امیر رسایی ـ پوران: عشق بی‌فرجام

امیر رسایی پوران عشق بی فرجام

عشق بی‌فرجام
شعر: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگ: رضا ناروند
خوانندگان: امیر رسایی و پوران
اجرا: ۱۳۴۲

امیر رسایی: 
ز من مخواه از تو رو نهان کُنم
به گوشه ای تنها آشیان کُنم
پوران: 
برو که میترسم با نوازشی
غم تو را در دل ، جاودان کنم
امیر رسایی: گرچه در آتش کِشی‌ام
تو عاقبت می‌کُشی‌ام
مگو تو با ما
پوران: ز من بپرهیز ، ز من تو بگریز
که آتشم، آتش سوزان
امیر رسایی: ز اشک و آهم ببین که خواهم
دلی ز عشق تو فروزان
پوران: زین فتنه تو بگذر رنج خود چو خواهی
امیر رسایی: دور از تو مرا کو جز اشکی و آهی؟!
پوران: بهتر که شود در تو عشق من فراموش
امیر رسایی: جز با تو نیفروزد این شعله خاموش
. . .
. . .
امیر رسایی: هرگز مگو از برم بگریز
پوران: شد سینه از عشق تو لبریز
. . .
. . .

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

پوران: شعله‌ی سرکش (شاخه گل ۲۸۲)

پوران شاخه گل ۲۸۲ شعله سرکش

شعله سرکش (شاخه گل ۲۸۲)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: پوران

الهی اگر عاشق شود
روزی چو من دیوانه‌اش کُن
چو دیوانه شد، همدرد من
در گوشه‌ی میخانه‌اش کُن

به غم یارش کُن، گرفتارش کُن
تا ز دل آهی کشد و اشکی بِفِشانَد
تا چو من بر آتش غم، دل را بِنِشانَد

ز نامُرادی باید اکنون سویِ صحرا رو کُنم
به سنگِ خارا نیمه‌شب‌ها شِکوه‌ها از او کُنم

داده از کف روشنی را
فانوسِ چشمم در جوانی
قصه‌ها گوید نگاهم
با این زبانِ بی‌زبانی

شُعله در کاشانه‌ام
سر می‌کشد از آهِ درد آمیزم
روز و شب توفان کُند
دور از رُخش این اشکِ سیل انگیزم

* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

پوران: ملا ممد جان

پوران ملا ممد جان

ملا ممد جان
شعر: محلی افغانی
تنظیم آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری

♫  LP Cover  ♫

* * *

پوران: فدات بشم (ترانه فیلم)

پوران فدات بشم

فدات بشم
شعر: سیامک یاسمی
آهنگ: سیامک یاسمی
خواننده: پوران شاپوری
ترانه فیلم: شمسی پهلوون

پوران: دوستت دارم (ترانه فیلم)

پوران دوستت دارم

دوستت دارم
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران
ترانه فیلم: حاتم طائی

پوران: دل من طاقت نداره (ترانه فیلم)

پوران دل من طاقت نداره

دل من طاقت نداره
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران
ترانه فیلم: حاتم طایی

پوران: عروس دریا (ترانه فیلم)

پوران عروس دریا

عروس دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: پوران شاپوری

مثال تور ماهی‌ها تار دلم ز هم گسسته
می‌خوام بگیرم دامنت با این دو دستِ پینه‌بسته
دلم میون سینه‌ام به خون نشسته
مثال قایقهای پیر تنم شکسته
دل زدستم گله داره، من ز دستِ دل شکایت
نتوانم پیش یارم غم دل کُنم حکایت
ای آسمون بی‌ستاره با دل من کُن مدارا
به هم مزن دگر دوباره آشیونِ‌ عشقِ ما را

* * *

ویگن ـ پوران: پستچی (نامه‌رسان)

ویگن پوران پستچی نامه رسان

پستچی (نامه‌رسان)
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ پوران
انتشار: ۱۳۴۰

ـ ببخشین! منزل خانم نسترن اینجاست؟
+ بفرمایین، چی‌کار داشتین؟!
ـ پُسته!
+ آهان، درسته!

ـ من پیکم، پیک امید و آرزویَم
روز و شب چشم کسان باشد به سویم
ای گل زیبا ز آن سوی دنیا
این نامه از بهتر تو آرَم!
مانده پریشان در غم هجران
من هم دلی دیوانه دارم!

+ ای نامه‌رسان، ای نامه‌رسان
ای قاصد دیرینه‌ی من!
از عشق مَهی گویی که بُوَد
دل شعله‌ور در سینه‌ی من!
گر این نامه از او باشد
بانگ نشاط از دل برآرَم
صدها بوسه از آن گیرم
آن را به چشم خود گذارم

+ اون کاغذ که مال من نیست!
ـ ولی به اسم شما نوشته شده.
+ بله، اما تو این خونه دونفر به این اسم هستن.
ـ خیلی عجیبه!

+ ای پیک شوق و شادی، چشم انتظارم
من چرا یک نامه از یارم ندارم؟!
هفته‌ها طی شد؛
اما نیامد نامه‌ای از سوی یارم!
بُرده از یادم؛
بی‌خبر از او، ناامید و بی‌قرارم!

ـ شاید روزی بر تو در دولت گشاید
+ شاید بر من بخت رَمیده رو نماید

ـ هفته‌ی دیگر، نامه‌ای از او
شاید، شاید، شاید بیاید!
+ خود به بَرِ من، آن مَه دلجو
شاید، شاید، شاید بیاید!

● از سری ترانه‌های دوصدایی ویگن و پوران که با سوژه‌ی مشاغل، در قالب نمایشنامه‌های فکاهی اما با مضمونی عاشقانه در رادیو اجرا شد.
● متن ترانه و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

ویگن ـ پوران: هفت‌ هشت تا

ویگن پوران هفت هشت تا

هفت هشت تا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن و پوران

پوران:
دلم می‌خواست
شب عروسی‌مون، شب روبوسی‌مون
روز پاتختی‌مون، روز خوشبختی‌مون
هر ساعت، یک ماه می‌شد
هر ماهی، یک سال می‌شد
نه یک، نه دو، نه سه، نه چهار
بلکه هفت، هشت سال!

ویگن:
دلم ‌می‌خواست
بچه‌های تپُلی، لُپ‌هاشون برگ گُلی
لُپ‌هاشون برگ گُلی، با موهای سُنبلی
خاک پاشون توتیا، قَد و نیم‌قَد، تا به تا
نه یک، نه دو، نه سه، نه چهار
بلکه هفت، هشت تا!

همخوان:
دلم می‌خواست
پولامون مثال ریگ می‌رفت از پارو بالا
جینگ و جینگ و جینگ می‌کرد
زیر پاهامون طلا
نه یک، نه دو، نه سه، نه چهار
بلکه هفت، هشت بار!
. . .
. . .

* * *