عباس مهرپویا: ساز غمگین و غریب من

عباس مهرپویا ساز غمگین و غریب من

ساز غمگین و غریب من
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا

♫  LP Cover  ♫

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

فرشته: نم‌نم بارونه امشب (اولین ترانه)

فرشته نم‌نم بارونه امشب

نم‌نم بارونه امشب
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: فرشته

باز دلم پُر خونه امشب، چشم من گریونه امشباشکم از دیده روونه، نم‌نم بارونه امشبدامن من شد دوباره آسمون پر ستارهزندگی در چشمم شبهای بی‌مهتاب رو می‌مونهخواب رو می‌مونه
بی تو، ابر گریه‌بارم؛ بی تو، شور لاله‌زارمبی تو، رنجور و پریشون؛ بی تو، سرگردون و حیرونبی تو، من همچون غریبی خسته و سر در گریبونزندگی در چشمم شبهای بی‌مهتاب رو می‌مونهخواب رو می‌مونه

♫  LP Cover  ♫

* * *

سوسن: دوستت دارم (اولین ترانه)

سوسن دوستت دارم

دوستت دارم
شعر: سعید دبیری
آهنگ: فتح‌الله ریاحی
خواننده: سوسن

دوسِت دارم میدونی که این کار دله
گناهِ من نیس، تقصیر دله
عشقِ تو دیوونم کرده، بی‌آشیونم کرده
نام تو نازنینم ورد زبونم گرده
عشقِ تو نازنینم شبگرد کوچه‌هام کرد
تو می‌دونی فدات شم قلبت باهام چها کرد
این بازیِ زمونه‌‌س، آخه منم جوونم
همه میگن: «دیوونه‌س!» این‌و خودم می‌دونم
همه می‌دونن که عاشقی کار دله
گناه من نیس، تقصیر دله
عشقِ تو دیوونم کرده، بی‌آشیونم کرده
نام تو نازنینم ورد زبونم گرده

♫  LP Cover  ♫

*‌ * *
حکایت ترانه‌ی «دوستت دارم» به روایت «سعید دبیری»

* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *

مرتضی: عشق زود گذر (اولین ترانه)

مرتضی عشق زود گذر

عشق زود گذر
(گل نیلوفر پشت پنجره)
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: مرتضی برجسته

دلم از دیدن تو سیر نمی‌شه
به کنارم تو بمون دیر نمی‌شه
اگه پیشم بمونی غصه می‌میره
دل من از غم تو پیر نمی‌شه
وقتی روز لباس شب تن می‌کُنه
چشم تو خونه‌مو روشن می‌کُنه

روز میره شب بی‌قرارم می‌کُنه
غم تو فتنه به کارم می‌کُنه
ناز دستای قشنگ تو من‌و
نم‌نمک مثل بهارم می‌کُنه
گل نیلوفر پشت پنجره
میگه: «عشقا چقده زودگذره»
تو رو من به صدتا دنیا نمی‌دم
گرچه جون از غم تو در خطره
وقتی روز لباس شب تن می‌کُنه
چشم تو خونه‌مو روشن می‌کُنه

مرتضی درباره‌ی این ترانه در مصاحبه‌ای گفته است:
«آن زمان سرباز بودم. یک روز، آقای سرهنگی آمدند گفتند که تو صدای خوبی داری. (من تابستان‌ها، در کمپ افسران می‌خواندم) بعد مرا معرفی کردند به آقایی به اسم یادگار که در خیابان لاله زار، بغل سینما رکس یا سینما اسکار، صفحه‌فروشی داشت. من می‌رفتم پیش ایشان. آقای یادگار مرا معرفی کرد به پرویز مقصدی. پرویز مقصدی آهنگی ساخته بود به اسم «عشق زودگذر» که شخصی به اسم منفرد آن را اجرا کرده بود و ـ از حق نگذریم ـ قشنگ هم خوانده بود. اما گویا بین او و پرویز مقصدی درگیری پیش آمده بود و مقصدی نمی‌خواست آهنگ را او بخواند. آمد به من گفت: «تو بیا این آهنگ را بخوان، امتحان کنیم ببینیم چطور می‌شود.» رفتیم استودیو و من آن را خواندم. مقصدی گفت: «من از صدای تو خوشم آمده، اما باید تحریرها را کمی تمرین کنی.» بار دوم که رفتم خواندم، مقصدی به آقای یادگار گفت: «من این آهنگ را روی صدای مرتضی بیشتر می‌پسندم و نمی‌خواهم بدهم به منفرد.» آهنگ با صدای من ضبط و پخش شد.»

