
بهار اومد
شعر: همایون اسدی
آهنگ: همایون اسدی
خواننده: محمد رودگر
بهار اومد، بهار اومد، بهار اومد
ولی اون هم بدونِ تو غمانگیزه
کجا رفتی، کجا رفتی، چرا رفتی
بدونِ تو بهار از غصه لبریزه
من آن رنگ سیاه شام اندوهم
من آن روزم که صبحم صبح پاییزه
میان آهوان، مجنون صفت هر دم
نمیمانم همی گردم، همی گردم
تو را میجویم و هرگز نمییابم
تو آن عشقی که افزون میکُنی دردم
بهار از شاخهام دیگر نمیروید
درختِ خشکِ عشقم کس نمیجوید
* * *

نغمه رهگذر
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: علیرضا خواجهنوری
شب همهشب در بیخبری، میرسد از ره رهگذری
خواند و دارد در دل من نغمهی جادویش اثری
رهرو خستهی نیمهشبان، نغمه زند به سکوتِ گران
میرود و آزرده چو من قصهی دل دارد به زبان
او که حکایتِ دل خواند راز دلم ز کجا داند
چون گذرد ز برم گویم: او که رود، که بهجا ماند؟
رهگذر ای مرغ شب من ، زمزمه بنشان بر لب من
نوای تو چو با شبم آمیزد، خموشی از سرای من بگریزد
ز بانگ تو غم ازدلم برخیزد
ای به سکوت شبانهی من، نغمهگر کاشانهی من
شب چو روی نغمه خوان ز کویم
از تو با دل سخنها گویم
او که حکایتِ دل خواند راز دلم ز کجا داند
چون گذرد ز برم گویم: او که رود، که بهجا ماند؟
♫ LP Cover ♫
* * *

نمنم بارونه امشب
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: فرشته
باز دلم پُر خونه امشب، چشم من گریونه امشب
اشکم از دیده روونه، نمنم بارونه امشب
دامن من شد دوباره آسمون پر ستاره
زندگی در چشمم شبهای بیمهتاب رو میمونه
خواب رو میمونه
بی تو، ابر گریهبارم؛ بی تو، شور لالهزارم
بی تو، رنجور و پریشون؛ بی تو، سرگردون و حیرون
بی تو، من همچون غریبی خسته و سر در گریبون
زندگی در چشمم شبهای بیمهتاب رو میمونه
خواب رو میمونه

دوستت دارم
شعر: سعید دبیری
آهنگ: فتحالله ریاحی
خواننده: سوسن
دوسِت دارم میدونی که این کار دله
گناهِ من نیس، تقصیر دله
عشقِ تو دیوونم کرده، بیآشیونم کرده
نام تو نازنینم ورد زبونم گرده
عشقِ تو نازنینم شبگرد کوچههام کرد
تو میدونی فدات شم قلبت باهام چها کرد
این بازیِ زمونهس، آخه منم جوونم
همه میگن: «دیوونهس!» اینو خودم میدونم
همه میدونن که عاشقی کار دله
گناه من نیس، تقصیر دله
عشقِ تو دیوونم کرده، بیآشیونم کرده
نام تو نازنینم ورد زبونم گرده
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت ترانهی «دوستت دارم» به روایت «سعید دبیری»
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

عشق زود گذر
(گل نیلوفر پشت پنجره)
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: مرتضی برجسته
دلم از دیدن تو سیر نمیشه
به کنارم تو بمون دیر نمیشه
اگه پیشم بمونی غصه میمیره
دل من از غم تو پیر نمیشه
وقتی روز لباس شب تن میکُنه
چشم تو خونهمو روشن میکُنه
روز میره شب بیقرارم میکُنه
غم تو فتنه به کارم میکُنه
ناز دستای قشنگ تو منو
نمنمک مثل بهارم میکُنه
گل نیلوفر پشت پنجره
میگه: «عشقا چقده زودگذره»
تو رو من به صدتا دنیا نمیدم
گرچه جون از غم تو در خطره
وقتی روز لباس شب تن میکُنه
چشم تو خونهمو روشن میکُنه
مرتضی دربارهی این ترانه در مصاحبهای گفته است:
«آن زمان سرباز بودم. یک روز، آقای سرهنگی آمدند گفتند که تو صدای خوبی داری. (من تابستانها، در کمپ افسران میخواندم) بعد مرا معرفی کردند به آقایی به اسم یادگار که در خیابان لاله زار، بغل سینما رکس یا سینما اسکار، صفحهفروشی داشت. من میرفتم پیش ایشان. آقای یادگار مرا معرفی کرد به پرویز مقصدی. پرویز مقصدی آهنگی ساخته بود به اسم «عشق زودگذر» که شخصی به اسم منفرد آن را اجرا کرده بود و ـ از حق نگذریم ـ قشنگ هم خوانده بود. اما گویا بین او و پرویز مقصدی درگیری پیش آمده بود و مقصدی نمیخواست آهنگ را او بخواند. آمد به من گفت: «تو بیا این آهنگ را بخوان، امتحان کنیم ببینیم چطور میشود.» رفتیم استودیو و من آن را خواندم. مقصدی گفت: «من از صدای تو خوشم آمده، اما باید تحریرها را کمی تمرین کنی.» بار دوم که رفتم خواندم، مقصدی به آقای یادگار گفت: «من این آهنگ را روی صدای مرتضی بیشتر میپسندم و نمیخواهم بدهم به منفرد.» آهنگ با صدای من ضبط و پخش شد.»
♫ LP Cover ♫
* * *

مرا ببوس
شعر: هاله [حیدر رقابی]
ویلون: پرویز یاحقی
خواننده: حسن گلنراقی
مرا ببوس!
مرا ببوس!
برای آخرین بار،
تو را خدا نگهدار
که میروم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته،
گذشتهها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
در میانِ توفان همپیمان با قایقرانها
گذشته از جان، باید بگذشت از توفانها
به نیمهشبها دارم با یارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها
شبِ سیه سفر کُنم، ز تیره ره گذر کُنم
نگه کن ای گُل من، سرشک غم به دامن
برای من میفکن
دختر زیبا، امشب بر تو مهمانم،
در پیشِ تو میمانم، تا لب بگذاری بر لبِ من
دختر زیبا، از برقِ نگاه تو، اشکِ بیگناه تو،
روشن سازد یک امشبِ من
* * *
«تاریخچهٔ ترانهٔ مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *


مهتاب
ترانهسرا: ناصر رستگارنژاد
آهنگساز: اسپانیایی / یونانی (؟)
تنظیمکننده: نیکول الوندی (با همکاری ارکستر اسپانیولی)
خواننده: ویگن
انتشار: صفحه ۷۸ دور (سنگی) ـ ۱۳۳۶
مهتاب!
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
مهتاب!
ای چراغ آسمان
روشنیبخشِ جهان، کو ماهم!؟
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا، لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیشِ تو تنها بودیم
مفتون و شیدا، غرقِ تماشا بودیم
مهتاب!
امشب که پیش توام
او رفته و من ماندهام
افسوس رفت و آن دوران گذشت
سر نَهم بر کوه و دشت از هجرش
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا، لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیشِ تو تنها بودیم
مفتون و شیدا، غرقِ تماشا بودیم
♫ LP Cover ♫
* * *

مرد تنها
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفرد زاده
خواننده: فرهاد مهراد
ترانه فیلم: رضا موتوری [+]
با صدای بیصدا،
مث یه کوه بلند،
مث یه خواب کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد.
با دستهای فقیر،
با چشمهای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد.
شب، با تابوت سیاه،
نشست توی چشمهاش؛
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.
سایهش هم نمیموند
هرگز پشت سرش؛
غمگین بود و خسته،
تنهای تنها.
با لبهای تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره
قطره
قطرهی آب
قطرهی آب.
در شب بیتپش
اینطرف، اونطرف
میافتاد تا بشنفه
صدا
صدا
صدای پا
صدای پا.
* * *
در بارهی ترانهی «مرد تنها» در این سایت
* * *