
بینشان
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: اعتراف (۱۳۴۵)
بیا که با یاری خدا شد ز غم، رها سینهی ما
بیا که از آتش وفا پُر شد از صفا سینهی ما
چو برگ گُل، بعد از این تو را
روی دامنم مینشانم
ز شوق دل، بر تو اشک خود
همچو شبنمی میفشانم
شرابی از عشق آتشین
بر تو نازنین میچشانم!
بیا که با یاری خدا شد ز غم، رها سینهی ما
بیا که از آتش وفا پُر شد از صفا سینهی ما
پرندهی نازنین بیا از شادی، نغمه سر کُن!
سخن بگو، آتش مرا بیش از این شعلهور کُن!
بیا که چون روی دلکِشت
در همه جهان، کس ندیده!
خدا تو را بهر شادی قلب عاشقان آفریده!
بیا که با یاری خدا شد ز غم، رها سینهی ما
بیا که از آتش وفا پُر شد از صفا سینهی ما
* * *

خورشید من
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
در چشم تو دیدم خورشیدم را
مَرو، از من مَگیر امیدم را!
از تنهایی سیرم، با من بمان!
بنشین با من، شعر یاری بخوان!
چو قمری آرام، رفتار تو
سرود زیبایی، گفتار تو
ای روشن از تو تاریکیها
از خود مَران این تنها را
با تو مرغی ترانهسازم
بیتو همه نیازم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

جنگل تنهایی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
من که جنگل بُوَد منزلم
از جدایی، پریشاندلم
دیگر محزون شد دلِ شادم
این تنهایی، برده ز یادم
عشق و شور و سخن
جنگل با خاموشی غمگین
ریزد شبها سایهی سنگین
بر تن خستهی من
نه لبخندی، نه دیداری!
نه پیغامی ز دلداری!
من که جنگل بُوَد منزلم
از جدایی، پریشاندلم
حال از این جنگل میگُریزم
تا ژاله از چشمان نریزم
آه از غمِ یار عزیزم!
* * *

بپذیر
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: اونیک
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
مستی چشمان تو را
باده ندارد بهخدا!
در پیات آیَم همهسو
بینَمت ای مَه، همهجا!
وای، وای!
من به فدای تو، عشوه مکُن!
از من خسته بهانه مگیر!
ای که شد عشق تو هستی من
عشق و وفای مرا بپذیر!
بپذیر از دل من، دگر آوای مرا
بشنو در دل شب، غم گویای مرا
که بَری از دل من، همه غمهای مرا
عشق تو نغمهسرا کرده وجود مرا
عشوه مکُن که دلم میشکند بهخدا!
وای، وای!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

یاد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
فتاده در میان ما جداییهای بسیاری
نه یک نامه، نه پیغامی، نه امیدی به دیداری
فتاده در میانِ ما هزاران صحرا
هزاران کوهِ سنگیندل، هزاران دریا
خوشا بر آن پرستویی که پَر میگیرد
به تنهایی (آسانی) شبی راه سفر میگیرد
به چشم من تو چون خورشیدی
همه نوری، همه امیدی
به هر جا رفتی، مبَر از یادم
که من هم هر دم به یادت شادم
* * *
مجموعهای از ترانههای «تکساز» در این سایت
* * *

الهه نازم (عشق و افسانه)
ترانهسرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: اسپانیایی
تنظیمکننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
در آسمان عشق من ستارهای نو دَمید
چشمان افسونگر وی میدهد بر من نَوید
غنچههای مِهر او در باغ دل، شکُفته شد
سُکرِ بادهی وفا در جامِ جان، نهُفته شد
بشنو نغمهی ساز من
گویَد با تو، او راز من
ای الههی نازم!
بشنو آواز من!
جادوی آن دو چشم مَست
عشق من، افسانه کرد
از کف، صبر و تابم رُبود
باز مرا دیوانه کرد
چون مرغ پَر شکستهای
در دام آن فُسونگرم
گر او دارد قصد جان
از قید جان بگذرم
. . .
. . .
● این ترانه در سال ۱۳۴۵، توسط گروه «اعجوبهها» با تنظیمی متفاوت و با صدای جمشید علیمراد بازخوانی شد. (در اینجا بشنوید).
● نکته قابل توجه در اصلاح متن ترانه، کلمهی سُکر (= مستی، مدهوشی) در ترکیب «سُکر بادهی وفا» است که در اکثر منابع این مصرع را اشتباهاََ «صبح بادهی وفا» در نظر گرفتهاند. (متن و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

چرا نمیرقصی!؟
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: ویگن
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۶
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نوگُل باغ تمنا رو بنازم
تو که با عشوهگری از همه دل میبَری
منو شیدا میکُنی چرا نمیرقصی!؟
تو که با موی طلا، بَر و بالای بلا
فتنه بَر پا میکُنی چرا نمیرقصی!؟
ای سبک رقصِ بلا، تو مکُن ناز و بیا
تو که در رقصِ طرب، شعبدهبازی
ای گُلِ عشق و صفا، مرو از محفلِ ما
تو که شادابتر از هر گُل نازی
. . .
چو برقصی تو فریبا، ببری از دلِ من تاب و توانم
چو خرامی ز تمنا فکنی برق هوس بر دل و جانم
ز نگاهم چو گریزی، تو پریزاده مگر خواب و خیالی؟
چه شود گر بخرامی، تو که شیرینتر از امید وصالی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نوگُل باغ تمنا رو بنازم
* * *

بیگانه بیا
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹
دلم شد از تنهایی دیوانه، بیا!
بیا، بیا باز امشب، مستانه بیا!
ز آشنایان، دیگر آزردهدلم
به کلبهام، امشب ای بیگانه بیا!
صدای دلم را بیا و بشنو!
که گویَد به یاد توام همیشه
غم تو رُبوده صبر از دل من
که عشق و صبوری، سنگ است و شیشه!
آسمون عشقم شده بیستاره
نگهی کُن به چشم پُر ستارهام!
جان دهم به راهت، گر کُنی اشاره
تو چه دانی ز قلب پُر شرارهام؟
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

عروس
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
خوش از بَرِ ما رفتی آسان
میخَرامی دامنکِشان
در جامهی نوعروسان
شور میافزاید نغمهی ساز
از هر سویی خیزد آواز
از چشمانت میریزد ناز
برمیخیزد خوشنوای «مبارک باد»
دلها شود سرمست و شاد
در این میان، تنها منم رفته از یاد
آرزویَم رفته بر باد!
نُقل و سکه و گُل میریزد
از هر سو به سر و رویَت
اشک شادی و غم میریزد
از آن دیدهی جادویَت
خوش از بَرِ ما رفتی آسان
میخرامی دامنکِشان
در جامهی نوعروسان
کز مِهر ما بُریدهای
دلم به خون کشیدهای
با دیگری بستی پیمان
خوش میروی آرامِ جان
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

درِ بسته
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
افتادهام از مَستی در کوی سرگردانی
اینک من و از هستی، این بی سر و سامانی
این رَه ندارد پایان، میدانم و میدانی!
تا کِی دل از غم سوزد در سینهی ناشادم؟
تا کِی برَد موج غم بر آسمان، فریادم؟
دیگر نمیخواهد دل سوزَد ز درد دیرین
نفرین به عشقم، نفرین!
نفرین بر این غم، نفرین!
دیگر نمیخواهم با دیدهی گریان
راه وفا جویَم، آه، حیران و سرگردان
دیگر نمیخواهم افسرده و خسته
غمگین نظر دوزم، آه، بر این درِ بسته!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *