
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانهسرا: اسماعیل نوابصفا
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: ببر مازندارن
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۷
من تیره روزم، خدای من، چرا، چرا، چرا؟
عمری بسوزم، خدای من، چرا، چرا، چرا؟
ز دست فلک، شِکوه ها دارم، به سینه غمی، آشنا دارم
که حالم را، جز سیاهی کو، نشانی از مهر و ماهی کو؟
من تیره روزم، خدای من، چرا، چرا، چرا؟
عمری بسوزم، خدای من، چرا، چرا، چرا؟
چرا نگریم، نه دردی نه نوری ، نه در سینه شوری، ندارم من؟
چرا ننالم، من از ماه و پروین، که چشم جهان بین، ندارم من؟
سیه باشد دنیای من، همه روز و شب های من
خداوندا، تیره روزم من، چرا از این غم، بسوزم من!؟
● ترانهی «چرا چرا» نخست در سال ۱۳۴۷ بهعنوان ترانه فیلم «ببر مازنداران» ساخته و اجرا شد. سپس با نام «خدایا چرا» بر روی صفحهی ۳۳ دور مهستی از کمپانی رویال (در سال ۱۳۴۸) منتشر شد. در این اجرا مهستی شعر ترانه را کاملتر اجرا میکند و تنظیم نیز متفاوت است. (متن ترانه و توضیحات برگرفته از: کانال تلگرامی «دیسکوگرافی مهستی»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

خار
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: جنوبی
ای خدا من به کسی کاری ندارم
ولی زخم از همه خوردن شده کارم
از غریب و کسی که وصلهی جونه
پُشت پا خوردن و مُردن شده کارم
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
باعث رنج و فریبم نمیشد
آخه هُشیاری غم بزرگیه
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
بعضیها قیدِ همه چی رو زدن
بعضیها اسیرِ اقبال بدن
اون بالا نشستی، گوش کُن ای خدا
چه عذابیه به دنیا اومدن
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
باعث رنج و فریبم نمیشد
آخه هُشیاری غم بزرگیه
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
هر کجا پا میذارم، هر جا که میرم
پیش چشمام میبینم حلقهی داری
ای خدا من خودمم هیچ نمیدونم
چرا هر گُل پیش چشمام میشه خاری
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
باعث رنج و فریبم نمیشد
آخه هُشیاری غم بزرگیه
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
مرگِ تدریجی شده هستی برام
نقشِ خنده دیگه مُرده رو لبام
ای خدا هر کسی از راه میرسه
میکَنه چاهِ دورنگی پیشِ پام
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
باعث رنج و فریبم نمیشد
آخه هُشیاری غم بزرگیه
کاشکی هُشیاری نصیبم نمیشد
♫ LP Cover ♫
* * *

تو را باور ندارم
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۸
نگاهم میکُنی اما به سردی
نه تنها من، تو هم دنیای دردی
مخواه از من گناهت را ببخشم
تو میدانی که با این دل چه کردی!
برو نامهربان، بیگانه با من
تو هر لحظه به رنگی درمیآیی!
رها کن این دل دیوانهام را
برو، سیرم از این دیر آشنایی!
وفا کردم، خطا کردم
نمان دیگر کنارم!
مکُن افسون دلم، پُر خون
تو را باور ندارم!
آه، تو را باور ندارم!
میآیی در کنارم مینشینی
ز عشقت قصّه میگویی برایم
دلت با او، نگاهت در نگاهم
به تو گویَم رهایم کن، رهایم!
به سر، آهنگ رفتن داری آنگه
به روی قلب من پا میگذاری!
تو میگفتی که میمانی دریغا
مرا تنهای تنها میگذاری!
وفا کردم، خطا کردم
نمان دیگر کنارم!
مکُن افسون دلم، پُر خون
تو را باور ندارم!
آه، تو را باور ندارم!
* * *

آینه (تو را دیدم)
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: صدیق شهنیا
خواننده: مرضیه
گفتم شاید این سودا را
به فراموشی بسپارم
ز غمت کمتر یاد آرم
دیدم هر جا نقشی زیبا
ز تو در خاطر دارم
چون جان بودی که تو را
عمری با خود دیدم بهخدا، بهخدا
چشم از عالم کی برگیرم
که تویی هر سو پیدا
آه دلِ کوچکِ من
شده جلوهگه امیدم
در همه آینهها
با همه لطف و صفا
من تو را دیدم
با من بودی همهجا
چون جان بهخدا در تن بودی
. . .
* * *