♫  LP Cover  ♫

* * *

حسن گلنراقی: مرا ببوس! (اولین ترانه)

حسن گلنراقی مرا ببوس

 

مرا ببوس
شعر: هاله [حیدر رقابی]
ویلون: پرویز یاحقی
خواننده:‌ حسن گلنراقی

مرا ببوس!
مرا ببوس!
برای آخرین بار،
تو را خدا نگهدار
که می‌روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته،
گذشته‌ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

در میانِ توفان هم‌پیمان با قایقران‌ها
گذشته از جان، باید بگذشت از توفان‌ها
به نیمه‌شب‌ها دارم با یارم پیمان‌ها
که برفروزم آتش‌ها در کوهستان‌ها

شبِ سیه سفر کُنم، ز تیره ره گذر کُنم
نگه کن ای گُل من، سرشک غم به دامن
برای من میفکن

دختر زیبا، امشب بر تو مهمانم،
در پیشِ تو می‌مانم، تا لب بگذاری بر لبِ من
دختر زیبا، از برقِ نگاه تو، اشکِ بی‌گناه تو،
روشن سازد یک امشبِ من

* * *
«تاریخچهٔ ترانهٔ مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *

ویگن: مهتاب (اولین ترانه)

ویگن مهتاب

ویگن مهتاب

مهتاب
ترانه‌سرا: ناصر رستگارنژاد
آهنگساز: اسپانیایی / یونانی (؟)
تنظیم‌کننده: نیکول الوندی (با همکاری ارکستر اسپانیولی)
خواننده: ویگن
انتشار: صفحه ۷۸ دور (سنگی) ـ ۱۳۳۶

مهتاب!
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
مهتاب!
ای چراغ آسمان
روشنی‌بخشِ جهان، کو ماهم!؟

نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا، لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیشِ تو تنها بودیم
مفتون و شیدا، غرقِ تماشا بودیم

مهتاب!
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده‌ام
افسوس رفت و آن دوران گذشت
سر نَهم بر کوه و دشت از هجرش

نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا، لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیشِ تو تنها بودیم
مفتون و شیدا، غرقِ تماشا بودیم

♫  LP Cover  ♫

* * *

فرهاد: مرد تنها (اولین ترانه)

فرهاد مرد تنها با صدای بی صدا

مرد تنها
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفرد زاده
خواننده: فرهاد مهراد
ترانه فیلم: رضا موتوری [+]

با صدای بی‌صدا،
مث یه کوه بلند،
مث یه خواب کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد.

با دست‌های فقیر،
با چشم‌های محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد.

شب، با تابوت سیاه،
نشست توی چشم‌هاش؛
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.

سایه‌ش هم نمی‌موند
هرگز پشت سرش؛
غمگین بود و خسته،
تنهای تنها.

با لب‌های تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره
قطره
قطره‌ی آب
قطره‌ی آب.

در شب بی‌تپش
این‌طرف، اون‌طرف
می‌افتاد تا بشنفه
صدا
صدا
صدای پا
صدای پا.

* * *
در باره‌ی ترانه‌ی «مرد تنها» در این سایت

* * *

گوگوش: قصه‌‌ی وفا (اولین ترانه)

گوگوش قصه وفا

قصه‌ی وفا
شعر: ایرج جنتی عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

به خاطر آور که آن‌ شب به بَرم
گفتی که: «بی تو ز دنیا بگذرم»
کنون جدایی نشسته بینِ ما
پیوند یاری شکسته بینِ ما
گریه می‌کُنم با خیالِ تو به نیمه‌شب‌ها
رفتی و من بی تو مانده ام غمگین و تنها

بی تو خسته‌ام، دل‌شکسته‌ام، اسیرِ دردم
از کنارِ من می‌روی ولی بگو چه کردم
رفته‌ای و من آرزوی کَس به سَر ندارم
قصه‌ی وفا با دلم مگو باور ندارم

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: فریبا (اولین ترانه)

داود مقامی فریبا

فریبا
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

فریبا، فریبا، دلارام زیبا
دریغا، دریغا، نسازی تو با ما
نغمه بخوان شادی کُن، شوری بر پا کُن
معجزه کن لطفی کن دردم دوا کُن
از غم هجرانت قلبی پُر خون دارم
نوگل من رحمی بر این دل شیدا کُن

فریبا، فریبا تو با ما بی‌وفایی
فریبا بگو خصم جان ما چرایی

بازآ ای مَه کم کُن آزارم
رحمی بنما بر دلِ بیمارم
بی‌تو فریبا، دلدار زیبا
حالی ندارم، بیمارم
بنشین کنارم، زیبا نگارم
از زندگانی بیزارم

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *

ستار: خانه به دوش (اولین ترانه)

ستار خانه به دوش

خانه به دوش
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: ستار
تیتراژ سریال «خانه به دوش»

پا به هر جایی میذاره آدم خانه به دوش
مهلتِ موندن نداره آدم خانه به دوش
زندگیش یه لحظه خالی، زندگیش یه لحظه پُر
زندگیش یه کوله‌باره آدم خانه به دوش

جاده‌ها زیر پاهاش تن می‌کِشن
سایه‌ها اون‌و به رفتن می‌کِشن
خاطراتش وقتی که جون می‌گیرن
خالیِ لحظه‌هاش‌و به قصه‌گفتن می‌کِشن

* * *