
جمعه بازار
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور
شعر فارسی: احمد عاشورپور
خواننده: احمد عاشورپور
گیلکی:
ساز و نقارهی جوما بازار
جونبانه دیلا جونبانه دیلا جان جان
سیمبر و دیلبر و ذوق دیدار
جونبانه دیلا جونبانه دیلا های جان جان
تا ایم خون فوتورکه تی جولا
پس چرا نواسی بتانم گب زِن
دورا بم لک دکفه تی گولا
باز چره نواسی تره بتانم گب زن
شب هیزار چی مره چاکونمه
فردا گم توشکه یا واکونمه
روز دینمه تی چومه پاچ کولا
بازدینی بمه لال و به لب نتانم لب زن
من تی مانستنم تو می مانستنی
آخر چی وا ببه کار اکه بیمی سوبوک بار
گیم اولی گبا یار
هرچی به بس ببه ندارمه گبه گویم به ایتا دیدار
گویم به ایتا دیدار
که درد من بسیار
فارسی:
ساز و نقارهی جمعه بازار
افکند مرا لرزشی به دل ای جان
وعدهگاه و تو و شوق دیدار
غیر از این خیالی نباشدم ای جانان
از چه یارای صحبت ندارم
با تویی که از دیدنم شوی گلگون
رنگت از رو رود چون شوم دور
راز دلم از پرده کی افکنم بیرون
شب کنم عهد و پیمان که فردا
با تو گویم بسی دردِ دلها
بر دهانم نگاهت همه روز
گردم آن زمان لال و به لب نزنم لبها
من که مثل تو و تو به مثل منی
برگو چه میشود کار
کی میشویم سبکبار
کنیم آغاز گفتار
هرچه که پیش آید بهر من خوش آید
درد من گویم این بار
با خود این عهد و پیمان
نمودهام بسیار
* * *
فهیمه اکبر و ترانههای گیلکی او
* * *

من و تو کی ما میشیم
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: رحمانیپور
خواننده: سیما مافیها (مرجان)
من و تو کی ما میشیم
قطره قطره دریا میشیم
اگه که شب بگذره
روشنی فردا میشیم
چشات به چشمام میگه:
«من و تو با همدیگه
یه روزگاری مهربونتر بودیم.»
یادت میاد ما دو تا
نخونده درسِ وفا
درسِ وفاداری رو از بَر بودیم
من و تو کی ما میشیم
قطره قطره دریا میشیم
اگه که شب بگذره
روشنی فردا میشیم
من و تو با همدیگه یکرنگ و جوریم
حیفه که ما اینهمه از همدیگه دوریم
اگر که سخته به خدا جدایی ما
با اینهمه تو زندگی بازم صبوریم
من و تو کی ما میشیم
قطره قطره دریا میشیم
اگه که شب بگذره
روشنی فردا میشیم
♫ LP Cover ♫
* * *

نامهربان گل پیکر (سیمنبری)
شعر: جمشید شیبانی
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: پوران شاپوری
ترانه فیلم: طلای سفید
سیمینبری، گلپیکری، آری
از ماه و گل زیباتری، آری
همچون پَری افسونگری، آری
دیوانهی رویت منم، چه خواهی دگر از من
سرگشتهی کویت منم، نداری خبر از من
هر شب که مَه بر آسمان
گردد عیان دامنکشان
گویم به او راز نهان
که با من چها کردی
به جانم جفا کردی
هم جان و هم جانانهای، اما
در دلبری افسانهای، اما
اما ز من بیگانهای، اما
آزردهام خواهی چرا، تو ای نو گل زیبا
افسردهام خواهی چرا، تو ای آفت دلها
عاشقکُشی، شوخی، فسونکاری
شیرینلبی، اما دل آزاری
با ما سر جور و جفا داری
میسوزم از هجرانِ تو
نترسی ز آهِ من
دست من و دامان تو
چه باشد گناه من!؟
دارم ز تو نامهربان
شوقی به دل شوری به جان
میسوزم از سوز نهان
ز جانم چه میخواهی
نگاهی به من گاهی
یارب برس امشب به فریادم
بستان از آن نامهربان دادم
بیداد او برکنده بنیادم
گو ماه من از آسمان دمی چهره بنماید
تا شاهد امید من، ز رُخ پرده بگشاید
* * *
مجموعهای از بازخوانی ترانهی سیمینبر
* * *

نامهربانی (با صدای پوران)
شعر: ابراهیم صفایی
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: جمشید شیبانی
سیمینبری، گلپیکری، آری
از ماه و گل زیباتری، آری
همچون پَری افسونگری، آری
دیوانهی رویت منم، چه خواهی دگر از من
سرگشتهی کویت منم، نداری خبر از من
هر شب که مَه بر آسمان
گردد عیان دامنکشان
گویم به او راز نهان
که با من چها کردی
به جانم جفا کردی
هم جان و هم جانانهای، اما
در دلبری افسانهای، اما
اما ز من بیگانهای، اما
آزردهام خواهی چرا، تو ای نو گل زیبا
افسردهام خواهی چرا، تو ای آفت دلها
عاشقکُشی، شوخی، فسونکاری
شیرینلبی، اما دل آزاری
با ما سر جور و جفا داری
میسوزم از هجرانِ تو
نترسی ز حال من
دست من و دامان تو
چه باشد گناه من!؟
دارم ز تو نامهربان
شوقی به دل شوری به جان
میسوزم از سوز نهان
ز جانم چه میخواهی
نگاهی به من گاهی
یارب برس امشب به فریادم
بستان از آن نامهربان دادم
بیداد او برکنده بنیادم
گو ماه من از آسمان دمی چهره بنماید
تا شاهد امید من، ز رُخ پرده بگشاید
* * *
مجموعه ترانههای «نامهربانی» (سیمینبری)
* * *