به خاطر تو
ترانهسرا: ناصر رستگارنژاد
آهنگساز، نوازنده گیتار و خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶
دیدی ای تنها امیدم هر چه که گفتی شنیدم
از برای خاطر تو از همه کس دل بُریدم
دیدی ای آرام جانم تاکنون وصلت ندیدم
گر به من مِهری نداری میدهی از چه نویدم
یا وفا کن یا جوابم کُن
بعد از این کمتر عتابم کن
سرخوش و مست از شرابم کُن
همچو دوران گذشته
تا به کِی در فکر شور و شر
تا به کِی در فکر سیم و زر
لحظهای در خاطرت آور
عهد و پیمان گذشته
ای امید زندگانی تا به کِی نامهربانی!
گو چه کردم من که دیگر قدر عشقم را ندانی!
. . .
● ترانهها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

زندگی یه بازیه
شعر: مینا اسدی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش
زندگی یه بازیه، کی از عمرش راضیه
ابر گریونه دلم، چشمهی خونِ دلم
نمیتونم دلمو راضی کنم
این دلِ دیوونه رو راضی به این بازی کنم
یه بهونه برای بودن و موندن ندارم
تو گلوم بغضِ غمه، هوای خوندن ندارم
همه جا سرد و سیاه، رو لبهام ناله و آه
سر من بیسایهبون، نگهام مونده به راه
دست من غمگین و سرد، تو دلم یه گوله درد
نه بهاری، نه گُلی، پاییزه، پاییز زرد
دلی که دلدار نداره با زندگی کار نداره
غریب این دیارم، یه آشنا ندارم
سرم بیسایبونه، دلم یه پارچه خونه
غم تو دلم نشسته، بال و پرم شکسته
♫ LP Cover ♫
* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانههای او
* * *

قصهٔ دو ماهی
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار صفحه: نوروز ۱۳۵۰
ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود
خالی از اشکای شور، از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ، روزامون خوبو قشنگ
آسمونمون یکی، خونمون یه قلوه سنگ
خندهمون موجارو تا ابرا میبُرد
وقتی دلگیر بودم، اون غصه میخورد
تورای ماهیگیرا وا نمیشد
عاشقی تو دریا تنها نمیشد
خوابمون مثل صدف پُر مروارید نور
پُر شد این قصهی ما توی درياهای دور
همیشه تُک میزدیم به حبابای درشت
تا که مرغِ ماهیخوار اومدو جفتمو کُشت
دلش آتیش بگیره! دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه، سایه اش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتای دیگهست
روز مرگِ زشت دلهای دیگهست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمی خوام تنها باشم، ماهییه دريا باشم
دوست دارم که بعد از این توی قصهها باشم
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت «قصهی دو ماهی» به روایت شهیار قنبری
* * *

آسمون با من و تو قهره دیگه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: داریوش
شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونهی درده
تو رو بیمن، منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو دلم این همه غم جا نمیگیره
چی به جز غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دَوُنده، دیگه دیره
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو میگی نامه نوشتی نرسیده
از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکهام همه رو نامه چکیده
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

گلریز
شعر: مصطفی جباریان
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: الهه
گلریز بهار دیدنیه یار
آلالههاش چیدنیه یار
تنگِ غروب كنارِ چشمه
نون و پونه خوردنیه یار
چرا رودربایستی کُنیم لیلا جون
یک بوس بده آشتی كنیم لیلا جون
قربونتم لیلا جون
حیرونتم لیلا جون
مجنونتم لیلاجون
چشمهی ده آبش زلال، سرد و شیرین، لیلا
از كوچهباغ راهش كوتاه، عشق آفرین، لیلا
لیلا بده بوسه تیر نگاه تو
ای من به قربون چشم سیاه تو
* * *

نامزدی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده: منوچهر سخایی
شنیدم رفتی و همسر گرفتی
خیال عاشقی از سر گرفتی
پرستو بودی و من دام عشقت
نشستی یک زمان و پَر گرفتی
شبی از بهر آرایش نشستند
کمون ابروانت را شکستند
به آن پیراهن تور عروسی
گلی را در حریر نقره بستند
میان شاخه گلهای دسته
عروسانه به تختی بَر نشسته
به جشن نامزدی یک حلقهی زر
بر انگشتِ بلورش حلقه بسته
همه دلگرم عشق و رقص و آواز
دلِ من میکُند سوی تو پرواز
به صد لبخندِ شرمآلوده گویی:
«که من رفتم، نمیآیم دگر باز»
* * *
ترانهشناسی «کامبیز مژدهی» در این سایت
* * *