او را دیده‌ام من
جلوه‌های آرزو را دیده‌ام من
طایر پَر بسته‌ام من
شاخه‌ی بشکسته‌ام من
رهگذاری خسته‌ام من

شبنم صبح بهارم
اشک گرم روزگارم

یار من شو، یار من شو
یار بی‌آزار من شو
جلوه ی هر گلسِتانی
رونق گلزار من شو

شبنم صبح بهارم
اشک گرم روزگارم

امید من، نشنوی از چه فغان مرا
قصه‌ی سوز نهان مرا
مرو از آغوشم، مکُن فراموشم
که بی‌وجود تو چو شمع خاموشم
گریه‌ی من نکُند اثری
بی‌خبر از من بی‌خبری

چو گشته‌ای صیادم
چرا که نشنوی فریادم
مهربانِ من شو
همزبانِ من شو

* * *

حمیرا: ترسم فراموشم کنی

حمیرا ترسم فراموشم کنی

ترسم فراموشم کنی
آهنگساز: فضل‌‌الله توکل
ترانه‌سرا: فضل‌‌الله توکل
تنظیم‌کننده: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۱

اگر دل سنگت با دلِ من نامهربونه
اگر غمِ عشقت در دلِ من کرد آشیونه
زِ برای خدا، تو نکرده وفا
ترسم فراموشم کُنی،
با غم هم‌آغوشم کُنی!

گَر از من خدا عشقش بگیره
مِهرَش زِ دل بیرون نمی‌ره
صد بار اگر این دل بمیره
دنیا اگه از هم بپاشه
نشونی دیگه زِ یاری نباشه
هنوزم دو چشمونم به راهشه

رفتی و تنها مانده دلم، تنها نشسته
در حسرتِ فردایِ بی‌فردا نشسته
گَر خون بگریَم کَمه‌،
بی‌تو دلم پُر غمه،
دل خونه‌ی مأتمه
ترسم فراموشم کُنی!

محرابِ عشقت دله،
بودن چه بی‌حاصله،
دوری زِ تو مشکله
ترسم فراموشم کُنی،
با غم هم‌آغوشم کُنی!

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: سنگ خارا (گلهای رنگارنگ ۲۶۱)

مرضیه سنگ خارا گلهای رنگارنگ ۲۶۱

سنگ خارا
(گلهای رنگارنگ ۲۶۱)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:‌ علی تجویدی
تنظیم: روح‌الله خالقی
خواننده: مرضیه

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگِ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخن‌ها
نُکته‌ها از انجمن‌ها
بشنو ای سنگِ بیابان
بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون
با شما دمسازم اکنون

شمعِ خودسوزی چو من
در میانِ انجمن
گاهی اگر آهی کشد
دلها بسوزد

یک چنین آتش به‌جان
مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود
تنها بسوزد

من یکی مجنون دیگر
در پی لیلای خویشم
عاشق این شور و حال
عشق بی‌پروای خویشم

تا به سویش رهسپارم
سر زمستی بر ندارم
من پریشان‌حال و دلخوش
با همین دنیای خویشم
. . .

* * *

گوگوش: کوه

گوگوش کوه

کوه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: گوگوش

[به حافظِ حافظیه‌ی شعر، حافظ]

تو اون کوه بلندی
که سر تا پا غروره
کشیده سر به خورشید
غریب و بی‌عبوره

تو تنها تکیه‌گاهی
برای خستگی‌هام
تو می‌دونی چی میگم!
تو گوش میدی به حرفام!

به چشم من
به چشم من
تو اون کوهی!

پُر غروری‌، بی‌نیازی‌، با شُکوهی
طعم بارون، بوی دریا، رنگ کوهی
تو همون اوج غریب قلّه‌هایی
تو دلت فریاده، اما بی‌صدایی

تو مثل قلّه‌های مِه گرفته
منم اون ابر دلتنگ زمستون
دلم می‌خواد بذارم سر رو شونه‌ت
ببارم نم‌نم دلگیر بارون

تو اون کوه بلندی
که سر تا پا غروره
کشیده سر به خورشید
غریب و بی‌عبوره

تو تنها تکیه‌گاهی
برای خستگی‌هام
تو می‌دونی چی میگم!
تو گوش میدی به حرفام!

ناپایداری و فناپذیری عشق‌ها و عاشقانِ زمینی، با هر نگاهِ من به پلهای شکسته‌ی پشتِ سر، جز تکرارِ شکنجه‌بارِ ندامت نیست.
«کوه» عاشقانه‌ای برای ذات بی‌زوالِ عشقِ لایزال است که ناب‌ترین عاشقانه‌های من از او، و برای اوست. حافظ، آن عاشق همیشه شاعر، او را گاه «فلانی» و گاهی «جانان» خطاب می‌کند و من این‌جا او را «کوه» می‌بینم، “کوه” می‌دانم و «کوه» می‌نامم.

از ریشه تا همیشه،‌ گزینه‌ی سی‌سال ترانه‌های اردلان سرفراز،‌ نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحه‌ی ۳۱ تا ۳۲

♫  LP Cover  ♫

* * *

گیتی: دل من گریه نکن

گیتی دل من گریه نکن

دل من گریه نکن
ترانه سرا: سعید دبیری
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۰

می‌ریزه برگای زرد روی سنگفرشای سرد
یاد اون روزا میام، روزای بی‌غم و درد
لبامون خنده می‌کرد مثل خورشید بهار
دلامون یه پارچه عشق، چشامون تا صبح بیدار

کی می‌دونست دل ما جدا می‌شه
تو میری، قلب تو بی‌وفا میشه
کی می‌دونست دل عاشق می‌میره
غم میره تو دلش لونه می‌گیره

دل من گریه نکُن برای روزای خوب
میدونی هر آفتابی دوباره میشه غروب

♫  LP Cover  ♫

* * *