اسیر شب
شعر: عباس صفاری
آهنگ: محمد اوشال
خواننده: فرهاد مهراد
جغد بارون خوردهای تو کوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی، یه نفر جون میکَنه
کی میدونه تو دلِ تاریک شب چی میگذره
پای بردههای شب اسیر زنجیر غمه
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
من اسیر سایههای شب شدم
شب اسیر تور سرد آسمون
پا به پای سایهها باید برم
همهشب به شهر تاریکِ جنون
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
چراغ ستارهی من رو به خاموشی میره
بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره
تاریکی با پنجههای سردش از راه میرسه
توی خاکِ سردِ قلبم بذرِ کینه میکاره
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو اینور و اونور میزنه
تو رگهای خستهی سردِ تنم
ترسِ مُردن داره پَرپَر میزنه
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
♫ LP Cover ♫
* * *
یادنامهی «فرهاد مهراد» در این سایت
* * *

جای تو خالی
کلام: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Never On Sunday ـ Melina Mercouri
کجا رفتهای تو ای امیدم که از حال من خبر نداری
کجا رفتهای تو ای نازنین که بر عاشقان گذر نداری
اگر چه رفتهای چون بهارم، خیالت نشسته در بر من
اگر چه رفته ای از کنارم هوای تو مانده در سر من
جای تو خالی
که برقصی پرشور، بدرخشی چون نور تو در این خانه
جای تو خالی
که بناز از هر سو، بفشانی گیسو ز سر شانه
بیتو غمگینم
که نباشد هرگز به لب این گلها خندههای تو
گر خانهی من چون گلستان باشد،
به خدا ننشیند گل به جای تو
کجا رفتهای تو ای امیدم که از حال من خبر نداری
کجا رفتهای تو ای نازنین که بر عاشقان گذر نداری
اگر چه رفتهای چون بهارم، خیالت نشسته در بر من
اگر چه رفته ای از کنارم هوای تو مانده در سر من
جای تو خالی
که ببخشی بر ما، می گلگون را از لب پیمانه
در شام مستی، بگشایی گیسو
که ببندی پای من دیوانه
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

صحرا نشین
(هر که دیدم یاری داره، من ندارم)
شعر: رضا جنتیعطایی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
هر که دیدم یاری داره من ندارم
شب که میشه خانهای روشن ندارم
برم پیش خدا، دادی بر آرم
من از کی کمترم یاری ندارم
من چرا یک گل به صد گلشن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
کاشکی در دل غم نداشتم
شب روی سنگ سر میذاشتم
از همه بودم جدا
از دیار، آن آشنا
من که اینجا یار و غمخواری ندارم
دیگه در شهر شما کاری ندارم
من چرا یک گل به صد گلشن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
بستم دگر بار سفر
میرم به یک شهر دگر
میرم و دل به دریا میزنم
سر به دشت و به صحرا میزنم
میرم آنجا و در آنجا میزنم
من چرا یک گل به صد گلشن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
* * *

کیه، کیه در میزنه!؟
(گلهای رنگارنگ ۳۲۷)
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: پوران
عقربِ زلف کجت با قمر قرینه
تا قمر در عقربه کار ما چنینه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
در و با لنگر میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جانِ خسته را مرنجان
از بَرم مرو، خصمِ جان مشو، تا فدای تو کُنم جان
نرگسِ مستِ تو و بختِ من خرابه
بختِ من از تو و چشمِ تو از شرابه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
در و با لنگر میزنه من دلم میلرزه
* * *

بهار هستیام کو
گلهای رنگارنگ ۵۰۰
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
ای بهار نو رسیده، سبزههای نو دمیده
ای چمن، ای لاله، ای گل، ای غزالان رمیده
آن بهار هستیام کو؟ مایهی سرمستیام کو؟
ای نسیم پیک صحرا آن امید هستیام کو؟
ای بهشتی مرغ گلشن، آن بهشتی روی من کو؟
ای شما وحشیغزالان، خوشنگه آهوی من کو؟
آن بهار هستیام کو؟ مایهی سرمستیام کو؟
نوبهاری بود و ما،
از میان شاخهها
در جستجوی هم سر میکشیدیم.
دشت و صحرا بود و ما،
همچنان پروانهها
از دامن گلها پر میکشیدیم.
پای هر زیبا گلی
در سایهی هر گلبُنی بنشسته بودیم
فارغ از رنج زمان، دور از غم بیگانگان،
تنها به هم دل بسته بودیم
در عالم دلبستگی پیوسته بودیم.
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *