
گل سرخ (من گل سرخ بهارم)
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
گل سرخ (من گل سرخ بهارم)
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار ۱۳۴۰
من گُل سرخ بهارم، مانده ز شاخه جدا
دست ستمگر گلچین چیده ز شاخه مرا
گرچه در این گلدان بلور ـ آه ـ محفلآرا شدهام
شِکوه دارم از هستی خود ـ آه ـ ز آنکه فنا شدهام
اکنون تنها ماندهام
از یاران جدا ماندهام
روزی آخر آیَد از در زیبارُخساری افسونگر
بیند مرا آن غنچهلب، برگیردَم با شوق و طرب
با شیوهی دیرینهاش بنشانَدَم بر سینهاش
از سینهاش چون برکَنَد ـ آه ـ
بر دامن خاکم فکنَد
چون بینَد گشتهام پرپر
برگیرد چشم از من، دیگر
گرچه گُلی از بهشتم
جز این نبوَد سرنوشتم
اکنون تنها ماندهام
از یاران جدا ماندهام
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

لانه (آشیانه)
ترانهسرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: هوشنگ شهابی
تنظیمکننده: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
ریزش باران بر سر لانه
چون دلم کرده ویران خانه و آشیانه!
دیگر این لانه گشته ویرانه
ز آن یادگار عشقت مانده بر جا فسانه!
باد و بارانها برکَنَد از جا
آشیانِ من، وه چه بیپروا!
مرغک زیبا برنگرد اینجا
میبَرَد طوفان آشیانِ ما
ریزدَم بر سر سِیلی از باران
آشیان خرابم مانده در دست طوفان
جان من، خسته؛ راه من، بسته
بال و پَرم شکسته؛ دل ز غمها پریشان!
ای همآشیان، حال من بدان!
سوی من نیا، در سفر بمان!
کرده طوفانها قصد جان من
مانده دست غم، آشیان من
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

کجایی
کلام: کارو / خواننده: ویگن
بر آهنگ: Bobby Vinton – Mr Lonely
امشب ای پریپیکر، نازنین دختر، گو کجایی؟
ای سیَهگیسو، چشم بیخوابم
میدوَد هر سو، تا بیایی!
با منِ شیدا، آن شب زیبا
آنچه میگفتی، شد فراموشم!
گو کجا هستی تا ز سرمستی
بوسه گیرم از روی تو!
کو لب نوشَت، مرمر دوشَت؟
بین، منم امشب مَست و مدهوشَت!
آنچه میگفتی شد فراموشم
کِی گذارم سر بر دوشَت؟
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

خسته (به یاد تو)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: ناصر حسینی
تکنوازی ویلن: سورن [الکساندر مایلیان]
انتشار: ۱۳۴۱
ز تو گر دورم،
شادم به نسیم موی تو، به خیال روی تو
گل سرخ خوشبویی، ز سر زلفت مویی
به برم بر جا مانده
دل و جانی آزرده، به جدایی خو کرده
ز من این تنها مانده
شدهای تو چنان آتشکدهای
شدهام چو خزان غمزدهای
گل روی تو به خزانم خنده زند
ز غمت چو پریشان موی توام
همه شب به خیال روی توام
دل غمگین گر نکُند یادت، چه کند!؟
تو امیدی، تو انتظار منی
آرزویی، تو (به) روزگار منی!
کس ندانَد (چه دانَد) چها بیتو بر من گذشت
قصهای غمفزا باشد این سرگذشت
کس نداند ماجرای دل من
کس نخواند قصههای دل من
● دو نسخه از این اثر با تفاوتی جزئی در متن ترانه؛ ورژن اول به همراه ارکستر رادیو، و ورژن دوم با همکاری ارکستر سمفونیک. (متن، توضیح و ترانهها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

خندهٔ مستانه
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگ: خارجی
تنظیمکننده: آلوارو سباستیان
انتشار: ۱۳۳۸
شادم امشب گر هشیارم و گر مستم
از غم دل رَستم!
دیگر امشب از پیمانههای ساقی
سرخوش و سرمَستم!
من آزاد از این غمهای روزگارم
اگرچه پابندم!
میسوزم چون شمعی در سایهی شبها
بر اشکم میخندم!
برخیزید ای یاران با نشاط و شادی
تا گُل برافشانیم
مستانه با رقص ساغر و پیمانه
ترانهها خوانیم!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

جدایی
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
رفتی و غمی جانسوز در سینه به جا مانده
دل گشته چون آن مرغی کز لانه جدا مانده
دانستن قدرِ من هرگز نتوانستی
قدرِ من و عشق من دردا که ندانستی
یاد آن که برای تو دل، دریای محبت بود
دنیای من و دل من، دنیای محبت بود
بودم بر تو هر شب، بودی تو در برم هر روز
با شوق تو میراندم از سینه غم جانسوز
ای رفته از یادت رفتی و نهادم دل بر غم تنهایی
بنشستم و خو کردم با رنج شکیبایی
* * *

مرد سرگردان
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹
مرد سرگردان این شهرم
همدمی گمگشته را جویَم
قصهها دارد دل تنگم
بشنو امشب، قصه میگویم!
یک شب از شبهای تابستان
ناشناسی از سفر آمد
با نگاه پُرغرور خود
شعلهها بر دشت جانم زد
دور از این دنیای تاریکی
ما دو مرغ نغمهخوان بودیم!
غافل از اندیشهی فردا
روز و شب با هم روان بودیم!
یک شب بارانی پاییز
آسمان، ساز جدایی زد
او سفر کرد از دیار من
پا به عشق و آشنایی زد
ماندهام تنها و سرگردان
او نشان از من نمیگیرد!
رفتهام از یاد او، اما
یاد او در من نمیمیرد!
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

جشن تولد
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
خیزید و امشب صفا کُنید
مستانه، شوری به پا کُنید
سال نوینی رسیده باز
بر آن گُل ناز!
ای دختر شوخ و دلربا
ای شمع محفل بیا، بیا
با غنچهی آن لبانِ نوش
شمعها را کُن خاموش!
آه. . . گَل باشی و عمرت چو گُلها نباشد
تو را غمی هرگز به دنیا نباشد
گشته بهار دگری بر گُل عمرت پیدا
نوگُل رویَت بهخدا طعنه زنَد بر گُلها
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

کجاوه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۱
با نغمههای کاروان، از ره رسیده ساربان
آزردهدل از دیدنِ دروازه و دروازهبان
بنشسته چون نیلوفری
در یک کجاوه دختری
دل بُرده او از ساربان
اما دلش با دیگری
دلداده در شبِ سفر
پیاده رفته تا سحر
با دخترک که گفته است
غوغای دل در هر نظر
که: ماهِ من! جفا مکُن
مرا ز خود جدا مکُن!
چو میروی ز کاروان
مرو ز پیش ساربان
در این سفر به هر کُجا که رو نمود
دو چشمِ او به روزنِ کَجاوه بود
کُند به دل خدا خدا،
که چون شوم از او جدا
فردا جدایی میرسد آخر به پایان سفر
آن مه ندارد بعد از این با ساربان کاری دگر
* * *

نیش و نوش
شعر: دوبیتیهای بابا طاهر
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: تپه عشق (۱۳۳۸)
به صحرا بنگرُم، صحرا ته وینُم
به دریا بنگرُم، دریا ته وینُم
به هر جا بنگرُم، کوه و دَر و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینُم
ته که نوشُم نهای، نیشُم چرایی؟!
ته که یارُم نهای، پیشُم چرایی؟!
ته که مرهم نهای ریش دلُم را
نمکپاش دل ریشُم چرایی؟!
مو که افسرده حالُم، چون ننالم؟!
شکسته پَر و بالم چون ننالُم؟!
همه گویند فلانی ناله کم کن
ته آیی در خیالُم، چون ننالُم؟!
دو زلفونت بُوَد تار ربابُم
چه میخواهی از این حال خرابُم؟!
ته که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمهشو آیی به خوابُم؟!
درخت غم به جانُم کرده ریشه
به درگاه خدا نالُم همیشه
بیا که قدر یکدیگر بدانیم
اجل، سنگ است و آدم مثل شیشه
ته دوری از برَم، دل در برَم نیست
هوای دیگری اندر سرَم نیست
به جان دلبرُم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *